تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

بهائیت جواب خواهد داد؟!

نویسنده : حسن ترابی    |   تاریخ : 1395/01/25 21:28

بهائیت جواب خواهد داد؟!

 بهاء در الواح بعد اقدس (ص 102 ص 3) می گوید: [یا امتی اسمعی ندائی من شطر سجنی اذ احاطنی اعدائی الذین انکروا القیمة و آثارها و الساعة و اشراطها الا انهم من الصاغرین ] ای کنیز من بشنو ندای مرا از جانب زندان که دشمنان مرا احاطه کرده‏اند آن کسانیکه بقیامت و آثار آن و بساعت و علامتهای آن منکر هستند و آنان از کسانی هستند که بذلت راضی شده‏اند.  

 

که منظورش از قیامت: قیام خودش میباشد برای مقام نبوت، و همچنین از ساعت اراه کرده است: ساعت بعثت خود را، و روی این عقیده آیات قرآن را بخودش تأویل مینماید. 

 و در مکاتیب عبدالبهاء است (ص 33 س 15) [تبارک الله رب الآخرة و الاولی قد نفخ فی الصور النفخة الاولی و انصمق من فی الأرض و السموات العلی فتبعتها نفخة اخری نفخة الحیا و قامت الأموات من مراقد الفناء و امتد الصراط السوی بین الوری و نصب المیزان الأوفی مراقد الفناء و امتد الصراط السوی بین الوری و نصب المیزان الأوفی و ازلفت الجنة المأوی و تسعرت نار اللظی فضجت النفوس بالنداء قد قامت القیامة الکبری و ظهرت الطامة العظمی و حشر من فی الانشاء و جاء ربک و الملک صفا صفا ] متبارک است پروردگار اول و آخر نفخ شد در صور در مرتبه اول و مردم زمین و آسمانها بیهوش و مدهوش گشتند سپس نفخه دوم زده شد که نفخه زندگی بود و این مرتبه مردگان از جاهای خود برخاستند و در این موقع صراط مستقیم در میان مخلوقات کشیده شد و میزان کامل و درست منصوب گردید و بهشت نزدیک گردید برای پرهیزکاران و آتش سوزنده شعله‏ور شد و نفوس بناله آمده و فریاد زدند که قیامت کبری برپا شد و طامه‏ی عظمی ظاهر گردید و مخلوقات محشور شدند و پروردگار جهان و صفوف ملائکه آمدند. 

اگر قیامت و بهشت و جهنم و رحمت و عذاب همین باشد: خوشا بحال کسانیکه باین مطالب و باین بهشت و جهنم معتقد نبوده، و خود را بزیر بار تکلیف و زحمت و هزاران دستورهای دینی نبرده، و با لذائذ و مشتهیات و تمایلات نفسانی زندگی دنیوی خود را بسر بردند. 

اگر صراط عبارت از صراطیست که جناب بهاء معین میکند و میزان عبارت از مقام و اعمال و افکار ایشان است، و اگر منظور از قیامت قیام ایشان است، و اگر مقصود از آمدن پروردگار و ملائکه برخاستن و ظهور جناب ایشان و پیروان آن جناب است: بنده بصراحت لهجه میگویم که کوچکترین اعتقاد و ایمانی باین حرفها ندارم، و کمترین ارزشی برای اینموضوعات قائل نیستم. 

آری میگویم، و از عهده میآیم بیرون؛ من خودم فاقد هر گونه فضیلتی هستم ولی در عین حال از هر جهتی که حساب نمائید بر جناب بهاء برتری دارم، من از نوشته‏های جناب بهاء طوریکه فهمیده‏ام: از مقام روحانیت و از معارف حقه عاری بوده است، و از علوم مصطلحه آن طوریکه باید نصیبی نداشته است، و مقام تقوی و زهد و صلاح ایشان برای من ثابت نشده و بلکه اعمال و حرکات زیادی برخلاف تقوی و صحت عمل و وفاء و درستی از ایشان بثبوت رسید، من جناب بهاء را از جهت مراتب اخلاقی نمیتوانم تهذیب و تقدیس و تزکیه کنم، زیرا آثار خودخواهی و فریفتگی بخود و غفلت از نواقص و عیوب خود از نوشته‏های او کاملا ساطع و ظاهر است.

 بله نویسنده آنطوریکه باید فنون مختلفه‏ی علوم عقلی و نقلی را تحصیل نکرده، و برای تحصیل مقام صفا و طهارت نفس بریاضتها و زحمات طاقت فرسا متحمل نشده است، ولی امروز که نوشته‏های جناب میرزا مورد مطالعه‏ی من قرار گرفته است: نه تنها کوچکترین استفاده‏ی علمی و اخلاقی و ادبی و روحانی از آنها نمیبرم بلکه بشهادت پروردگار متعال و بشهادت وجدان صاف خود نهایت درجه‏ی سستی و ضعف و انحطاط اخلاقی و ادبی را در خلال کلمات و تعبیرات او مشاهده میکنم که در کمتر نوشته‏ای نظیر آنها را دیده‏ام. 

و خدا را شاهد میگیرم که: در این سخن تحت تأثیر تعصب دینی و عادات و سائر مقتضیات محیط واقع نشده‏ام.  آری جناب بهاء میگوید: همه‏ی ادیان الهی و انبیاء و رسل و کتابهای آسمانی بخاطر من بودند، و من یگانه مظهر رحمن و مالک جبروت و قطب امکان و مشرق أنوار هستم، و منظور از قیامت و بهشت و صراط و میزان برخاستن و بعثت و لقاء و محبت و اعمال و گفته‏ها و رفتار من است، و من در قوانین و احکام اجتماعی و انفرادی و در تکالیف شما تخفیف کلی داده‏ام، و تمام علوم و حقائق و معارف در نوشته‏های من مندرج است، و برای اغلب معاصی و اعمال دیه‏هائی معین کردم که با دادن آن دیه‏ها میتوانید مرتکب آن اعمال بشوید. 

بهاء میگوید اگر با یک زن اجنبی زنا کردید: نه مثقال طلا به بیت عدل بدهید و راحت میشوید، و اگر با پسری نزدیک شدید: حکمی برای شما نگفته‏ایم، اگر ضعیف هستید: از نماز و روزه و عبادت پروردگار مستثنی و معاف میشوید، ما همه نجاسات و ارجاس را تطهیر کردیم، و پس از این سگ و خوک و خون و بول و غائط و همه و همه پاک و طاهر شدند. 

من بیش از این چیزی نمیگویم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. 

و در صفحه‏ی (338) از کتاب بدیع میگوید: قدری تفکر نما که چه قدر توهمات در ما بین ملأ فرقان بود از ظهور قائم و ظهور قیامت و ظهور ساعت و بعد ازظهور نقطه‏ی اولی <روح ماسویه فداء >معلوم شد که جمیع خاطی بودند و بقطره‏ی از بحر علم مشروب نه. 

معلوم میشود: مطالب فرقان و گفته‏های پیشوایان اسلام توهمات و خیالات بیهوده بوده، و مردم را بأمثال اینگونه خرافات (بعقیده بهاء) مشغول کرده بودند، و از ابتدای اسلام تا روز آمدن سید باب ده ها هزار از روحانیون و دانشمدان و محققین و محدثین و فلاسفه اسلام همه روی موهومات سخن میگفتند. 

من از این تعجب میکنم که: میرزا بهاء در یک جا پیغمبر اسلام و قرآن مجید و حضرات ائمه را تصدیق میکند، و بأقوال و کلمات آنها استدلال و تمسک مینماید، ولی در مواردیکه بضرر او تمام میشود: کوچکترین توجه و التفاتی بمخالفت و تکذیب و طرح و رد آنها ندارد. 

در اینجا ملاحظه میفرمائید که: بصراحت لهجه و بدون کوچکترین شرمندگی و عفت قلم میگوید:{قیامت امر موهوم و خرافاتی بوده است، و مسلمانان آنرا درست کرده بودند}.

امثال این کلمات است که: ما را به بی دینی و ماده پرستی میرزا هدایت کرده، و معتقد نبودن او را بمبدء و معاد ثابت میکند. 

قیامتیکه صدها آیات صریحه و هزاران روایات و أحادیث صحیحه در پیرامون آن وارد شده است جناب میرزا امر خرافی و موهوم و مجعول تصور میکند.  (1)

حال بهائی بایدجواب بدهدآن پیامبری که می گفتید،آمده تاجهان را ازظلمت وتاریکی نجات دهدهمین است؟

(1)محاکمه وبررسی درتاریخ وعقائدواحکام باب وبهاء ، حسن مصطفوی ، ج1 ،ص 103 -99


برچسب ها:بهاءالله, نبوت, معادبهائیان, پیامبری در بهائیت,

  |   دیدگاه ها ()

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic