تبلیغات
سایت جامع بهائیت - بهشت‌ فروشی
 
معرفی وبگاه


از طریق ارتباط با ایمیل مدیر، می توانید مطالب خود را در این سایت ارسال نمائید.

مدیر سایت : میکائیل
نظرسنجی
سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟








آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
logo-samandehi
ابزار تلگرام
سایت جامع بهائیت
بانک اطلاعات نقد فرقه های انحرافی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               خلاصه مطالب                   ATOM
1395/04/1 :: نویسنده : میکائیل

بهشت‌فروشی شیخ احمد احسائی

شیخ در سال 1229ق در راه زیارت عتبات به کرمانشاه رفت و با استقبال مردم و شاهزاده محمدعلی میرزای دولتشاه حاکم کرمانشاهان روبرو شد و به اصرار حاکم در آنجا اقامت کرد.

میرزا محمد تنكابنی، در باره عمق ارادت شاهزاده محمدعلی میرزا به شیخ، داستان ذیل را نقل می‌کند که البته حاکی از رندی شیخ وشاید عمق ارادت شاهزاده است:

«در بعضی از ازمنه، شیخ را قروضی پیدا شده بود. پس شاهزاده آزاده، محمدعلی میرزا به شیخ گفت كه یك باب بهشت به من بفروش، من هزار تومان به تو می‌دهم كه به قروض خود داده باشی. پس شیخ یك باب بهشت به او فروخت و به خط خود وثیقه نوشت و آن را به خاتم خویش مختوم ساخته، به شاهزاده داد و هزار تومان از او گرفته و قروض خود را پرداخت.»[1]

شیخ عبدالرضا ابراهیمی، آخرین رهبر شیخیه از اولاد کریم‌خان کرمانی، ضمن رساله‌ای كوتاه در رد كتاب «مزدوران استعمار در لباس مذهب»، اصل قضیه را انكار نکرده، می‌نویسد:

«شاید یك چیزی بوده و شاخ و برگی بر آن افزوده­اند.»[2] سپس با ذکر حدیثی از پیامبر ص می‌کوشد تا به توجیه این داستان بپردازد. وی در توجیه می‌گوید:

«هركسی تطوع كند برای خداوند به نمازی در این روز (اوّل شعبان) پس به تحقیق به شاخه‌ای از درخت طوبی آویزان شده است... هركس تخفیف بدهد از تنگدستی از قرضش یا از آن كم كند، پس به تحقیق آویزان شده است به شاخه­ای از آن....» مثلاً ذكر این حدیث یا امثال این حدیث در میان بوده و شاهزاده محمدعلی میرزا خواسته با ادای قرض شیخ به این ثواب برسد و به همین منظور، قرض ایشان را پرداخته [است؛ ولی در مقابل، ] اشخاصی مانند نویسنده كتاب مزدوران، به آن دامن زده‌اند كه شیخ، بهشت فروخته [است]....»[3]

شیخ احمد پس از مرگ دولتشاه در سال 1237ق عازم مشهد شد و در میانه راه، مدتی در قزوین توقف کرد.


[1]. قصص العلما، ص36.

[2]. عبدالرضا خان ابراهیمی، پاسخ به كتاب مزدوران استعمار، ص51.

[3]. همان.





نوع مطلب : شیخیه، 
برچسب ها : بهشت فروشی، شیخ احمد احسائی، شاهزاده محمدعلی میرزا، قزوین، دولتشاه،
لینک های مرتبط :


1397/01/17 07:29
باسمه تعالی
قصص العلماء به هیچ وجه مورد تأئید نیست و از اعتبار ساقط است همانطور که بر هر بصیر نقادی پیداست!
اجمالا رجوع شود به «اجتناب» مرحوم همدانی و نیز کلمات محدث نوری ره!
میکائیل بسمه تعالی

با سلام
اولا: این کتاب مورد تأیید علمای شیعه است.

ثانیاً: ایشان معاصر با شیخ احمد بوده و کتاب ایشان از ادعای بی اساس شما معتبرتر می باشد.

ثالثاً: شما می توانید به منبع دیگر یعنی کتاب پاسخ به كتاب مزدوران استعمار، ص51 نوشته عبدالرضا خان ابراهیمی، مراجعه بفرمائید.

1396/04/29 23:56
Because the admin of this web page is working, no question very rapidly it will be famous, due to its feature
contents.
1396/02/1 09:48
I do believe all of the ideas you have introduced to your post.
They are very convincing and will definitely work.
Still, the posts are very quick for novices. May you please extend them a
bit from subsequent time? Thanks for the post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر