تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

بهائیان در آرزوی پیروزی صدام!

نویسنده : میکائیل    |   تاریخ : 1399/06/26 15:30
پشت پرده تشكیلات (خاطرات عضو سابق فرقه بهائیت)

دفاع مقدس و پیشگویی های صادراتی از عكا
    دقیقاً 20 ماه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت، اما پیش بینی هایی كه از عكا به بهائیان ارائه شده بود، محقق نشد و انقلاب اسلامی همچنان به راه خود می رفت، بدین سبب، صدام حسین رئیس جمهور وقت عراق با حمایت همه دنیا به ایران حمله كرد تا قبل از هر چیزی جمهوری اسلامی را از بین ببرد، اما او كه ادعا می كرد در طی یك هفته و یا حداكثر یك ماه ایران را فتح خواهد كرد، درگیر جنگی طولانی شد. یادم هست در یكی از روزهای سال 1360 كه من و برادرانم شهرام و بهرام مشغول فروش آجیل و تخمه و سیگار بودیم، ناگهان با صدای مهیبی زمین لرزید و در پارك ولوله به پا شد ...   



آن روز در ورزشگاه قدس همدان، نماز جمعه بر پا بود و در كنار این ورزشگاه محل اعزام نیرو بود. در این روز شوم هواپیماهای عراقی نمازگزاران نماز جمعه را برخلاف همه قوانین شرعی، اخلاقی و بین المللی به خاك و خون كشیدند، اما هیچ یك از محافل حقوق بشر دنیای غرب به این جنایت اعتراض نكرد تا صدام گستاخانه تر چند سال بعد فاجعه حلبچه را بیافریند.

در آن سال بنی صدر فرمانده كل قوا بود. یك روز اعلام كردند بنی صدر قرار است به همدان بیاید، طرفداران او شهر را آذین بستند و بالاخره خودروی حامل او با طمطراق فراوان وارد میدان شد و میدان را دور زد. پشت سر خودروی حامل بنی صدر طرفدارانش باساز و دهل می رقصیدند؛ انگار می خواستند خشم مردم شهید داده را برانگیزند. در این حال گروهی جوان به آنها اعتراض كردند كه:
    «این مردم عزادار شهیدشان هستند، آن وقت شما به سبك روزهای ورود شاه و فرح بساطساز و دهل و رقص پهن كرده اید، از خانواده های شهدا خجالت نمی كشید؟!»
    طرفداران بنی صدر كه كاملاً حساب شده، خشم مردم را برانگیخته بودند، ناگهان با چاقو و پنجه بوكس به جان مردم معترض افتادند و بعد هم سر و روی خود را خونی كرده و فریاد می زدند: این سند جنایت بهشتی است. در حالی كه این سید مظلوم روحش از این ماجرا خبر نداشت. در میان این همه جار و جنجال مردم نشان دادند كه به خوبی از خیانت های بنی صدر آگاه هستند و می دانستند او به بهانا اینكه می خواهیم متجاوزان را قیچی كنیم، راه را برای ورود سربازان بعثی باز گذاشته و با محدود كردن مدافعان شهرها و جلوگیری از رسیدن اسلحه و مهمات به ارتش و بسیج راه را برای متجاوزان هموار كرده است. در نهایت نیز سر و كار بنی صدر به دوستی مسعود رجوی كشید و بنی صدر در حالی كه افراد رجوی با چاقوی موكت بری و بعدها با اسلحه و نارنجك به جان مردم افتاده بودند با لباس زنانه از ایران گریخت و در پاریس به اتفاق رجوی (داماد جدیدش) شورای مقاومت ملی را درست كردند. پس از چند ماه نیز فیروزه بنی صدر از رجوی طلاق گرفت و اتحاد رجوی و پدرزنش هم شكسته شد. جالب اینكه رجوی زمانی با دختر 71 ساله بنی صدر ازدواج كرد كه همسرش تازه توسط نیروهای مدافع انقلاب در خانه تیمی زعفرانیه كشته شده بود.

    دامنه بمباران شهرها توسط مزدوران بعثی عراق به همدان هم كشیده شده بود و میگ های عراقی در ارتفاع 07 هزار پایی به روی شهر بمب و راكت می ریختند، شب ها در زمان حمله، برق شهر قطع می شد تا خلبان های عراقی نتوانند موقعیت شهر را تشخیص بدهند. پنجره های خانه ها را با مقوای سیاه پوشانده بودیم، مبادا نور شمعی موقعیت شهر را برای دشمن مشخص كند. در آن روزها مردم به یكدیگر بیش از پیش نزدیك تر شده بودند، حتی نزدیك تر از آخرین روزهای حكومت نظامی رژیم شاه كه هر خانه ای بجز خانه بهایی ها مامن مبارزان زخمی بود.
    سیل كمك های مردمی به سوی جبهه روان بود، حتی خانم ها با ارسال طلا، زیورآلات و لباس های بافتنی در پشت جبهه ها مشاركت می كردند. نوجوانان با دست بردن در شناسنامه هایشان راهی جنگ می شدند و در میان این فضای پر از عشق و اخلاص، بهایی ها دعا می كردند كه صدام پیروز شود!!! آنها از سفره این سرزمین ارتزاق می كردند، اما در آرزوی پیروزی بیگانه بودند. با وجود آنكه سربازان صدام حتی به كسانی كه جلوی پایشان گاو و گاومیش ذبح كردند هم رحم نكردند و به خانواده های آنها تعرض كردند.
    هنگامی كه بمب های عراقی به شهرهای ایران می خورد بهائیان شادمانه ندای «یا جمال مبارك شكرت» را سر می دادند و از قول عكا نشینان می گفتند:
    «صدام حسین انسان شایسته ای است كه از طرف (جمال مبارك) مامور شده است تا ایران را آزاد كند و باعث رهایی بهائیان بشود. »
    و این در حالی بود كه بهائیان در برخی از شهرهای ایران مشغول كسب و كار بودند و از سفره این مردم می خوردند، اما پول های خود را به اسرائیل می فرستادند.
    هرگاه رادیوهای بیگانه اعلام می كردند ایران در فلان جبهه شكست خورده است، بهائیان به رقص و پایكوبی می پرداختند و چون حرف بیت العدل را حرف جمال مبارك می دانستند، می گفتند:
    «فرمودا بیت العدل محقق خواهد شد، جمال مبارك شكر!»
    و عبدالبها را شكر می كردند. و می گفتند: هر چه بیشتر از اینها در جنگ كشته شود دل ما خنك تر می شود!
    اعضای فرقا بهائیت در طول سال های دفاع مقدس، هیچ نقش مثبتی ایفا نكردند؛ زیرا اكثر جوانان این فرقه بجای رفتن به خدمت مقدس سربازی به صورت قاچاق از كشور می گریختند، تعدادی هم به كمك پول و پارتی بازی در جاهای امن به خدمت سربازی مشغول می شدند. آن هم از سر اكراه؛ چون بهائیان ایران را وطن خودشان نمی دانند.
    در طول سال های دفاع مقدس چنان كه از عكا دستور رسیده بود، بهائیان فقط در كار خرید ملك، زمین و آپارتمان بودند؛ زیرا در دوره جنگ بویژه جنگ شهرها، قیمت آپارتمان و خانه بسیار پایین بود و بازارش رونقی نداشت. در این سال ها آنها سند روی سند می گذاشتند، فقط كافی بود كه احساس كنند یك نفر به پول نیازمند است، در چنین حالتی به صورت غیرمحسوس صاحب ملك را دوره می كردند و در نهایت خانه اش را از چنگش بیرون می آوردند. نكته ای كه جای تامل دارد این است كه از اسرائیل فرمان رسیده بود كه فقط زمین ها، املاك و آپارتمان های مسلمانان را بخرید و از بهایی و كلیمی خرید نكنید.

نوشته : سعید سجادی


منبع : روزنامه كیهان، شماره 19143 به تاریخ 87/6/5، صفحه 8

برچسب ها:بهائیت و دفاع مقدس, دستور عکا, جنگ تحمیلی, فرار از جنگ, عکا, بهائیان در آرزوی پیروزی صدام!, نقش بهائیان در دوران دفاع مقدس,

  |   دیدگاه ها ()

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic