تبلیغات
سایت جامع بهائیت - بهائیت و مدرنیته

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

بهائیت و مدرنیته

نویسنده : amin    |   تاریخ : 1395/06/6 23:04
بهائیت و مدرنیته

به دفعات در آثار بهائی و گفتگوهای بهائیان دیده شده که آئین بهائی!؟ را آئینی نو برای این عصر و منطبق بر خواست های جهان مدرن معرفی کرده اند و از "وجود مفاهیم مدرن سیاسی و اجتماعی در آموزه های بهائیان چون تساوی حقوقی، آموزش و پرورش عمومی، رواداری اعتقادی و... بمثابه سیاست و فرهنگ مدرنیته" سخن گفته اند...

              



امثال این اظهارات در سایت های بهائی مثل نگاه و نقطه نظر و... کم نیست:

"تجدید و تغییر در اساس ادیان الهی، بمنزله روح حقیقی مدرنیته محسوب می شود و بدون شک بمثابه سراجی عالم ظلمانی را مهتدی است و مانند نوش دارو جهت امراض عالم بشریت محسوب می گردد.

  "این مضمون فرمایش حضرت عبدالبهاء به درک این عبد است. تغییر و تبدیل از لوازم اشیا است و عضو لاینفک عالم طبیعت است. مانند حرارت که لازمه آتش است و یا رطوبت که لازمه آب است و انفکاکشان چیز دیگری تولید می نماید که دیگر نامش را آب و آتش نمی توان گذاشت؛ به همین منوال تغییر و تبدیل لازمه لاینفک موجودات است و به همین جهت است که انسان در عالم چیزی را نیافته که در حال تغییر و تبدیل نباشد... مدنیتی که بواسطه تعالیم هر یک از مظاهر الهیه (پیامبران) بعد ظهورشان استقرار یافته غیر قابل انکار است..."

محور مدرنیسم  صرف نظر از ادلّه طیف موافقان یا مخالفان آن- بر آزادی انسان، و تاکید بر تجدد و تنوع و تکثر با ابزار علم و تجربه و تکنولوژی در جهت تسهیل زندگی و تامین حقوق بشر، تقسیم کار و تخصصی شدن روش‏ها و نهادهای اجتماعی به منظور حل مشکلات زندگی و پیشرفت مدنی و اقتصادی است و مجازات هائی مانند "طرد" اصولا با این معنا از مدرنیته سازگار نیست زیرا به خاطر نوع فکر، انسانى را از ارتباط با همسر و فرزند و دوست و هم کیش و نظامات اداری که سالیان متوالى با آن ها زیسته است اجباراً محروم می نماید.

از همین قبیل است دستور نتراشیدن موی سر، بلند نکردن مو، انگ زدن به پیشانى دزد، سوزندان فردی که خانه ای را آتش زده، ایجاد جریمه نقدی طلا براى زانى، عدم سفر به اسرائیل بدون اجازه بیت العدل، اجبار بر تبلیغ تهاجمى در یک جا و منعش در جاى دیگر، و ده ها حکم دیگر تشکیلات بهائی که هیچ کدام منطبق بر مدرنیته نیست.

در دنیاى مدرن، اصلا پذیرفته نیست که کسی، در امور شخصی یا اجتماعى افراد (به هر دلیلی خواه درست یا غلط توسط دین یا غیر دین) دخالت کند و آزادی هاى آن ها را محدود نماید. این است که دستورات بهائیت با جهان مدرن امروزی با ویژگى هائی که دارد اصلا سازگار نیست.

بهائیت حتی با ادبیات جهان امروز هم سازگاری ندارد. نحوه نثر کتاب هاى بهائی، زبان مغلق و تصنعى فارسی در کتاب هاى فارسی آن ها  صرف نظر از کتاب های عربی- منطبق با زبان جهان مدرن نیست یعنى اصلا زبان امروزی نیست و این باصطلاح دین نه ادبیاتش نه احکامش با جهان امروز منطبق نمی باشد. متون اصلی بهائیت زبانش، زبان امروزی نیست. آئینی!؟ که مدعی است برای جهان مدرن امروزی آمده است باید متون اصلیش به زبان مردم امروزی باشد. برای نمونه متنی از جناب عبدالبها در رساله مدنیه آورده می شود که مشخص می کند آئینی!؟ که خود را برای جهان مدرن معرفی می نماید متونش از نظر زبانی با زبان و گفتمان های رایج امروزی سازگاری ندارد.

عبدالبهاء ، رساله مدنیه صفحه 18-20 (به نقل از سایت نقطه نظر):

"جزئیّات این کیفیّات تمدّنیّه در ممالک سائره مراراً و کراراً تجربه گشته و فوائدش درجهء وضوح یافته که هر اعمای غبیّ ادراک نموده. حال چشم اعتساف را بسته بنظر عدل و انصاف باید ملاحظه نمود که کدام یک از این اساس محکم متین و بنیان حصین رزین مباین مقتضیات حسنهء حالیّه و منافی لوازم خیریّهء سیاسیّهء ایران و مخالف صوالح مستحسنه و منافع عمومیّهء جمهور است؟ آیا توسیع دائرهء معارف و تشیید ارکان فنون و علوم نافعه و ترویج صنایع کامله از امور مضرّه است زیرا که افراد هیئت اجتماعیّه را از حیّز اسفل جهل باعلی افق دانش و فضل متصاعد میفرماید؟ و یا خود تأسیس قوانین عادله موافق احکام الهیّه که کافل سعادت بشریّه است و حقوق هیئت عمومیّه را در تحت صیانت قویّه محفوظ داشته این حرّیّت حقوق عمومیّهء افراد اهالی مباین و مغایر فلاح و نجاح است؟ و یا خود بعقل دوربین از قرائن احوال حالیّه و نتایج افکار عمومیّهء عالم وقوعات ازمنهء استقبالیّه را که در حیّز قوّه است بالفعل ادراک نموده در امنیّت حال استقبال بذل جهد و سعی نمودن منافی اطوار حکیمانه است؟ و یا خود تشبّث بوسائل اتّحاد با امم مجاوره و عقد معاهدات قویّه با دول عظیمه و محافظهء علاقات ودادیّه با دول متحاربه و توسیع دائرهء تجارت با امم شرق و غرب و تکثیر مدفوعات طبیعیّهء مملکت و تزیید ثروت امّت مخالف عاقبت اندیشی و رأی مستقیم و منحرف از نهج قویمست؟ و یا خود حکّام ولایات و نواحی مملکت را از حرّیّت مطلقهء سیاسیّهء (یتصرّف کیف یشاء) بازداشته بقانون حقّانیّت مقیّد و اجراآت قصاصیّه چون قتل و حبس و امثالها منوط باستیذان از دربار معدلت مدار و در مجالس عدلیّهء مقرّ سریر سلطنت بعد از تحقیق و تعیین درجات شقاوت و جنایت و قباحت جانی و اجراء ما یستحقّ مشروط بصدور فرمان عالی نمودن مخرّب اساس رعیّت پروری است؟ و یا خود سدّ ابواب رشوت و بِرطیل که الیوم بتعبیر ملیح پیشکش و تعارف معبّر سبب تدمیر بنیان معدلت است؟ و یا خود هیئت عسکریّه را که فی الحقیقه فدائیان دولت و ملّتند و جانشان در کلّ احیان در معرض تلف از ذلّت کبری و مسکنت عظمی نجات داده در ترتیب مآکل و مشاربشان و تنظیم البسه و مساکنشان کوشیده و در تعلیم فنون حربیّه بصاحبان مناصب عسکریّه و در تدارک اکمال مهمّات و آلات و ادوات ناریّه کمال سعی و اهتمامرا مبذول داشتن از افکار سقیمه است؟"

 

در ادامه به برخی از نمونه هایی که در بابیت و بهائیت با مبحث مدرنیته در تناقض است اشاره می شود.

در حاکمیت بابی:

1-جز کتاب بیان میرزا علیمحمد باب،کتاب دیگری نباید تدریس شود.(1)

2-تمام کتاب های غیر بابی، باید محو و نابود و سوزانده شود.(2)

3-پادشاه دین بیان و حتی همه بابی ها، باید همه غیر بابی ها را قتل عام و نابود کنند.(3)

4-مصرف هر نوع دارو حرام و غیر مجاز است.(4)

5-خرید و فروش هر نوع دارو و مسکرات حرام و غیر مجاز است.(5)

6-ازدواج با غیر بابی ممنوع است. (6)

7-لزوم بچه دار شدن هر بابی حتی از طرق غیر معمول. (7)

8-غیر بابیان حق هیچ مالکیتی را ندارند.(8)

9-خرید و فروش عناصر اربعه و تنباکو و آن چه از خراسان حمل شود حرام است.(9)

10-تمام عبادتگاه های غیر بابی باید تخریب شود.(10)

 

در آئین!؟ بهائی:

1-همه غیر بهائیان، از چهارپایان محسوب می شوند و انسان نیستند.(11)

2-نباید به معرضین از بهائیت لقب انسان داد و برای آن ها رتبه و مقامی قائل شد.(12)

3-مخالفان بهاءالله و بهائیت، زنا زاده اند.(13)

4-سیاهان آفریقائی، گاوهائی در صورت بشرند.(14)

5-هرکس در پذیرش بهائیت درنگ کند جاهل محسوب می شود.(15)

6-مهریه زن شهری با زن روستائی متفاوت است. مهریه اولی طلا و دومی نقره است.

7-ارث زنان در مواردی از ارث مردان کم تر است مثلاً دختر از خانه پدری ارث نمی برد و...

8-زن بهائی نمی تواند عضو بیت العدل شود.

9-زن بهائی از بعضی عبادات مثل حج محروم است.

10-در دیدگاه بهائیت مردان نسبت به زنان مثل حیوانات، اقدم و اقوی هستند.(16)

11-هرکس با بیت العدل مخالفت کند مشمول مجازات طرد می شود و از معاشرت با خانواده و حق رای محروم می شود.

12-سفر به اسرائیل بدون اخذ اجازه از بیت العدل ممنوع است.(17)

13-تبلیغ تهاجمی وظیفه دینی است و کسی که این تبلیغ را انجام ندهد بهائی واقعی محسوب نمی شود. به گفته عبدالبها، هر بهائی باید سالانه حداقل یک نفر را بهائی کند.

14-دخالت در سیاست، شرکت در احزاب و رای دادن برای بهائیان مجاز نیست.

15-اطاعت از هر حکومتی ولو ظالم و فاسق و خون خوار و گرگ صفت، واجب است.(18)

16-تراشیدن موی سر و بلند کردن آن بیش از حد گوش حرام و ممنوع است.

17-بهائیان حق ملاقات و معاشرت با معرضین و مشرکین و منافقین را ندارند.(19)

18-شیعیان هم مشرک محسوب می شوند و مشمول حکم مشرکین هستند.(20)

19-وسائل خانه را باید هر نوزده سال تجدید نمود.

20- از عالمانی که با بهائیت مخالفند باید اعراض نمود.

21-به پیشانی دزدان باید انگ زد تا در جامعه شناخته شوند.

22-از زناکاران باید نه مثقال طلا بنفع بیت العدل دریافت نمود.این جریمه در هر نوبت تکرار، مضاعف می شود.

23-هر کس خانه ای را آتش بزند باید خودش را آتش زد.

24-هرکس، فردی را محزون کند باید نوزده مثقال طلا بدهد.

25-بهائیان حق ندارند دعاوی را در محاکم ببرند و باید در داخل تشکیلات خودشان مطرح کنند.

 

قضاوت را به عهده خوانندگان محترم واگذار کنیم که آیا این نگاه حقوقی به انسان (خواه بهائی یا دگر اندیش) با نظامات اجتماعی حاضر بویژه نظام مدرنیته (که بهائیت ادعای تطابق با این نظام مدرن را دارد) سازگار است یا خیر؟

 

رابطه دین و مدرنیته

از غفلت های مدعیان انطباق بهائیت با الزامات جهان مدرن و مدرنیته، غفلت از ماهیت مدرنیته و رابطه اش با دین است. شناخت ابعاد مدرنیته نشان می دهد که اصولا ماهیتی که دائما خواستار تجدد است (یعنی مدرنیته) با ماهیتی که دارای اصول پایه لایتغیر است و ثوابتی دارد (یعنی دین) کاملا و صد در صد هم خوانی ندارند و با هم سازگاری و انطباق نخواهند داشت.

ملکیان در مورد رابطه دین و مدرنیته نوشته است:

"پیدایش مدرنیسم یا تجددگرایى در غرب را مى توان واکنشى برضد سنت و دین مسیحیت دانست. تکون تاریخى تجدد تکونى است. ذاتاً نافى غیر. معناى این سخن آن است که تجدد، خود را از راه سلب غیر تعریف مى کند و این غیر، سنت مسیحى و دین مسیحى بوده است. وقتى تجدد دامن گستر شد و از اروپا به بخش هاى دیگر جهان پا گذاشت این ویژگى ضدیت با «سنت» و «دین» را کما بیش در خود حفظ کرد. به این اعتبار، مدرنیسم در هرجاى جهان در قبال «سنت» و «دین»، موضع مى گیرد و این ویژگى مشترک نظام هاى برآمده از مدرنیسم است...


وی سپس هشت ویژگی برای مدرنیته ذکر می کند شامل:

انسان گرائی، تجدد و پیشرفت و نگاه به جلو، مادی گری، عقل گرائی، تجربه گرائی، مساوات خواهی و هر نفر یک رأی، فرد گرائی، احساس گرائی و لذت خواهی.

ملکیان سپس نتیجه می گیرد این ویژگی ها هرگز نمی تواند به طور کامل بر دین منطبق شود:

"جهان نگرى که این ۸ ویژگى را داشته باشد چاره اى ندارد جز این که دست در آغوش علوم تجربى داشته باشد. روى آوردن به علوم تجربى نتیجه چنین جهان نگرى است. وقتى علوم تجربى رشد مى کند طبعاً تکنولوژى و فناورى هم رشد مى کند. به این اعتبار مى توان گفت که جهان نگرى مدرنیته، جامعه صنعتى و تکنولوژیک را به دنبال خواهد داشت و این تکنولوژى که در تمدن مدرن وجود دارد همه با چند واسطه متأثر از این هشت ویژگى مدرنیسم هستند. اگر جامعه اى به این ۸ ویژگى قائل باشد باید علوم تجربى هم داشته باشد و بالمآل باید این علوم تجربى را به علم و صنعت تبدیل کند چرا که اگر مى خواهد تجسد این علوم تجربى را ببیند چاره اى جز این ندارد... به این اعتبار هم فرد مى تواند به طور ذومراتب مدرن شود و هم جامعه مى تواند ذومراتب مدرن باشد. بنابراین وقتى مدرنیته ذومراتب شد طبیعتاً جمع بین «مدرنیته» و «دین» هم ذومراتب مى شود. به این اعتبار آیا مى توان انسان مدرنى داشت که متدین هم باشد. با این حال به عقیده من، تمام مدرنیته با تمام تدین قابل جمع نیست. به عبارت دیگر ناممکن به نظر مى رسد که فرد یا جامعه اى با حفظ تمام ویژگى هاى مدرنیته، یک دیندار با تمام مشخصات و شاخص هاى تفکر دینى (منظورم ادیان تاریخى نهادینه است) باشد." (21)

در ادامه باید گفت این طبیعی است زیرا دستورات وحی که از ناحیه خداوند صادر شده است و ناظر به مصالحی است که خالق انسان تشریع نموده است، با روح بعضی از این ویژگی ها هم خوانی ندارد.... حال چگونه بهائیت مدعی انطباق با مدرنیته است نشان غفلت از ویژگی های پدیده مدرنیسم است. آیا انسان مدرن که همه تاکیدش بر آزادی انسان، دوری از هر جبری در محیط و فرار از الزامات محیطی و حزبی و گریز از محدودیت هاست می پذیرد خودش را اسیر آئینی کند که برای تراشیدن موی سرش و تغییر لوازم خانه اش هم آداب و باید و نباید تعیین کرده است چه رسد به شرکت در احزاب و رای دادن و رابطه جنسی و سفر به کشور اسرائیل و مراجعه به دگر اندیشان و مخالفت با بیت العدل که منجر به"طرد" گردد؟!

 

مدرنیته و زنان بهائی

یکی از جهاتى که بهائیت نمى تواند با مدرنیته همراه باشد دیدگاهش در مورد زنان است. در بهائیت زنان از ورود به بیت العدل محروم هستند. یعنى زنان حق کاندیداتورى برای انتخاب ٩ نفر عضو بیت العدل را ندارند و نتیجتا نمی توانند در جمع مدیران اصلى اداره تشکیلات بهائی حاضر باشند.

چیزی که اصلا با تعاریف و الزامات مدرنیته سازگار نیست و به هیچ وجه زنان مدرن را قانع نمی کند. یعنی در شرایطی که در جهان مدرن می بینند بعضی زنان به بالاترین پست های سیاسی و اجتماعى مثل ریاست بریتانیا (ملکه) و ریاست جمهوری و نخست وزیری و وزارت و ریاست صندق بین المللی پول و ... می رسند و جائی نیست که منع شوند، حالا یک تشکیلاتى به اسم دین بیاید و بگوید زنان صلاحیت ورود به بیت العدل را ندارند و نمی توانند جزو ٩ عضو مصون از خطا(!) باشند...

همین موضوع یعنی نگاه تبعیض آمیز به زن برای دینی که معتقد است برای جهان مدرن فعلی آمده و قرار است تا حداقل هزار سال و حداکثر پانصد هزار سال (طبق نصوص بهائی) حاکمیت داشته باشد اصلا با مدرنیته سازگارى ندارد. هزار سال پیشکش همین الان هم اعتراضات زیادی از سوی زنان بهائی به این تبعیض آشکار و فاحش در راستاى مدرنیته با لحن های تند و غیض آلود اظهار می شود.

برای نمونه به قسمت هایی از مقاله مریم درویش یکی از زنان بهائی اشاره می شود:

"اگر من از کارت هایم خوب استفاده کرده بودم، ممکن بود تابحال دستیار و معاون پاپ، عضویت در   بیت­العدل می­شدم. بهائیان هیئت حاکمه عالیه خود را  بیت­العدل جهانی- انتخاب کردند و همان طور که ابویاسمین در سال 2004 پیش­بینی کرد، یکی از آن هایی که ما می­شناختیمش (در زمانی که من کارت عضویت بهائیت را داشتم از من خواسته بود که دستیارش بشوم)، یعنی شهریار رضوی، از دارالتبلیغ بین­المللی سُر خورد و وارد بیت­العدل شد اگر شما در جامعه بهائی یک بیل­زن باشی می­توانی به بالاترین سلسله مراتب برسی (تنها مردان می­توانند وارد بیت­العدل بشوند)؛ یعنی:

-چندین دفعه کتاب های روحی را تدریس کنی؛ با عضو محلی گروه معاونین دوست باشی (عضویت در محفل محلی را فراموش کن، چرا که تو را از کارهای دیگر می­اندازد.)

-به عنوان دستیار یکی از اعضای گروه معاونین منصوب بشی، و باز هم دوره کلاس های روحی را تدریس کنی. وقتی اعضای گروه معاونین به رتبه بالاتری رفتند، مشاور قاره­ای شدند، آن وقت تو را برای معاون شدن پیشنهاد می­کنند.

-دقت کن که همه کارها را مرتب انجام بدهی، حتی باز کردن درب پاکت نامه را! این طوری اگر یک پست مشاور قاره­ای خالی بشه، همه تو را به یاد می­آورند.

-پس از آن که مشاور شدی، حالا باید سعی کنی تا خودت را به دارالتبلیغ برسانی. اگر مدیریت پروژه ات خوب باشد که چه بهتر. اگر دست به قلم باشی و مطالب با مزّه بنویسی و مثل شوقی افندی خشک و رسمی ننویسی، که دیگر کارت تمام است!

-چنانچه وارد دارالتبلیغ شدی، دیگر راهت تا بیت­العدل روشن و هموار است. چرا که فقط باید صبر کنی تا کسی بمیرد و یا اعلام انصراف کند؛ چرا که بیت­العدل یک جایگاه مادام­العمر. آپارتمان و اتومبیل و امکانات شیک و مرتب. فقط ولی باید تو حیفا- اسرائیل زندگی کنی، که آن هم خوشبختانه جای زیبا و رومانتیکی است.

خوب حالا اگر شما تخمدان داشته باشی، قضیه یک کمی سخت می­شد. البته میشه تغییر جنسیت داد، ولی باید آن را پنهان نگهداری! زیرا اگر رأی دهنده­ها بفهمند که تخمدان ها را با بیضه عوض کردی، ممکنه یه جورهایی فکر کنند تو دیانت ما تبعیض جنسی وجود دارد! ای لعنت به این چیزهای کوچک بی­ارزش ."

 

روشن است که تعلیم "تساوی حقوق رجال و نساء " با ممنوعیت ورود نساء به بیت العدل سازگار نیست و اخیرا بعضی از بهائیان سرشناس، بعد از برگزاری انتخابات بیت العدل لب به سخن گشوده و به این تناقض اعتراف نموده و گفته اند متاسفانه این موضوع باید اصلاح شود و حتى اگر جناب بهاءالله در کتاب اقدس گفته باشند اعضاى بیت العدل باید از رجال باشند، باید تفسیر از رجال را تغییر داده و طوری تفسیر کنیم که زنان را هم شامل شود و آن ها هم بتوانند وارد بیت العدل شوند! علاوه بر تناقض اشاره شده، ممنوع کردن زنان از مشارکت در مدیریت جامعه بهائی، با مدرنیته و تطابق با مقتضیات زمان ادعائی هم سازگار نیست.

 

 پی نوشت ها:

1- بیان فارسی صفحه ی 130

2- بیان فارسی صفحه ی 198

3- بیان فارسی صفحه ی 262

4- بیان عربی صفحه ی 42

5- بیان عربی صفحه ی42

6- بیان فارسی صفحه ی 298

7- بیان فارسی صفحه ی 298

8- بیان عربی صفحه ی 18

9- بیان عربی صفحه ی 43 و بیان فارسی صفحه ی 322

10- بیان فارسی صفحه ی 135

11- کتاب بدیع صفحه ی 213

12- کتاب بدیع ، صفحه ی 140

13- گنج شایگان صفحه ی 79 و مائده آسمانی صفحه ی 355 باب یازدهم

14- خطابات بزرگ صفحه ی 119

15- اقتدارات ص 111

16- گلزار تعالیم بهائی صفحه 288

17- توقیعات مبارکه صفحه ی 41

18- مکاتیب جلد 3 صفحه ی 160

19- مائده آسمانی، ج4، ص 280

20- مائده ج 4 ص 140 و رحیق مختوم ص 595

21-مصطفی ملکیان، ارزیابی مدرنیته، پایگاه خبری آفتاب


برچسب ها:بهائیت, مدرنیته, بهائیت و مدرنیته, تعالیم بهائی, تساوی حقوق زن و مرد در بهائیت, بهاءالله, رابطه دین و مدرنیته,

  |   دیدگاه ها ()

1396/06/12 08:22
always i used to read smaller posts that also clear their motive, and
that is also happening with this post which I am reading at this time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir