تبلیغات
سایت جامع بهائیت - معرفی عبدالبهاء
 
معرفی وبگاه


از طریق ارتباط با ایمیل مدیر، می توانید مطالب خود را در این سایت ارسال نمائید.

مدیر سایت : میکائیل
نظرسنجی
سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
logo-samandehi
ابزار تلگرام
سایت جامع بهائیت
بانک اطلاعات نقد فرقه های انحرافی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               خلاصه مطالب                   ATOM
1395/07/16 :: نویسنده : amin


عبدالبهاء در مقام رهبری بهائیان و با تأکید بر این که هیچ ادعایی جز پیروی از پدرش و نشر «تعالیم» او ندارد، با توجه به اوضاع اجتماعی و دینی و به منظور جلب رضایت مقامات عثمانی، رسما و با التزام تمام، در مراسم دینی اسلامی، از جمله نماز جمعه، شرکت می کرد و به بهائیان نیز سفارش کرده بود که...


در آن دیار بکلی از سخن گفتن درباره آیین جدید بپرهیزند.[1] او همچنین برای حکومت های مختلف به تناسب اوضاع سیاسی دعا می کرد، الکساندر سوم امپراتور روس، که به پیروان آیین؟! بهائی اجازه ساختن معبد (مشرق الاذکار) در عشق آباد را داده بود، بنا به دستور عبدالبهاء، بهائیان باید پیوسته تأیید و تسدید او را از خداوند مسئلت می کردند.[2] حکومت عثمانی نیز، خصوصا با توجه به بی اعتنایی ناصر الدین شاه نسبت به نامه میرزا حسینعلی و احتمالا برای رفع یا تخفیف سختگیری های موجود، با عبارت «الدولة العلیة العثمانیة و الخلافة المحمدیة» مشمول دعای او بود.[3] با این همه، به سبب سوابق طولانی بابیان و بهائیان در خاک عثمانی و نیز بروز درگیری های جدی بین عبدالبهاء و برادرش، مشکلاتی از سوی سلطان عبدالحمید عثمانی برای او پدید آمد و از 1319 تا 1327 که عبدالحمید از سلطنت خلع و دوره جدید حکومت عثمانی آغاز شد، وی تحت نظر بود. در اواخر جنگ جهانی اول، در شرایطی که عثمانی ها درگیر جنگ با انگلیسی ها بودند و آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه انگلیس، در صفر 1336 / نوامبر 1917 اعلامیه مشهور خود مبنی بر تشکیل «وطن ملی یهود» در فلسطین را صادر کرده بود، مسائلی روی داد که جمال پاشا، فرمانده کل قوای عثمانی، عزم قطعی بر اعدام عبدالبهاء و هدم مراکز بهائی در عکا و حیفا گرفت. برخی مورخان، منشأ این تصمیم را روابط پنهان عبدالبهاء با قشون انگلیس، که تازه در فلسطین مستقر شده بود، می دانند. منابع بهائی نیز نوشته اند که او مقدار زیادی گندم از املاک خویش ذخیره کرده بود و آن ها را در اختیار قشون انگلیس گذاشت، اما معمولا در منابع بهائی، تصمیم جمال پاشا را به سعایت های «ناقضین» (طرفداران محمد علی افندی) نسبت می دهند.[4] و در عین حال تصریح می کنند که لرد بالفور در همان روز وصول خبر به جنرال النبی (4) سالار سپاه انگلیس در فلسطین دستور تلگرافی صادر و تأکید نمود که «به جمیع قوا در حفظ و صیانت حضرت عبد البهاء و عائله و دوستان آن حضرت بکوشد».[5] ظاهرا برای سپاسگزاری از این عنایت دولت انگلیس بوده است که بلافاصله بعد از آن که حیفا در ذیحجه 1336 / سپتامبر 1918، به تصرف قشون انگلیس درآمد، عبدالبهاء برای امپراتور انگلیس، ژرژ پنجم، دعا کرد و از این که سراپرده عدل در سراسر سرزمین فلسطین گسترده شده به درگاه خدا شکر گزارد.[6]دریافت نشان شهسواری (نایت هود) (5) از دولت انگلیس و ملقب شدن وی به عنوان «سِر» نیز بعد از استقرار انگلیسی ها در فلسطین صورت گرفت.[7] عبدالبهاء در 1340 (1300 ش) درگذشت و در حیفا به خاک سپرده شد. در مراسم خاکسپاری او نمایندگانی از دولت انگلیس حضور داشتند و وینستون چرچیل، وزیر مستعمرات بریتانیا، با ارسال پیامی مراتب تسلیت پادشاه انگلیس را به جامعه بهائی ابلاغ کرد.[8]

از مهم ترین رویدادهای زندگی عبدالبهاء، سفر او به اروپا و امریکا بود. پس از خلع عبدالحمید از سلطنت، محدودیت های عبدالبهاء نیز بر طرف شد و او در 1328، به دعوت بهائیان اروپا و امریکا از فلسطین به مصر و از آن جا به اروپا و یک بار دیگر به آمریکا رفت. این سفر از آن جهت اهمیت دارد که نقطه عطفی در ماهیت آیین؟! بهائی محسوب می گردد. پیش از این مرحله، آیین؟! بهائی بیشتر به عنوان یک انشعاب از اسلام بروز کرده بود و حتی رهبران بهائی، در برخی مواضع، در بلاد عثمانی خود را شاخه ای از متصوفه شناسانده بودند.[9] در آن مرحله، رهبران و مبلغان این آیین؟! برای اثبات حقانیت خود از درون قرآن و حدیث به جستجوی دلیل می پرداختند.[10] و آن ها را برای مخاطبانشان که مسلمانان، بویژه شیعیان، بودند مطرح می کردند. پیروان اولیه آیین؟! بهائی نیز از دین؟! جدید همین تلقی را داشتند و به همین سبب، مهم ترین متن احکامی این آیین؟!، اقدس، از حیث صورت، تشابه کامل با متون فقهی اسلامی دارد و به ادعای منابع متأخر بهائی، با توجه «به محیط معتقدات مذهبی ایران و سوابق عقیده و سنت و عرف و عادت مردم»، در زمان پیدایی این آیین؟! و «فقط به اعتبار شیعیان و ایرانیان معاصر با ظهور» آیین؟! بهائی تدوین شده است.[11] اما شرایط تاریخی و فاصله گرفتن رهبران بهائی از ایران و نیز عدم موفقیت در جلب نظر مخاطبان اولیه، و نیز مهاجرت شماری از پیروان این آیین؟! به کشورهای غربی و آشنایی رهبران بهائی با اندیشه های جدید در دوره اقامت بغداد و استانبول و عکا، عملا سمت و سوی این آیین؟! را تغییر داد و آن را از صورت آشنای دین های شناخته شده، بویژه اسلام، دور کرد. برخی محققان، یکی از دلایل عدم نشر کتاب اقدس در چند دهه اخیر، و نیز ترجمه نشدن آن به زبان های اروپایی، را همین تغییر روش می دانند.

عبدالبهاء در سفر سه ساله خود آن چه را که بهائیان به عنوان تعالیم دوازده گانه می شناسند، ولی عملا به هجده تعلیم بالغ می شود[12] مدون و معرفی نمود و تعالیم باب و بهاء را با آن چه در قرن نوزدهم در غرب، خصوصا تحت عناوین روشنگری و مدرنیسم و اومانیسم متداول بود، آشتی داد. به عبارت دیگر تعلیمات آیین؟! بهائی با سفر عبدالبهاء به غرب، طنین دیگری یافت. برخی از این تعالیم در گفتار و نوشتار میرزا حسینعلی نوری مستتر بود و برخی دیگر نتیجه مطالعات، تجربیات و برخوردهای عبدالبهاء با تفکر غربی، بویژه الهیات جدید مسیحی و نیز اندیشه ها و آمال ترقی و تجدد در مغرب زمین، بود.[13]نمونه ای از این جمع آوری و التقاط که تفاوت تعالیم بهائی، قبل و بعد از سفر عبدالبهاء به غرب، را چشم گیر می سازد تعلیم راجع به وحدت لسان و خط است. این تعلیم برگرفته از پیشنهاد زبان اختراعی اسپرانتو است که در اوایل قرن بیستم طرفدارانی یافته بود، ولی بزودی غیر عملی بودن آن آشکار شد و در بوته فراموشی افتاد.[14] موارد دیگر تعالیم دوازده گانه عبارت است از: ترک تقلید (و به تعبیر متداول نزد بهائیان، تحری حقیقت)، تطابق دین با علم و عقل، وحدت اساس ادیان، بیت العدل، وحدت عالم انسانی، ترک تعصبات، الفت و محبت میان افراد بشر، تعدیل معیشت عمومی، تساوی حقوق رجال و نساء، تعلیم و تربیت اجباری، صلح عمومی و تحریم جنگ. عبدالبهاء این تعالیم را از ابتکارات پدرش قلمداد می کرد و در مواضع گوناگون گفته بود که پیش از او چنین تعالیمی وجود نداشته است.[15] با این همه در معرفی آیین؟! بهائی و آن چه میرزا حسینعلی آورده است، بر این نکته که او «تجدید تعالیم انبیا» کرده و «اساسی که جمیع پیغمبران گذاشتند آن اساس بهاء الله است و آن اساس، وحدت عالم انسانیت، آن اساس محبت عمومی است، و آن اساس صلح عمومی بین دول است و...»[16] تأکید کرده بود.

عبدالبهاء چندین کتاب نیز نوشت که اهم آن ها بدین قرار است:

مقاله شخصی سیاح، (گزارشی است از زبان یک سیاح موهوم، درباره تاریخ و تعالیم باب و بهاء)،[17] مفاوضات، مکاتیب، خطابات، (هر سه مشتمل بر مطالب مختلف و سخنرانی ها و نامه های او)، تذکرة الوفاء (که زندگی نامه شماری از قدمای آیین؟! بهائی است.)

 

شوقی افندی

شوقی افندی ملقب به شوقی ربانی (1314-1377 / 1336 ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصیت وی، در رساله ای موسوم به الواح و وصایا به جانشینی وی منصوب شده بود. جانشینی شوقی افندی نیز، مانند موارد قبل، سبب مشاجرات و انشعابات دیگری در میان بهائیان شد. در واقع، عبدالبهاء نسبت به آن چه پدرش تعیین کرده بود، تجدید نظر کرد و برادرش، محمد علی افندی، را که باید بعد از او به رهبری بهائیان می رسید کنار گذاشت و سلسله ولایت امر الله را تأسیس نمود که نخستین آن ها شوقی بود و پس از آن باید در نسل ذکور وی ادامه می یافت.[18] شوقی به یاری مادرش به ریاست رسید، ولی گروهی او را نپذیرفتند، برخی از آنان آیین؟! بهائی را رها کردند که از آن جمله اند: عبد الحسین آیتی، فضل الله صبحی (مهتدی) و حسن نیکو، و برخی دیگر نسبت به اعتبار وصیت نامه تردید کردند. شوقی، به رسم معهود اسلاف خود، به بدگویی و ناسزا به مخالفان پرداخت و آنان کتاب هایی در پاسخ او و مشتمل بر گزارش دوران وابستگیشان به آیین؟! بهائی و مشاهدات خود نگاشتند چون کشف الحیل عبد الحسین آیتی، خاطرات صبحی و فلسفه نیکو.

شوقی، بر خلاف نیای خود، تحصیلات رسمی داشت و در دانشگاه آمریکایی بیروت و سپس در آکسفورد تحصیل کرده بود. تحصیلات او در این شهر، به سبب درگذشت عبدالبهاء، ناتمام ماند.

نقش اساسی او در تاریخ بهائی، توسعه تشکیلات اداری و جهانی این آیین؟! بود و این فرایند، بویژه در دهه شصت میلادی، در اروپا و آمریکا سرعت بیشتری گرفت و ساختمان معبدهای قاره ای بهائی موسوم به مشرق الاذکار به اتمام رسید. تشکیلات بهائی، که شوقی افندی به آن «نظم اداری امر الله» نام داد، زیر نظر مرکز اداری و روحانی بهائیان واقع در شهر حیفا که به «بیت العدل اعظم الهی» موسوم است اداره می گردد.

در زمان حیات شوقی افندی، حکومت اسرائیل در فلسطین اشغالی تأسیس شد. تأسیس این حکومت با مخالفت همه کشورهای اسلامی روبرو شد، و بویژه رفتار صهیونیست ها با مسلمانان عواطف و احساسات عموم مسلمانان را جریحه دار کرد، اما شوقی، علاوه بر مکتوبات حاکی از موافقت او و بهائیان با تأسیس دولت اسرائیل، بعد از استقرار این دولت، با رئیس جمهور اسرائیل دیدار کرد و «مراتب دوستی بهائیان را نسبت به کشور اسرائیل بیان و آمال و ادعیه آنان را برای ترقی و سعادت اسرائیل» اظهار داشت.[19] او همچنین در پیام تبریک نوروز 1329، خطاب به بهائیان اعلام کرد که «مصداق وعده الهی به ابناء خلیل و وراث کلیم، ظاهر و باهر و دولت اسرائیل در ارض اقدس مستقر» شده است. در همین پیام، به پیوند استوار دولت اسرائیل با مرکز بین المللی جامعه بهائی اشاره شده است.[20] موارد متعدد دیگری از ارتباط رهبران بهائی با حکومت اسرائیل، و تلاش های آنان برای به رسمیت شناخته شدن آیین؟! بهائی از سوی این حکومت، در مجلات اخبار امری بهائیان و توقیعات مبارکه شوقی افندی گزارش شده است.



[1] - مهتدی، ج 2، ص 153، محیط طباطبایی، سال 4، ش 3، ص 204.

[2] - سلیمانی اردکانی، ج 2، ص 282.

[3] - عبد البهاء، مکاتیب، ج 2، ص 312.

[4] - فیضی، صص 259-262.

[5] - شوقی افندی، قرن بدیع، ج 3، ص 297.

[6] - عبد البهاء، مکاتیب، ج 3، ص 347.

[7] - شوقی افندی، قرن بدیع، ج 3، ص 299، آیتی، 1342، ج 2، ص 305.

[8] - شوقی افندی، قرن بدیع، ج 3، صص 321-322.

[9] - عبدالبهاء در آخرین روز زندگی در مراسم نماز جمعه شرکت کرده بود رجوع شود به: اسلمونت، ص 75.

[10] - برای نمونه رجوع شود به: نوری، ایقان، گلپایگانی، فرائد.

[11] - فرید، ص 42.

[12] - مومن 6، ص 185.

[13] - دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد 7، ذیل«~ i'Baha ~».

[14] - نوری، در لوح شیخ، صص 101-102، نیز اشاره ای به این خط کرده است.

[15] - عبد البهاء، خطابات، ص 191.

[16] - همو، خطابات، چاپ زرقانی و کردی، ج 1، صص 18-19، ج 2، ص 286.

[17] - درباره این کتاب و تأثیر آن از آثار آخوندزاده رجوع کنید به: محیط طباطبایی، سال 3، ش 6، ص 427، سال 4، ش 2، ص 115.

[18] - عبد البهاء، الواح و وصایا، صص 11-16.

[19] - مجله اخبار امری، تیر 1333.

[20] - شوقی افندی، توقیعات مبارکه، ص 290.

ادامه مطلب...





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : بابیت، بهائیت، عباس افندی، عبدالبهاء، الکساندر سوم، امپراطور روس، وینستون چرچیل،
لینک های مرتبط :


1396/07/5 21:03
It's actually a nice and useful piece of info. I'm glad that you simply shared this helpful info
with us. Please stay us informed like this. Thank you
for sharing.
1396/05/17 08:03
Hiya! Quick question that's entirely off topic.

Do you know how to make your site mobile friendly?
My site looks weird when browsing from my iphone. I'm trying to find a theme or plugin that might be able to resolve this issue.
If you have any recommendations, please
share. Appreciate it!
1396/04/12 18:59
Hi there, You have performed a fantastic job. I'll definitely
digg it and personally suggest to my friends. I'm sure they'll be benefited
from this website.
1396/03/31 16:40
Sweet blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
1396/02/12 12:31
Loving the information on this web site, you have done outstanding job on the blog posts.
1396/01/18 16:56
Howdy are using Wordpress for your site platform? I'm new to
the blog world but I'm trying to get started
and set up my own. Do you require any coding knowledge
to make your own blog? Any help would be really appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر