تبلیغات
سایت جامع بهائیت - بهاء الله
 
معرفی وبگاه


از طریق ارتباط با ایمیل مدیر، می توانید مطالب خود را در این سایت ارسال نمائید.

مدیر سایت : میکائیل
نظرسنجی
سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
logo-samandehi
ابزار تلگرام
سایت جامع بهائیت
بانک اطلاعات نقد فرقه های انحرافی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               خلاصه مطالب                   ATOM
1395/06/9 :: نویسنده : میکائیل
میرزا حسینعلی نوری که بود ؟   
  میرزا حسینعلی نوری  در سال 1233 قمری در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا عباس معروف به میرزا بزرگ ،‌از مستوفیان و منشیان عهد محمد شاه قاجار و به ویژه مورد توجه خاص قائم مقام فراهانی بود و بعد از قتل قائم مقام از مناصب خود برکنار شد ، به نور رفت و به كار منشیگری و حسابداری و معلمی در خانه اشراف آن دوران پرداخت [1]  و حسینعلی خواندن و نوشتن را نزد پدر آموخت. البته او بعدها ادعای «امّی» بودن كرد، اما خواهرش این امر را تكذیب می كند.

در زمان ادعای بابیت سید علی محمد شیرازی ، در جمادی الاولی 1260 ، او جوانی 28 ساله و ساکن تهران بود که در پی تبلیغ ملاحسین بشرویه ای [2] در شمار نخستین گروندگان به باب در آمد و از آن پس یکی از فعال ترین افراد بابی شد و به ترویج بابیگری ، به ویژه در نور و مازندران ، پرداخت . در اثر تبلیغات وی برخی از برادرانش ، ازجمله میرزا یحیی معروف به صبح ازل نیز به این مرام پیوستند. میرزا یحیی سیزده سال از برادرش کوچکتر بود [3]
میرزا حسینعلی با پیروی از فرقه بابیگری كم كم از سران مهم فرقه بابیه می شود. وی در افتضاحات بدشت ( رجوع شود به مقاله بدشت فجیع ترین حادثه در عصر بابیت )واقع در حوالی شمال شرقی كشور كه در آنجا هواداران و پیروان باب نسخ دین مبین اسلام را اعلام كردند، حضوری فعال داشت. در این روز طاهره قزوینی ( قره العین ) ضمن کشف حجاب با چند تن از مردان پیرو باب رفتاری منافی اخلاق داشت .
  از نکات مهم این اجتماع القاب تراشی های سران بابی بود . لذا میرزا حسینعلی نوری نیز در همان جا به لقب بهاء الله مفتخر گردید . [4]
در بازگشت بابیان از بدشت ، در شعبان 1264، روستائیانی که برخی از گزارشهای آن اجتماع را شنیده بودند ،‌ در قربه نیالا به آنان حمله کرده و میرزا حسینعلی به سختی از این غائله نجات یافت. برخی منابع بهائی، این برخورد را به غضب الهی  در نتیجه رفتار غیر اخلاقی بابیها در بدشت تعبیر کرده اند. [5]
در همان اوایل سال 1265 هجری قمری ، شورش بابیها در قلعه شیخ طبرسی مازندران نیز روی داد و میرزا حسینعلی همراه با برادرش ‌یحیی ، و جمعی دیگر قصد پیوستن به بابیهای قلعه‌ طبرسی را داشت، ‌ولی در آمل دستگیر ، زندانی و سپس روانه تهران شد [6]
چون خبر اعمال زشت و غیر اخلاقی و پرده دری های آنان در بدشت ، همچنین توطئه ها و فتنه های حسینعلی نوری  به محمدشاه قاجار رسید ، فرمان قتل او را صادر كرد. اما با مرگ محمدشاه این فرمان اجرا نشد و میرزاحسینعلی با حمایت مأموران سفارت روسیه به تهران بازگشت.
  پس از آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه ، میرزاتقی خان امیركبیر كه از نقش میرزا حسینعلی نوری در تحركات و بلوای بابیان خبر داشت، او را به عراق تبعید كرد. میرزا حسینعلی نوری پس از عزل و قتل ناجوانمردانه  امیركبیر ،[7] كه بهائیان آن را انتقام الهی می نامند، و در ایام صدارت میرزا آقاخان نوری به ایران بازگشت و در رأس یك گروه، برنامه ای را برای ترور  شاه طراحی كرد.
 
ترور ناکام شاه و حمایت روسیه
  میرزا حسینعلی (بهأالله) پس از طراحی برنامه ترور ناصرالدین شاه، برای اینكه از مظان اتهام دور باشد، قبل از اجرای این طرح به خانه ییلاقی میرزاآقاخان نوری صدراعظم وقت و جانشین امیركبیر می رود و منتظر نتیجه اقدام همفكران و بابی های مأمور ترور می ماند. چون خبر شكست این توطئه و بازداشت بابی ها به او می رسد ، به سرعت خود را به سفارت روسیه در زرگنده می رساند.
برخی منابع بابی همچون خواهر میرزا حسینعلی نوری  دست داشتن وی را در توطئه قتل شاه تأیید می کنند،‌ اما منابع بهائی عموما منکر آن هستند. خود او نیز در نامه‌ معروف به لوح شیخ [8] از مداخله در آن تبری جسته و حتی ادعا کرده که در زندان به احوال وحرکات حزب بابی می اندیشیده و قصد اصلاح و تهذیب آنان را داشته است. با این همه، بهاءالله احتمالاً به منظور مصون ماندن از تعقیب و دستگیری ، که چه بسا به اعدامش می انجامید، مدتی در مقر تابستانی سفارت روس در زرگنده شمیران به سر برد و بنابر منابع بهائی ، به رغم اصرار سفیر روس بر ادامه‌ اقامت وی در آنجا و امتناع از تسلیم او به نمایندگان شاه، سرانجام سفیر از وی خواست که به خانه صدراعظم برود و ضمناً از میرزا آقاخان نوری (صدراعظم( به طور صریح و رسمی خواستار گردید امانتی را که دولت روس به وی می­سپارد در حفظ وحراست آن بکوشد و اگر آسیبی به بهاءالله برسد وحادثه ای رخ دهد، شخص صدراعظم مسئول سفارت روس خواهد بود . [9]
توجه خاص سفیر روس به سرنوشت باب و بابیان، موجب شد که وی بعد از تسلیم میرزا حسینعلی به صدراعظم ،‌هم چنان مراقب کار باشد و با پیگیری موضوع و پیغام شدید ، ‌موجبات رهایی او را از زندان فراهم آورد.
  ناصرالدین شاه نیز که از حادثه ترور سخت به خشم آمده بود، اما به سبب اینكه وی با مساعدت و موافقت دولت روسیه به سلطنت رسیده بود و توان مقابله با قدرت استعماری روسیه تزاری را نداشت و میرزا حسینعلی نوری نیز به سفارت روسیه پناهنده شده بود سرانجام با این شرط كه میرزا حسینعلی نوری (بهأالله ) برای همیشه از ایران تبعید شود، با آزادی او موافقت می كند.
میرزا حسینعلی به دستور حکومت ایران ، باید تهران را به مقصد بغداد ترک می گفت. سفیر روس از وی خواست «که به روسیه برود و دولت روس از او پذیرایی خواهد نمود»، اما او نپذیرفت؛ هنگام سفر تبعید نیز نماینده ای از سوی سفارت روس همراه کاروان بود . [10]
در پی سرکوب بابیان توسط قوای دولتی اعضای دیگر بابی نیز ناگزیر از ترک تهران و رفتن به بغداد شدند .
 
رفتار بابیان در عراق
  به دنبال تبعید میرزاحسینعلی به عراق ،برادر کوچکترش میرزایحیی صبح ازل كه جانشین باب به شمار می رفت  هم با لباس مبدل خود را به عراق می رساند [11] و كم كم اجتماعی از بابیان در خاك عراق ایجاد می گردد كه مهم ترین هدفشان اذیت و آزار شیعیان بود. به طوری كه شوقی افندی( نوه دختری  عبدالبهاء ) می نویسد:
«در عراق شیوه بابیان این بود كه شب ها به دزدیدن لباس و نقدینه و كفش و كلاه زوار اماكن مقدسه و شمع ها و صحایف و زیارتنامه ها و جام های آب سقاخانه ها پردازند. »[12]
  او می افزایدبه سبب كینه ای كه بابیان از شیعیان داشتند، در ایام عاشورای حسینی در كربلا جشن و پایكوبی راه می انداختند كه این سنت بی شرمانه از قره العین   به یادگار مانده بود . رفتار دد منشانه و دور از انصاف بابی ها با مسلمین اندك اندك بالا می گیرد تا جایی كه به زد و خورد می انجامد.
 
ادعای بهاء الله و آغاز انشعاب در بابیت
  سرانجام رفتار غیرانسانی بابی ها موجب می شود تا در سال 1280 ق دولت عثمانی آنان را به استانبول تبعید نماید. در آغاز این سفر تبعید، میرزاحسینعلی داعیه خویش را آشكار می سازد و ادعای من یظهره اللهی می كند و می گوید آنكس كه منتظر او هستید، من هستم [13] و به این ترتیب ادعای مهدویت نمود و با این ادعا بین بابی ها ایجاد اختلاف می كند. تا جایی كه بین دو برادر جنگ وجدل به راه افتاد و از همین جا عده ای برادر کوچک تر را انتخاب نمودند  و ازلی نام گرفتند و عده ای گرد میرزا اسدالله دیانی رفتند و دیانی شهرت گرفتند  عده ای هم دامن رؤسا و سركردگان بابیگری را رها كرده تنها كتاب «بیان» را محترم شمردند كه به «بیانی ها» معروف گردیدند. پس از اینكه كار درگیری و اختلاف بابیان به كشت و كشتار رسید ، زعمای كشور عثمانی تصمیم به جدایی آنان گرفتند و میرزا یحیی را به جزیره قبرس و میرزا حسینعلی بهأالله و هوادارانش را به قلعه عكا در خاك فلسطین تبعید كردند. 
  میرزا حسینعلی بهأالله پس از رسیدن به عكا به صورت كامل و علنی دست از ادعای نایب باب بودن برداشت و رسماً خود را پیامبر نامید و فرقه بهائیت را بنیان گذاشت كه فوراً از جانب دولت روسیه به رسمیت شناخته شد . دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ضاله بهائیت به عنوان یك دین، همه گونه امكانات در اختیار آنها گذاشت. این دولت در نخستین اقدام مرزهای خود را به روی بهائیان گشود و اولین معبد این فرقه را به نام مشرق الاذكار در شهر عشق آباد ایجاد كرد.
 
مرگ بهاء
  میرزا حسینعلی نوری عاقبت در سال ۱۳۰۹ هجری قمری در ۷۶ سالگی پس از مدت ۲۲ روز تحمل بیماری ، از دنیا می رود و در شهر عکا مدفون گردید و اتاق محل دفن وی نیز به روضه مبارکه مشهور می گردد .
 در کتاب الدروس الدّیانه چنین آمده است:
قبله ما اهل بهاء روضه مبارکه، در مدینه عکا است ، که در وقت نماز خواندن باید رو به آن بایستیم و قلباً متوجه به جمال قدم جل جلاله (میزرا حسینعلی) و ملکوت ابهی باشیم. [14]
 

[1]  ـ عبدالحمید اشراق خاوری ، مطالع الأنوار ( تلخیص تاریخ نبیل زرندی ) ، صفحه 88
[2]  ـ نخستین پیرو باب معروف به باب الباب و جزء 18 نفر از یاران اصلی باب
[3] ـ عبدالحمید اشراق خاوری ، مطالع الأنوار ( تلخیص تاریخ نبیل زرندی ) ، صفحه 91
[4]  ـ عبدالحمید اشراق خاوری ، مطالع الأنوار ( تلخیص تاریخ نبیل زرندی ) ، صفحه 269
[5]  ـ همان ،  صفحه 275
[6]  ـ حاجی میرزا جانی کاشانی ، نقطه الکاف ، صفحه 242ـ244
[7]  ـ فصلنامه تاریخ معاصر ایران،شماره 27، ص .38
[8]  ـ حسینعلی نوری ،الواح مبارکه حضرت بهاء الله ، لوح شیخ ، صفحات 15 و 16 
[9]  ـ شوقی افندی ، قرن بدیع ، جلد اول ، ص 318
[10]  ـ همان ، جلد دوم . ص 48
[11]  ـ گر چه در برخی منابع ورود میرزا یحیی به عراق را 4  ماه زودتر از حسینعلی نوری ذکر کرده اند البته با لباس درویشی و با عصا و کشکول وبه صورت مخفیانه .
[12]  ـ شوقی افندی ، قرن بدیع ، جلد دوم ، ص 122
[13]  ـ  کتاب دور بھائی ، شوقی ربانی ، لجنۀ ملّی نشر آثار امری ، لانگنھاین، ١۴۴ بدیع( ١٣۶۶ ه.ش.) صفحۀ ٧۶
[14]  ـ  الدروس الدیانه ، محمد علی قائنی ، موسسه ملی مطبوعات امری ، بیتا ، درس نوزدهم




نوع مطلب : شخصیت شناسی، 
برچسب ها : بهاء الله، بدشت، باب، ترور ناصر الدین شاه، حسینعلی نوری، علی محمد شیرازی، ادعای بهاء،
لینک های مرتبط :


1396/06/12 06:07
Hey there! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I could get a captcha plugin for my
comment form? I'm using the same blog platform as yours
and I'm having trouble finding one? Thanks a lot!
1396/04/31 11:04
If some one wants to be updated with newest technologies afterward he must be visit this website
and be up to date everyday.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر