تبلیغات
سایت جامع بهائیت - بهائیت، فرقه یا دین؟ 1
 
معرفی وبگاه


از طریق ارتباط با ایمیل مدیر، می توانید مطالب خود را در این سایت ارسال نمائید.

مدیر سایت : میکائیل
نظرسنجی
سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
logo-samandehi
ابزار تلگرام
سایت جامع بهائیت
بانک اطلاعات نقد فرقه های انحرافی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               خلاصه مطالب                   ATOM
1395/05/30 :: نویسنده : amin

فرقه چیست؟ چرا بهائیت فرقه است؟


این مقاله، به بررسی چرایی فرقه بودن بهائیت می‌پردازد كه با رویكرد تحلیل اسنادی تدوین یافته است. یافته‌های این مقاله حاصل بررسی این سوال اصلی است كه چرایی فرقه بودن بهائیت چیست و چگونه ویژگی‌های یك فرقه قابل انطباق بر آن است؟ نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد كه بهائیت از نظر علمای اسلام و مراجع تقلید، با توجه به انحراف از اصول و فروع مسلم اسلام، یك فرقۀ ضاله است. همچنین بهائیت به علت دارا بودن ویژگی‌هایی چون: 1. رهبران با هوش و زیرك، مغلطه گر، مقدس مآب و مستبد؛ 2. وجود تشكیلات منسجم بیت العدل كه شبیه فراماسونری‌ها عمل می‌كند و3. بهره برداری از...



تكنیك‌های تبلیغی روانشناختی چون كنترل ذهن جهت فریب افراد، برای جذب و نگه داری آن ها، یك فرقه است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقدمه

بهائیت، منشعب از بابی گری است. بابی گری نیز، انشعابی از فرقة شیخیه است كه از اندیشه‌های شیخ‌احمد احسائی در قرن دوازدهم هجری پدید آمد.1 بنیان‌گذار بابی گری، سیدعلی محمد شیرازی، ملقّب به باب است كه در كربلا در كلاس درس سیدكاظم رشتی، شاگرد شیخ‌احمد احسائی، شركت كرد و پس از مرگ استاد، خود را باب امام زمان؟ خواند و گروهی از افراد ساده‌لوح یا فرصت‌طلب با انگیزه‌های گوناگون به وی گرویدند. ادعاهای او به مهدویت، رسالت و سپس ربوبیت و الوهیت گسترش پیدا كرد كه با درایت امیركبیر، بساط بابی گری با اعدام وی خاتمه یافت.2

میرزاحسینعلی نوری، معروف به «بهاء‌الله» پس از غلبه بر برادر و رقیب خود، میرزا یحیی، معروف به «صبح ازل»، جانشین باب شد. به دنبال بروز شورش‌های بابیان، میرزاحسینعلی به عراق تبعید شد؛3 پس از قتل امیركبیر، به ایران بازگشت؛ اما سوءقصد دو تن از بابیان به ناصرالدین شاه و نقش مشهود میرزاحسینعلی در این ترور، حكومت را مصمم به دستگیری او كرد. پناهنده شدن او به سفارت روس و حمایت شخص سفیر روس به انتقال وی به بغداد انجامید. در بغداد مورد حمایت دولت‌های انگلیس و فرانسه قرار گرفت و والی بغداد برای او مقرری تعیین كرد.4 در این زمان، برادرش، میرزایحیی صبح ازل، با لباس مبدل، خود را به عراق رساند و به تدریج اجتماعی از بابیان در خاك عراق ایجاد شد كه مهم‌ترین هدفشان، اذیت و آزار شیعیان بود.5

درگیری‌های دو برادر در بغداد كه به قتل، غارت و خراب‌كاری‌ها دیگر انجامید، دولت عثمانی را به تبعید آن ها به استانبول و سپس ادرنه مجبور كرد. در همین زمان، میرزاحسینعلی ادعا كرد «من یظهره الله»6 است. این ادعا باعث اختلاف شدید دو برادر و در نتیجه جدایی بابیان شد؛ اطرافیان میرزا یحیی «فرقۀ ازلیه» و پیروان میرزاحسینعلی «فرقۀ بهائیه» نامیده شدند. و آنهایی هم كه به این دو برادر ملحق نشدند، بر نام پیشین (بابی) باقی ماندند.7 این جدایی و اختلاف شدید، میان دو برادر باعث شد كه حكومت عثمانی، بهاء‌الله و پیروانش را به عكا در فلسطین و میرزایحیی را به قبرس تبعید كند.8 از این زمان به بعد، میرزا حسینعلی از بابیت دست كشید و رسماً خود را پیامبر نامید و فرقۀ بهائیت را بنیان گذاشت كه روسیه و سپس انگلیس از آن حمایت كردند. او پس از نه سال در شهر عكا درگذشت و قبرش، قبلة پیروانش شد.9

پس از مرگ میرزاحسینعلی، میان دو پسرش بر سرجانشینی او، اختلافات و درگیری‌های زیادی رخ داد. سرانجام عباس افندی، معروف به عبدالبها، بر برادرش محمدعلی چیره شد و به مقام رهبری بهائیان رسید. به تجدید حیات بهائیت پرداخت.10 وی در جنگ جهانی اول با خدمت به دولت انگلیس، به دریافت لقب «سر» و نشان «نایت هود»11 از آن دولت مفتخر شد و پس از آن ابزار سیاست انگلیس و بعدها امریكا شد.12 او در سال 1911 م به اروپا و امریكا سفر كرد و با تأثیرپذیری از اندیشه‌های مدرنیسم و اومانیسم قرن نوزدهم در غرب، تعالیم باب و بها را بر اساس آن ها، تجدیدحیات كرد.13

پس از مرگ عبدالبها، طبق وصیتش، نوۀ دختری او، شوقی افندی كه تربیت‌یافته انگلیسی‌ها بود، در سال 1300 ش به رهبری بهائیت رسید و خود را ولی امر الله نامید.14 بهائیت در زمان شوقی، صاحب تشكیلات منسجمی همانند فراماسونری شد و به تبلیغ در جهان پرداخت؛ اما فساد اخلاقی شوقی باعث بروز اختلافات، انشعابات و رویگردانی عده‌ای از نزدیكان عبدالبهاء از بهائیت شد.15 پس از شوقی، سران مهم فرقه، در كنفرانس لندن (1342ش)، نه نفر را به عنوان اعضای بیت‌العدل انتخاب، و مكان آن را به شهر حیفای اسرائیل منتقل كردند.16

بهائیت از زمان میرزا‌حسینعلی بهاء ـكه ادعای پیامبری كردـ نخست به وسیلة امپراتوری روسیه و در زمان عباس افندی (عبدالبهاء) توسط انگلیس، امریكا و رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخته شد و با حمایت آنان به تبلیغ در جهان ادامه داد. با مطالعۀ سیر تحولات بهائیت و سركردگان آن از هنگام ظهورش تاكنون، ویژگی‌های فرقه در آن آشكار است؛ از این‌رو، این تحقیق در پی جواب دادن به این پرسش‌هاست كه چرا بهائیت یك فرقه است؟ آیا ویژگی‌های یك فرقه، قابل انطباق به بهائیت است؟ چرا علمای اسلام و مراجع تقلید، بهائیت را یك فرقة گمراه می‌دانند؟

این تحقیق از انواع تحقیقات كیفی بوده و روش انجام آن، جست‌وجوی اسنادی و كتابخانه‌ای است كه با بررسی كتب، آثار و متون تاریخی و مذهبی انجام شده است. شیوة گردآوری داده‌ها، مطالعه و بررسی منابع ذكر شده و سپس فیش‌برداری و استفاده از آن ها بوده است. با توجه به این كه در برخی موارد دسترسی مستقیم به اسناد و مدارك مرتبط با موضوع، امكان‌پذیر نبوده است، كوشیده‌ایم در این‌گونه موارد به سایت‌های اینترنتی مرتبط مراجعه شود.

1. كلیات و مبانی نظری فرقه

الف. مفهوم و تعریف فرقه

فرقه،17 در لغت به معنای «دسته، طایفه، مسلك، حزب، بخش، بریدن، قسمت كردن و گروهی از مردم» است18 و «گروه یا جماعتی كه اهداف، نظام اعتقادی یا ویژگی‌های یك‌سان و مشترك داشته باشند؛ مانند فرقه‌های تصوف.»19

در اصطلاح علم كلام نیز، به عده‌ای از مردم گفته می‌شود كه به دلیل اختلاف در مسائل اعتقادی، از پیروان یك دین جدا شده و عقاید و تبیین‌های خاصی از آن دین را انتخاب كنند.20 فرقه در فرهنگ علوم سیاسی، چنین تعریف شده است: «بخشی از جامعه كه از مذهب رسمی جدا شده یا به آیینی گرویده باشد كه به وسیلة همگان به رسمیت شناخته نشده است. با نگاهی سهل‌انگارانه، به هر نوع جنبش جدایی‌طلب (ملّی، زبانی، مذهبی، سیاسی و غیره) به كار می‌رود.»21

ابراهیم خدابنده در سایت دیده‌بان فرقه آورده است: «مارگارت تالر سینگر، فرقه را با سه ویژگی اصلی؛ الف. داشتن رهبر مستبد و خودكامه؛ ب. ساختار هرمی قدرت؛ ج. استفاده از برنامة مجاب‌سازی (بازسازی فكر یا شست‌وشوی مغزی)، وصف می‌كند. این در حالی است كه داشتن یك یا دو ویژگی از این ویژگی‌ها، برای شناسایی جمعی به عنوان فرقه، كفایت نمی‌كند.22

در جمع‌بندی می‌توان گفت فرقه‌ها با سه ویژگیِ بیان‌شده از طرف سینگر بیان می‌شوند؛ به شرطی كه این سه ویژگی با شدت و استمرار در جمعی وجود داشته باشد. همچنین از بین این سه ویژگی، داشتن برنامة كنترل ذهنی كه به عنوان تعریف مدرن از فرقه به كار می‌رود، شاخص‌ترین و اصلی‌ترین ویژگی فرقه‌ها می‌تواند مورد تأكید قرار گیرد.

ب. انواع فرقه

با گسترش دیدگاه‌ها، می‌توان دسته‌بندی‌های متنوعی را برای فرقه‌ها ذكر كرد. این دسته‌بندی‌ها می‌توانند براساس چگونگی شكل‌گیری، نوع فعالیت، هدف فرقه و... انجام شوند. حتی ممكن است از نظر زمانی به فرقه‌های قدیمی و فرقه‌های نوظهور معتقد بود و یا به تفكیك فرقه‌های مذهبی از فرقه‌های سیاسی پرداخت. صاحب‌نظران، دسته‌بندی‌های دیگری را هم در این‌باره ذكر كرده‌اند كه در ادامه به چند نمونة آن اشاره می‌شود.

محمدجواد مشكور معتقد است فرقه‌های اسلامی را می‌توان در دو گروه جای داد؛ گروه اول، فرقه‌هایی كه در پاره‌ای مسائل اعتقادی و یا تبیین آن مسائل با مسلمانان دیگر اختلاف دارند و گاهی در احكام فرعی نیز، برخلاف مسلمانان دیگر عمل می‌كنند؛ ولی در اصول، همچنان با آن ها هم‌عقیده‌اند و به فروعی چون نماز و روزه عمل می‌كنند؛ مانند فرقه‌های اهل حدیث، معتزله، اشاعره، زیدیه و امثال آن ها. گروه دوم، فرقه‌هایی كه منشأ آن ها دین اسلام است، ولی به دلیل افراط و تفریط‌های رهبران و پیروانشان، آن‌چنان از دین اسلام دور افتاده‌اند كه هیچ‌گونه وجه اشتراكی با مسلمانان ندارند و نه تنها در مسائل فرعی، بلكه در مسائل اصلی نیز، معارف اسلامی را تحریف، و در نهایت آن ها را انكار كرده‌اند. فرقه‌هایی معروف به غالی كه رهبران خود را به مقام ربوبیت رسانده و به جای معاد به تناسخ معتقدند و در انجام فروع دین دچار اباحی‌گری شده‌اند، همچون اسحاقیه، حروفیه، حلمانیه و... از این دسته‌اند.23

گفتنی است كه دسته‌بندی‌های متنوعی از فرقه‌ها بیان می‌شود، ولی باید توجه داشت كه برخی از دسته‌بندی‌ها و انواع فرقه، برحسب اقتضای جوامع، اختصاصی آن جامعه بوده و كمتر قابل تعمیم است.

ج. ویژگی‌های فرقه

در جهان معاصر، ظهور و گسترش فرقه‌ها، یكی از مسائل عمدۀ جوامع صنعتی غرب است. نكتة مهم دربارة شناخت فرقه‌های معاصر، توجه به ماهیت و چگونگی عملكرد آنهاست. تعریف مدرن از فرقه، به هر گروهی اشاره دارد كه از عملكرد روان‌شناختی تكنیك كنترل ذهن برای عضوگیری و كنترل اعضایش استفاه می‌كند. كنترل ذهن، مجموعه‌ای از تكنیك‌های روانی است كه رهبران فرقه، به صورت غیرمحسوس بر اعضا اعمال می‌كنند.24

تكنیك‌های كنترل ذهن، عبارتند از:

1. فریب: آراستن ظاهر فرقه و پنهان نگه‌داشتن عملكردها و اعتقادات واقعی، جهت جذب افراد؛

2. ویژه‌سازی: القای رهبران فرقه به اعضا كه تنها در تشكیلات آن ها و با اطاعت از دستورات آن ها نجات می‌یابند؛

3. ترس و ارعاب: ترس همیشگی اعضا از رهبر فرقه و تشكیلات؛ زیرا رهبر، مدعی اتورتیة مستقیم از جانب خدا، برای كنترل تقریباً تمام شئونات زندگی فرقه است و افراد حق اعتراض و پرسش ندارند؛

4. بمباران عشق و كنترل روابط: برای عضو جدید، دوستان فوری انتخاب می‌كنند و به تدریج به او می‌فهمانند كه مخالفت با آن ها یا فرقه، سبب از دست دادن تمام دوستان تازه‌اش می‌شود. همچنین در قطع ارتباط اعضا با دوستان قدیم و خانواده، جهت قطع نفوذ دیگران بر او می‌كوشند؛

5. كنترل اطلاعات: تلقین به فرد كه هر اطلاعاتی خارج از فرقه، شیطانی و غیرحقیقی است و فقط اطلاعات فرقه حقیقت دارد؛

6. ساختار گزارش‌دهی: مراقبت اعضا از یكدیگر و گزارش به مقامات بالا كه به پنهان كردن عقاید و احساسات واقعی افراد می‌انجامد؛

7. كنترل زمان: مشغول نگه‌داشتن اعضا با ملاقات‌ها، فعالیت‌ها و مأموریت‌های طولانی به منظور جلوگیری از تفكر و اندیشه دربارة مسائل فرقه.25

خسرو تهرانی در بررسی سازمان مجاهدین خلق، معتقد است كه این سازمان به تدریج به یك فرقه تبدیل شده است. از نظر وی، ویژگی‌های فرقه شدن سازمان مجاهدین، فردگرایی محض، ویژگی‌های ممتاز رهبری مسعود رجوی، فاصلة بسیار زیاد رهبری از دیگر اعضا، تقدس و دست‌نیافتنی بودن رهبر، از دست رفتن وجهة دموكراتیكی رهبریت و نهایتاً توسّل رهبر به مقدّسات برای توجیه اعمال و اشتباهات خویش است.26

د. نظراتی پیرامون فرقه

به نظر ماكس وبر، فرقه‌ها معمولاً در میان افراد محروم و كسانی كه در حاشیة اجتماع قرار دارند، رشد می‌كنند. وی اصطلاح «الاهیات خاص محرومان» را دربارة آن ها به كار می‌برد. فرقه‌ها به تبیین و توجیه وضع حاشیه‌ای خود و اعضای محروم خویش می‌پردازند. مهم‌تر این است كه به اعضا ـ به تناسب وضع حاشیة آن ها یا فقری كه به آن دچارند ـ امكانات داده می‌شود.27

فرقه‌ها یا عمری كوتاه دارند یا تبدیل به «نحله» می‌شوند. این بدان جهت است كه سطوح اعتقادی و شور و اشتیاق لازم برای حفظ آن ها نمی‌تواند تا مدت طولانی پایدار بماند و اگر از عزلت اجتماعی و حاشیه‌ای بودن آن ها به هر دلیل كاسته شود، چه بسا باورهای آن ها فرو ریزد و اعضا جذب جامعه شوند. این، هنگامی پیش می‌آید كه ارزش‌های موعظه‌شده به وسیلة فرقه، باعث ثروتمند شدن اعضا شود و بدین وسیله به حاشیه‌ای بودن آن ها در جامعه پایان دهد.28

امروزه فرقه‌گرایی و اندیشه‌های خرافی رواج یافته و بیشتر آن ها، منشأ غربی دارند. زمینه‌های مذهبی باعث شده تا فعالیت كیفی و كمّی این فرقه‌ها، مثل رام‌الله، اعتكاف، شیطان‌پرستی، فالون دافا، اكنكار و عرفان‌های دروغین، گسترش یافته و در سال‌های اخیر، بسیاری از جوانان مجذوب آن ها شوند. صالح سبحانی از اعضای ارشد فرقة رام‌الله، پس از آگاهی و جدایی از آن فرقه گفته است:

فرقه‌ها از نگاه بیرونی، مجمع‌الجزایری از صحبت‌های خوب، زیبا و عامه‌پسند هستند و حتی مباحثی كه مطرح می‌كنند، ممكن است در قالب اصول معنوی هم قابل دفاع باشد؛ اما آن چه در بررسی فِرَق از دید پنهان می‌ماند، نه عقاید آنان، بلكه روابط و عملكرد تشكیلاتی آنان است كه عموماً و بلااستثنا، بر پایة مرید و مرادی است. اغلب فِرَق، فعالیت‌هایشان را با ظاهری زیبا و جذاب، حتی در پوشش مؤسسات رسمی و قانونی و دارای مجوز در جامعه ارائه می‌دهند؛ اما با ورود به مراكز فعالیتی و بررسی روند كارها و برنامه‌هایشان، می‌توان به ماهیت فرقه‌ای آنان پی برد. آن ها دارای رفتارهای دوگانه هستند. در ظاهر به مسائلی تظاهر كرده و در باطن به چیز دیگری عمل می‌نمایند.29

در اغلب فرقه‌ها، افرادی به صورت خودانتصابی در رأس قرار می‌گیرند. سركردگان فرقه‌ها مدعی‌اند، علم ویژه‌ای دارند كه دیگران از آن محروم‌اند. این افراد، خودمحور و قدرت‌طلب‌اند و خیلی به قدرت‌نمایی و تسلط بر امورات مریدانشان تمایل دارند. اغلب سركردگان به وسیلة بعضی مریدانِ مسخ‌شده و فریب‌خورده و هم‌دستانشان، شخصیتی خاص و منحصربه‌فرد در بین اعضای فرقه و بیرون از فرقه وصف می‌شوند. آن ها برای خاص جلوه دادن خودشان و جذب افراد، ظواهر خاصی برای خویش درست می‌كنند یا به گونه‌ای خاص سخن گفته و ژست‌های خاصی می‌گیرند تا به این وسیله خود را از دیگران متمایز جلوه دهند.30

نمونة بارز چنین رهبری‌هایی، فرقة فالون دافا در چین است كه پس از ادّعای پیامبری، مدّعی خدایی شد و در سال 1999 م به امریكا پناهنده شد و با حمایت این كشور به هدایت پیروانش كه به ادعای خویش، بیش از 100 میلیون نفرند، در بیشتر از شصت كشور دنیا ـ از جمله ایران ـ پرداخت. زمینة ظهور فرقة فالون دافا در چین، كاهش شاخص‌های رفاه اجتماعی در كنار خلأ معنوی و غریزة فطری نیاز به معنویت در جامعه‌ای با بیش از چهار دهه سابقه در ترویج باورهای كمونیستی است كه بستری مناسب برای پذیرفته‌شدن فرقه‌هایی نوظهور مانند فالون دافا را فراهم كرده است تا رهبران آن ها با ابداع مذاهبی جدید، مدعی نجات مردم از تنگناهای اجتماعی و پاسخ‌گوییِ نیاز طبیعی آن ها به توسل و كمك‌خواهی از نیروهای ماورایی باشند.31

2. ویژگی‌های بهائیت به مثابة یك فرقه

با توجه به تعریف‌های ذكر شده از فرقه و سنجه‌های حقانیت آن، بهائیت از فرقه‌های گروه دوم، یعنی باطل، انحرافی و گمراه‌كننده است؛ چراكه رهبران و پیروان اولیة آنان، نخست مسلمان بودند و در سرزمین‌های اسلامی زندگی می‌كردند و این فرقه، خاستگاه اسلامی دارد. فرقة بهائیت، پس از جدایی از اسلام، اصول و فروع مورد اتفاق مسلمانان را انكار كرده و با ادعاهای كذب خود (امامت، نبوت و خدایی) از زمرۀ مسلمانان خارج شدند و درصدد ایجاد اختلاف، تفرقه‌افكنی و تحقق مقاصد شوم بیگانگان در سرزمین‌های اسلامی برآمدند. بر این اساس مسلمانان، بهایی‌ها را جزء فرقه‌های اسلامی نمی‌شمرند؛ زیرا آیین بهائیت، یك آیین ساختگی است و فقط به دلیل خاستگاه و سابقۀ تاریخی بنیان‌گذارانش با اسلام ارتباط پیدا می‌كند؛ ولی به دلیل ماهیتش، چیزی جز یك آیین دست‌ساز بشری، همچون صدها و هزاران مكتب و مسلكی كه در طول تاریخ به وجود آمده‌اند، نیست و چون طرف‌داران آن، یكتاپرست نیستند، در ردیف مشركان قرار می‌گیرند و از طرف علمای اسلام (تسنن و تشیع) فرقة ضالّه و گمراه شناخته و تكفیر شده‌اند. برای آشكارشدن حقانیت نداشتن این فرقه در اسلام، به چند نمونه از این تضادها و تناقضات به اجمال اشاره می‌شود:

انكار توحید

در آیین بهائیت، نه تنها به توحید، اشاره و تأكید نشده، بلكه با ادعاهای الوهیت رهبران و بنیان‌گذاران، این فرقه به شرك گرفتار شده است؛ برای نمونه، سیدعلی‌محمد در لوح هیكل‌الدین، صفحة 5 گفته است: «ان علی قبل نبیل ذات الله و كینونته» یعنی علی قبل نبیل (كه به حساب ابجد، نبیل 92 است و محمد هم 92) ذات خدا و كنه اوست.32 میرزا حسینعلی بها نیز، به صراحت در كتاب اقدس ادعا می‌كند: «گوش فرا دهید ‌ای جماعت بهائیان كه خدای شما از زندان بزرگ، پیام می‌دهد كه نیست خدایی جز من توانا و متكبر و خودپسند.»33

نبوت جدید

بهاییان در جهت زمینه‌سازی برای پذیرش نبوت میرزاحسینعلی بهاء می‌كوشیدند كه علی‌محمد باب را از جملة پیامبران خداوند شمرند كه به ارادة خداوند متعال، پس از رسول اكرم(ص) مبعوث شد و اهل عالم را به دینی جدید دعوت كرد. بهاییان مدعی‌اند كه باب، دو مقام داشت: اول، پیامبری مستقل و صاحب كتاب؛ دوم، بشارت‌دهنده به ظهور پیامبری دیگر، به نام میرزاحسینعلی. بدین‌گونه با ظهور باب و بها، شریعت اسلام الغاء شد، و شریعتی مستقل و آیینی جدید به نام بهائیت پدید آمده است.34 ادعاهای متناقض علی‌محمد باب و میرزاحسینعلی بها (بابیت، مهدویت، نبوت، الوهیت و من یظهره اللهی)، تناقضات و تعارضات درونی آموزه‌ها، ناسازگای با منطق و عقلانیت، وجود اشتباهات متعدد در كتاب‌ها، الواح و نامه‌ها، نداشتن معجزه‌ای پذیرفتنی برای اثبات پیامبری، ناتوانی در پاسخ‌گویی به علما در مناظرات و سرانجام تكذیب پی‌درپی ادعاها و نوشتن توبه‌نامه به وسیلة باب، همگی دلیلی آشكار بر بطلان چنین ادعایی است؛ چراكه با منطق و سیرۀ پیامبران و اصول ادیان الهی، در ناسازگاری كامل است.35

انكار قیامت

قیامت كه یكی از اصول مسلّم ادیان توحیدی است، از نگاه علی‌محمد باب و میرزاحسینعلی بهاء، موهوم و دروغ پنداشته شده است.36 بهاییان با تفسیری متفاوت از قیامت، معتقدند با ظهور میرزاحسینعلی بهاء، قیامت بر پا شده است. این ادعا و این تفسیر، آنقدر سست و بی‌بنیاد و بدون پشتوانۀ دینی و منطقی است كه با اندك توجهی، بطلان آن آشكار می‌شود.37

با توجه به ویژگی‌هایی كه برای یك فرقه ذكر شد و تعریف نسبتاً جامع و مانع مارگارت تالر سینگر از فرقه، در ادامه به ویژگی‌های بهائیت در سه زمینۀ داشتن رهبر مستبد و خودكامه، ساختار هرمی قدرت و استفاده از برنامۀ مجاب‌سازی (كنترل ذهن) پرداخته می‌شود تا مشخص شود كه این ویژگی‌ها، بر بهائیت منطبق است یا خیر.

الف. دارا بودن رهبر مستبد و خودكامه

رهبران اولیة بهائیت، افرادی باهوش و زیرك بودند كه با سوء استفاده از جهل مردم عامی و اُمّی، ادعاهای كذب خود (بابیت، مهدویت، نبوت، ربوبیت و الوهیت) را كاملاً موجّه و مقدّس جلوه داده و با فاصله گرفتن از پیروان، تقدیس و دست‌نیافتنی بودن خویش را با گرفتن تصمیمات غیردموكراتیك، توجیه‌پذیر كرده‌اند.

ویژگی رجال و رهبران آسمانی، ارتباط با جهان غیب و آگاهی از اخبار و اسرار پنهان هستی است و در بینش دینی تا آن جا اهمیت دارد كه عملاً یكی از علایم صدق گفتار و نشانه‌های حقانیت آیین و مرام كسانی تلقّی می‌شود كه ادعا می‌كنند با خدا از راه وحی ارتباط دارند. رهبران بهائیت نیز كه ادعای دریافت وحی از آسمان و تأسیس دیانتی الهی را دارند، مدعی‌اند از اخبار و اسرار نهان هستی آگاهند و توانایی پیشگویی حوادث آینده تاریخ بشر را دارند. آن ها در جابه‌جایی آثار و الواح خویش، به دیگران وعده‌های زیادی دایر بر گسترش آیین خود در جهان داده‌اند كه امروزه پس از گذشت مدت زمانی طولانی از طرح آن وعده‌ها، به خوبی می‌توان دربارۀ صحت و سقم آن ها داوری كرد.

نمونه‌هایی از این وعده‌ها و پیشگویی‌ها چنین است: سیدعلی‌محمد باب مدعی بود: 1. به زودی علمای بزرگ اسلام، به بابیت افتخار می‌كنند؛ 2. به زودی جمیع اروپایی‌ها به باب ایمان می‌آورند.

حسینعلی بهاء نیز، می‌گفت:

1. به زودی همة ملت‌های جهان، زیر پرچم بهائیت جمع می‌شوند؛

2. به زودی علمای شیعه از بهائیت استقبال می‌كنند؛

3. به زودی بابیت بر جهان مسلط می‌شود.

عباس افندی (عبدالبها) همچنین می‌گفت:

1. به زودی بهائیت جهان را تسخیر می‌كند؛

2. ایران به زودی مهد نفوذ بهائیت خواهد شد؛

3. زادگاه بهاء (نور مازندران) به زودی قبلۀ آفاق می‌شود؛

4. صلح عمومی در قرن بیستم استقرار خواهد یافت؛

5. امریكا در جنگ جهانی اول شركت نمی‌كند؛

6. امریكا در امور معنوی، گوی سبقت از جهانیان خواهد ربود؛

7. امپراتوری تزاری، شكست‌ناپذیر است.38

مردم ایران در دورۀ قاجار كه دو شكست خفت‌بار از روسیه، آن ها را منزوی و سرخورده كرده بود و با توجه به اندیشه‌های ظهور امام عدل‌گستر، در آرزوی برقراری قسط و عدل بودند، ظهور یك مدعی مانند سیدعلی‌محمد، موضوع خاص بودن و قداست را در اذهان مردم ایران تداعی می‌كرد.39 بیان این ادعا در چنین برهۀ حساسی، علاوه بر ویژگی زیركی سیدعلی‌محمد، گویای تقدّس وی نزد مردم آن روزگار است.

قداست بخشیدن به رهبران بابیه و بهائیت، از شگردهای دیگر آن ها برای پذیرفته‌شدن نزد مردم بود. بابیان و بهائیان، شب جمعه، پنجم جمادی الاولی سال 1260 قمری را كه باب، ادعای خویش را آشكار كرد، شب مبعث نقطۀ اولی40 و آن را مبدأ تاریخ خود (تاریخ بدیع) قرار داده‌اند. شرافت و قداست دیگر آن شب، این است كه میرزا عباس (عبدالبهاء) نیز در آن شب متولد شده است.41

لقب‌تراشی‌ها و عناوین مقدّس مآبانه كه رهبران اولیة این فرقه برای خود یا رهبر پیشین ابداع كرده‌اند ـ تا خویش را منحصربه فرد جلوه دهند ـ در همین راستا تبیین می‌شود. در كتاب مطالع الانوار (تاریخ رسمی بهائیت) سیدعلی‌محمد باب با این القاب یاد شده و مورد ستایش قرار گرفته است: باب الله، نقطۀ اولی، نقطۀ بیان، طلعت اعلی، حضرت اعلی، ذكر الله الاعظم، حضرت ذكر، حضرت موعود مهدی، حضرت قائم، محبوب عالمیان و حضرت ربّ اعلی.42 در همان كتاب، از حسینعلی بهاء نیز با القاب زیر یاد شده است: حضرت بهاء الله، حسین موعود، جمال حسینی، حضرت محبوب، جمال مباركه، حضرت مقصود، من یظهره‌الله و جمال اقدس الهی.43

عباس افندی (عبدالبهاء) ضمن تأیید لقب‌های «رب الجنود و مسیح موعود» برای باب و بهاء، به عنوان پیامبران پیشین، خود نیز در كتب بهائیان به چنین القابی مشهور شده است: «غصن الله الاعظم، مولی الوَری، مركز میثاق، سرّالله الاعظم و ابن الله.»44 شوقی افندی نیز در نوشته‌های خود از زبان بهاء و عبدالبهاء، سیدعلی‌محمد را القاب‌باران می‌كند و خود نیز با همین ادبیات از آن ها سخن گفته و مثلاً بهاء را «جمال قِدَم جل اسمه الاعظم» و عباس افندی را «حضرت عبدالبهاء روح الوجود لِعنایاته الفداء» می‌خواند.

منحصر به فرد جلوه دادن و برخوردار كردن رهبران از علم لدّنی، شیوة دیگر آن ها در ارتقای رهبریت فرقه است. هم علی‌محمدباب و هم میرزاحسینعلی بهاء، خود را اُمّی و درس‌نخوانده و صاحب معجزه و كرامت در خوش‌نویسی و تندنویسی می‌دانستند.45

هوش و ذكاوت آن ها نیز، از این ماجرا نمایان می‌شود كه میرزاحسینعلی بهاء برای زمینه‌سازی ادعای جدید خویش، كوشید تا آن چه از آثار و مكتوبات باب در دسترس بابیان بود را جمع‌آوری كند46 و با این شیوه توانست كلّیة اسنادی را كه روزی ممكن بود علیه وی به كار رود، به چنگ آورد. آن‌گاه با مراجعه به آثار باب، كوشید تا به سبك او، آیه‌نویسی كند.

اختلافات و درگیری‌های طولانی میان رهبران فرقه، جهت دستیابی به قدرت مطلق، ریاكاری و تظاهر، دغل‌كاری و فریب‌كاری از ویژگی‌های رهبران اولیة بهائیت است. نمونه‌های آن در كتاب‌های مبلغان بزرگ بهائیت كه آگاه شده و مسلمان شدند، گویای این مطلب است.

گفتنی است كه سران اولیة بهائیت، خودانتصابی بوده‌اند؛ اما در حال حاضر با انتخابات، برگزیده می‌شوند. این شیوه به دو علت صورت می‌گیرد: اول آن كه سومین رهبر بهائیت (شوقی افندی) فرزندی نداشت كه جانشین وی شود و به نوعی بهائیت با بحران مشروعیت روبه‌رو شده بود؛ دوم آن كه این انتخابات برای رهایی از اتهام انتصابی بودن و غیردموكراتیك بودن بهائیت، با قصد انحراف و فریب افكار عمومی ـ به ویژه اعضای اغفال‌شده آن ـ صورت می‌گیرد.47


ادامه مطلب...





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : فرقه، بهائیت، فرقه ضاله بهائیت، شستشوی مغزی، ویژگی های فرقه، ساختار هرمی، هرم قدرت،
لینک های مرتبط :


1396/06/10 10:26
What's up it's me, I am also visiting this web site regularly,
this web site is actually fastidious and the visitors are in fact sharing good thoughts.
1396/05/16 13:29
Hi everyone, it's my first pay a visit at this web page, and post is genuinely fruitful in support of me,
keep up posting such articles.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر