صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
قادیانیه نائبان خاص امام زمان علیه السلامکتاب پرنس دالگورکیسید کاظم رشتی کیست؟بهاییت ونظریه تجلی4. در مورد فعالیت هاى كنونى بهائیان و شیوه هایى كه این فرقه در جهت تحقق اهداف بیگانگان در ایران و سایر كشورهاى اسلامى در پیش گرفته توضیح دهیدریشه های بهائیت در امیرعباس هویدابهائیت، فرقه یا دین؟ 2
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 10 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,316 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 87 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 1,316 بازدید ماه : 1,316 بازدید سال : 30,427 بازدید کلی : 30,427 ● اطلاعات شما آی پی : 3.232.129.123 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

ماجرای رسوایی شیخ احسائی

میکائیل
:
بازدید : 3

مفردات آن در نهایت حسن و مركبات آن بی‌حاصل بود و آن حدیث مجعول را در كاغذی نوشت، آن ورق را كهنه كرد از مالیدن و بالای دود و غبار نگه داشت. پس آن را به نزد شیخ احمد برد و گفت: "حدیثی پیدا كرده‌ام. شما ببینید كه آن حدیث است یا نه و معنای آن چیست؟" شیخ احمد آن را گرفت و مطالعه كرد و به شیخ محمدحسن گفت كه این حدیث، كلام امام است. پس آن را توجیهات بسیار كرد. پس شیخ محمدحسن، آن ورقه را گرفت و بیرون رفت و آن را پاره كرد....»[1]

سید جلال‌الدین آشتیانی، ضمن اشاره به موقعیت شیخ احمد در اصفهان می‌نویسد:

«شیخ احمد احسائی اگرچه معروف به زهد است و حاجی سبزواری در شأن او گفته است که علم او در مقابل علمای اصفهان نمودی نکرد، ولی در زهد بی‌نظیر بود؛ لیکن از نحوه رفتار او معلوم می‌شود که مردی دنیاطلب و مریدباز بوده است و همچنین هوای نفس و توغل در دنیا او را به دنبال ریاست برانگیخت. در شهرهای مختلف مسافرت نمود و آرای عجیب و غریب از خود ظاهر ساخت و حب نفس او را وادار کرد که در علم فلسفه و عرفان، بدون تخصص و دیدن استاد وارد شود.[2]» البته برای رعایت انصاف باید به این نکته نیز توجه شود که برخی علما دربارة شیخ احمد احسائی نظر منفی نداشتند و منزلتی نیز برای وی قائل بودند که از آن میان می‌توان به افرادی نظیر كاشف الغطاء اشاره کرد. او در بارة شیخ احمد احسائی می‌نویسد:

اختلاف مردم درباره شیخ احمد، بین کسانی است که او را غالی[3] دانسته و کسانی که او را از آنهایی می‌دانند که شأنی برای ائمه قائل نیستند؛ میان آنها که قائل به رکنیت اویند و کسانی که قائل به کافر بودن اویند؛ اما میانه‌روی، بهترین کار است و حق آن است که او مردی از بزرگان علما وعرفای امامیه است؛ آن گونه که ما از معاصران او که مورد وثوق ما بوده و او را دیده‌اند، شنیده‌ایم وی در نهایت ورع و زهد و پرتلاش در عبادت بوده است.[4]

برخی دیگر از علما نیز مانند مرحوم میرزا محمدباقر خوانساری صاحب روضات الجنات تفصیل داده و شیخ را از شیخیه جدا دانسته‌اند. نظر وی دربارة شیخ احمد احسائی چنین است:

«برترین حکیمان متأله و زبان عرفاء و سخنوران، برگزیده روزگار، فیلسوف عصر، آگاه به اسرار مبانی و معانی، شیخ ما احمد بن الشیخ زین الدین بن الشیخ ابراهیم الاحسائی البحرانی....»[5]

اما ایشان درباره پیروان فرقه شیخیه نظر بسیار نامساعدی داشته است؛ زیرا آن گاه که درباره شیخ رجب برسی نوشته است، رویه او و اتباعش را به سبب تأویل، شدیداً خلاف اسلام خوانده و شیخیه را به لحاظ تأویل، اتباع اتباع شیخ رجب تلقی کرده است. وی، تداوم راه شیخ رجب را صریحاً در شیخیه و پشت سریه می‌داند که درحقیقت، آلت معطله تأویل هستند: «و هم فی الحقیقة أعمهون» او درباره شیخیه می‌نویسد:

«پیروان این جماعت که آلت معطله تأویل هستند، در این اواخر پیدا شدند و در حقیقت از بسیاری از غلات تندتر رفته‌اند.... نام ایشان شیخیه و پشت سریه است. این کلمه از لغات فارسی است که آن را به شیخ احمدبن زین‌الدین احسائی منسوب داشته‌اند و علت آن این است که ایشان، نماز جماعت را در پایین پای حرم حسینی می‌خوانند؛ به خلاف منکران خود، یعنی فقها که در بالای سر نماز می‌خوانند و به بالاسری مشهورند. این طایفه به منزلة نصارا هستند که درباره عیسی غلو کرده و به تثلیث قائل شده‌اند. شیخیه، نیابت خاصه و بابیت حضرت حجت را برای خود قائل هستند.»[6]

البته مرتضی مدرس چهاردهی، شیخ را نیز مشمول این جملات دانسته، در این باره می‌نویسد:

«درحقیقت، فتوای مرحوم میرزا محمدباقر خوانساری درباره مرحوم شیخ احمد و شیخیه است که او را از جرگه سایر شیعیان جدا ساخته، و در ردیف غلات قرار داده است.»[7]



[1]. قصص العلماء، ص54.

[2]. بهائیان، ص 90، به نقل از: ملاصدرا، شرح رسالة المشاعر، ص29.

[3]. آنان که درباره ائمه غلو می‌كنند و ایشان را تا حد الوهیت بالا می‌برند.

[4]. ر.ك: سید محمد حسین حسینى جلالى‏، فهرس‌التراث، ج‏2، ص 119.

[5]. روضات‌الجنات، ج1، ص88 و 89.

[6]. همان، ج3، ص342.

[7]. شیخیگری و بابیگری، ص65.

مطالب مرتبط
تفاوت عقاید شیخیه با شیعه
رکن رابع
فرقه‌های شیخیه
سید کاظم رشتی
ارتباط شیخیه با بابیت و بهائیت
بدن هورقلیایی
ائمه و آفرینش
آراء خاص شیخ احمد احسائی
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی