صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
هویدا و فراماسونریفرق معجزه با جادو وسحراحکام ساختگی علیمحمد شیرازی (باب)اغلاط ادبی ایقان وادعای مضحك شوقینابرابری حقوق انسانی در بهائیت (3)بهائیت و تعدد زوجاتجانشین بابعبدالحسین آیتی (آواره سابق)
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,055 بازدید دیروز : 2,521 بازدید کننده ارمزو : 200 بازدید کننده دیروز : 424 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 8,109 بازدید ماه : 21,082 بازدید سال : 21,082 بازدید کلی : 21,082 ● اطلاعات شما آی پی : 3.236.75.30 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

داستان من یظهره الله

میکائیل
:
بازدید : 2


کلمه‏ ی قائم منتظر و مهدی موعود را عنوان تألیف خود قرار داده بود؛ بعد هم پایش را بالاتر نهاد ادعای مهدویت نموده گفت:

من همان قائم منتظر و مهدی موعودم، همه جا ناقوس (انی انا القائم المنتظر و الحجة الاکبر) را می‏نواخت و همین که دعوی "نبوت" کرد، پایش مانند برخی از چهارپایان در گل گیر کرده نمی‏دانست چه نقشه‏ای بریزد تا آن کلمه قائم منتظر و مهدی موعود را که عنوان تألیفات خویش قرار داده بود، تأویل کند:

زیرا وی به عقیده خودش به مقام پیغمبری رسیده و کتابی به نام "بیان" آورده مردم را به دین جدید خویش دعوت می‏کند دیگر چه معنی دارد از طرف امام مأمور باشد و تقویت از دین مبین اسلام بنماید، لذا در دریای اندیشه فرورفت تا این که فکرش به این جا رسید که آن عنوان قائم منتظر و مهدی موعود را تبدیل به یک مفهوم کلی و معنای مبهمی کند و آن عبارت بود از کلمه "من یظهره الله" یعنی کسی که بعد، خدا او را ظاهر می‏کند؛ آری! علیمحمد برای این که نوشته‏های سابق خود را تأویل کند، این طور می‏گوید: مقصود من از قائم و مهدی منتظر که از جانب او دعوای بابیت می‏نمودم و از مقام حضرتش دائم تعریف کرده، از ظهورش بشارت می‏دادم، "من یظهره الله" است یعنی کسی که بعد، خدا او را ظاهر می‏کند.

از این جا زیرکی حسینعلی به خوبی آشکار می‏گردد؛ وی ادعای من یظهره اللهی کرده می‏گوید من همان کسی هستم که علیمحمد از ظهور من خبر داده، صبح ازل باید پیرو من گردد، کتاب بیان منوط به تصدیق و امضاء من است من مرام علیمحمد را نسخ کرده، خلاصه با این خدعه و نیرنگ در حدود پنجاه نفر از بابیه را پیرو خود ساخت و مابقی که سی نفر بیش نبودند از صبح ازل پیروی می‏نمودند.

از این به بعد، فرقه بابیه به دو دسته ازلی و بهائی تقسیم شدند و دائما به لعن و تکفیر هم می‏پرداختند در نتیجه انقلاب و هیجان عجیبی بین آن دو دسته ایجاد شد؛ دائما نیرنگ‏ها به هم می‏زدند کثافت کاریها به بار می‏آوردند از این رو پادشاه عثمانی چاره‏ای ندید جز این که آن دو دسته را از نقاط نزدیک مرز به جاهای دوردست تبعید کند، تا کاری از آن ها ساخته نباشد؛ این بود که صبح ازل و پیروانش را با چند نفر از بهائی ها به ماغوسای قبرس تبعید کرد، و حسینعلی و یاورانش را با چند نفر از بابی ها به زندان معروف عکا افکند؛ این کار در 20 ربیع‏الاول سال 1285 هجری واقع شد.


منبع: کتاب امشی بحشرات بهائی، تألیف سید محمد مهدی مرتضوی؛ ناشر: کتاب فروشی علامه

مطالب مرتبط
باب در بوشهر
مانکجی مأمور انگلیس در ایران
واقعه بدشت
شناخت بهائیت در چند سطر
رضاشاه و بهائیت
معرفی اجمالی حسینعلی نوری3
بهاییت وسوء استفاده ازشعاریاصاحب الزمان2
فرق بین بابیت وبهاییت
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی