صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
عدم اعتقادبهاییان به تعالیم وسوء استفاده ازآنهابرای خوش خدمتی به استکبار هویت گردانندگان سایت بالاترینبهائیت چیست؟دعاها و زیارات امام زمان عجکتاب بهائیانبهائیت و سیاستنقدوبررسی1نقد و بررسی شبهه عدم ولادت حضرت قائم از جانب بهائیت
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 8 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 2,300 بازدید دیروز : 3,267 بازدید کننده ارمزو : 405 بازدید کننده دیروز : 499 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 6,833 بازدید ماه : 19,806 بازدید سال : 19,806 بازدید کلی : 19,806 ● اطلاعات شما آی پی : 34.237.124.210 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

بهائیت و تبلیغ 2

میکائیل
:
بازدید : 4



همین تناقض وجوب تبلیغ در ایران و حرام بودنش در اسرائیل. که پاسخ نداده اید. باز مى پرسیم ایرانیان را به چه نعمتى فرا مى خوانید که اسرائیلیان را ازآن محروم مى دارید؟

٤.ایرانیان را با نوروز و بهار و عدالت، پیوندى دیرینه است، هرگز بهار موعودشان یعنى صاحب الزمان سلام الله علیه را با چیز دیگرى عوض نمى کنند. مدعى که یکصد و هفتاد سال پیش دعوى مهدویت کرد و موجب جنگ و برادر کشی در ایران شد و چند سال بعد پرونده اش مختومه شد اما شما قبر و زادگاهش را زیارتگاه و مطاف و حج خود قرار داده اید، فکر مى کنید با این بهار دروغین ایرانیان فریب مى خورند؟

دلیل و معیار براى بهار حقیقی در خود اوست:

اگر عدالت را محقق کرد بهار حقیقی و مهدویت موعود است و بهار بدلى، میراست.!

امیدواریم ما ایرانیان را با فرهنگ چند هزار ساله و تاثیرگذار بر فرهنگ جهانى در طول حیاتش، کمى بشناسید سپس یارانتان را به سراغمان بفرستید!

پیام نوروزی بیت العدل

به این جمله ها که در پیام کوتاه نوروزی بیت العدل آمده توجه فرمایید:

"خوشا به حال شما برگزیدگان حضرت کبریا که به نور ایمان منوّرید، به خلق و خوی رحمانی مزیّنید، در ایجاد این تقلیب روحانی کوشایید، و در راه کمک به تأسیس مدنیّتِ لاشرقیّه و لاغربیّۀ الهیّه از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"...

بیت العدل با عبارت "در ایجاد این تقلیب روحانی کوشائید"، بهائیان را برمی انگیزد که برای تقلیب بهار بر زمستان (که بهائیت را بهارى پس از زمستان و اصطلاحا بهارى معنوى خوانده است) کوشا باشند.

این پاراگراف پس از پاراگراف قبلى این پیام است که ظهور باب و بهاء را آغاز بهارى دانسته که قرار است اوضاع جهان را به سامان و تکامل برساند و اوضاع انسانى را مشکین و عنبرین کند و دنیایی را سبز و خرم سازد:

"این تغییراتِ عالم طبیعت یادآوری است از حلول بهاری معنوی که با طلوع امر حضرت ربّ اعلی مبشّر و منادی تجدید حیات روحانی در این عصر نورانی و با ظهور حضرت بهاءالله مظهر کلّی الهی و بانی تمدّنی بدیع و جهانی آغاز گردید. همان ‌گونه که از نفخۀ بهار دل‌نشین جهان مشکین و عنبرین می‌شود و دشت و صحرای بی‌گیاه از نو سبز و خرّم می‌گردد، قوای منبعث از نسایم جان‌بخش این بهار پرانوار نیز عالم وجود را حیاتی تازه ‌بخشد و آن را برای ترقّیات شگرف مادّی و معنوی آماده نماید، فرا رسیدن بلوغ جمعی نوع بشر را نوید ‌دهد و ملل و اقوام مختلف را به سوی دنیایی مخصّص به اصل وحدت در کثرت به پیش بَرد...."!

بیت العدل تعالیم بی تناقض بهائیت را قوایی منبعث از بهار باب و بهاء شمرده که باید توسط بهائیان باطلاع همه مردم رسانده و تبلیغ شود و در این راه هر جانفشانى هم که لازم است توسط بهائیان معمول گردد و خلاصه از آن ها می خواهد: "از هیچ‌گونه فداکاری و از جان‌گذشتگی دریغ ندارید. شمایید پیش‌تازان جنود ملکوت‌ الهی و شمایید خادمان عالم انسانی که در لهیب امتحان چون زر ناب رخ برافروخته‌اید و در طوفان افتتان خاموش و افسرده ننشسته‌اید"...

ذکر الفاظی هیجانى و ماورائی برای بهائیان در این پیام همچون "خادمان عالم انسانى"، "جنود ملکوت الهی"، "زر ناب"، و کسانی که در طوفان ها و آتش ها افسرده نشده بلکه برافروخته تر می شوند(!) برای تشویق بیشتر بهائیان به تبلیغى تبشیرى و تهاجمى است...

تاکید کنیم که همه این تشویق ها و تحریک ها برای بهائیان ایران است که ایرانیان را تبلیغ نمایند نه اسرائیلیان که از بیم آن که نکند اثر پیام دوازده اسفند در تشویق به تبلیغ کمرنگ و فراموش شود دو هفته بعد در آخر اسفند باز به بهانه پیام نوروزی از آن ها می خواهد برای تقلیب زمستان اسلام به بهار بهائیت که تقلیبى معنوی است تلاش کنند و پیشاپیش نیز پیش بینى نموده که اگر با این کار شما طوفان و آتش هم برپا شد و مشکلاتى برایتان ایجاد گردید، مبادا افسرده و سرد شوید بلکه باید در لهیب فتنه ها افروخته تر و مقاوم تر شوید...!

بیت العدل در حال یادگیری!

خیلى جالب است که در پیام مذکور، بیت العدل اعتراف می کند که هم جامعه بهائی و هم بیت العدل در حال یادگیرى هستند! توضیح این که بیت العدل در تبیین اوضاع جهانى و مشکلات جهانى، این تحلیل را ارائه می کند که این چالش ها در سیاست و فرهنگ و اقتصاد و... نیاز به راه حل های جدید و امروزین دارد که بهائیان با همکاری بقیه باید تحقیق کنند و مطالب نوئی را یاد بگیرند و تجربیات جدیدى بدست آورند و زیر نظر بیت العدل این فرآیند یادگیرى را ادامه دهند تا موفق شوند راه حل هاى یاد شده را تکمیل و ارائه دهند!

به عبارت دیگر بهائیان در این پیام، موظف می شوند بروند و با دیگران در یک فرایند یادگیرى، دستورالعمل هایی را برای حل مشکلات بشرى پیدا کنند و در اختیار بیت العدل گذارند تا این نهاد از طرقی که دارد آن ها را در اختیار نهادهاى بین المللى قرار دهد بلکه مشکلات بشرى حل شود!

این است عاقبت دینى که جدیدترین دین مرتبط با وحى است!

در واقع دین و وحی و ارتباط با ملکوت براى ارائه تشریع الهى را در بهائیت باید فراموش کرد. بیت العدل که مقام تبیین و تشریع است و نه نفر انسان که تک تکشان محتمل الخطا و جمعشان "مصون از خطا"ست(!) برای حل مشکلات بشرى سیستم یادگیرى را پیشنهاد می کند که بهائیان به کمک سایر آدمیان و موسسات و گروه ها باید بروند سعى و خطا کنند و تجربیات جدید بدست آورند و راه حل هائی را یاد بگیرند و در اختیار گیرند تا شاید اوضاع انسانی به سامان آید!

کارى که خود بیت العدل عملا در موضوع همجنس گرائی انجام داد:

عده اى از بهائیان همجنس گرا شدند یا عده اى همجنس گرا متمایل به بهائیت گردیدند و از بیت العدل سوال کردند که تکلیف ما چیست و نظر شما در مورد آن ها و ازدواج همجنس گرایان چه مى باشد؟

بیت العدل ابتدا مخالفت کرد و تحریم نمود اما با زیاد شدن فشار همجنس گرایان یاد گرفت که منعطف شود و اخیرا اعلام نماید که همجنس گرایان مظلوم واقع شده اند و باید از مظلومین حمایت نمود و تحریم منتفى است و این موضوع از مسائل مدنى است که به خود جوامع مربوط است و ما دخالت نمی کنیم!

این است فرایند یادگیرى، که جامعه بهائی باید با همکارى سایر جوامع انجام دهد و بیت العدل نیز محور این یادگیرى است.

براى این که متهم به افترا نشویم سری به فراز هاى پیام دوازده اسفند می زنیم:

"... تبدیل آرمان ها به واقعیت ها، ایجاد تقلیب در افراد و پى ریزى ساختارهاى اجتماعى مناسب، کار کوچکى نیست. جامعه بهائی یک فرآیند یادگیری درازمدت را که لازمه این مشروع عظیم است با جدیّت تمام دنبال می کند...

این فرآیند یادگیرى در جوامع مختلف بهائی در هرگوشه از جهان در جریان است...

جامعه بهائی شیوه عمل معینى اتخاذ کرده است که ویژگى آن اقدام، بازنگرى، مشورت و مطالعه ای است که نه تنها مراجعه به آثار امرى بلکه تجزیه و تحلیل علمى الگوهاى حاصله را نیز در بر می گیرد...

مسیر کلى این فرآیند یادگیرى از طریق یک سلسله نقشه هاى جهانى هدایت مى شود که جهت و چارچوب آن را بیت العدل اعظم تعیین می کنند...!!"

(پیام بیت العدل،١٢ اسفند٩١)

توجه فرمودید بیت العدل -که خودش را اعظم مى نامد- مسیر این یادگیرى را از طریق یک سلسله نقشه هاى جهانى هدایت می نماید و افراد بهائی در همه جا ابزار این یادگیرى هستند تا از طریق اقدام، بازنگرى، مطالعه، مشورت و تجزیه و تحلیل علمی الگو هاى موجود، در نهایت به راه حل هایی برسند براى مشکلات بشرى!

آن وقت بفرمایید این رفتار با رفتار یک حزب سیاسی غیر مرتبط با دین و وحى که سعی می کند برنامه هایی را مطالعه و تحقیق کند تا براى رسیدن به قدرت آن ها را ارائه نماید و نوعا هم راه حل هایش دنیایی و قابل تغییر و مشکل دار است که نتیجه اش شرایط نازیباى فعلى جهان است، چه تفاوتى می کند؟!

بیت العدل و دخالت در سیاست

در پیام دوازده اسفند، محور اصلی بعد از تبلیغ و یادگیرى که به آن پرداخته شد، دخالت در سیاست است.

در واقع عمده متن ده صفحه اى این پیام شرح دیدگاه بیت العدل در مورد سیاست جهانى از مرحله نطفه تا بلوغ و نقش بهائیان در حرکت سیاسى جهان و یادگیرى راه حل هاى امروزین برای مشکلات سیاسى می باشد لذا مصرّا از بهائیان خواسته است این دیدگاه ها را خیلی خوب برای همسایگان و دوستان و آشنایان، شرح دهند تا سوء تفاهم ها از بین برود.

خوب است ابتدا نگاهى داشته باشیم بر بعضی از نصوص بهائی در مورد دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت و سپس به نقد دیدگاه بیت العدل در پیام دوازده اسفند بپردازیم تا اختلاف نصوص و نظر بیت العدل را نشان داده باشیم:

بهاء الله در کتاب اقدس:

‏« لَیسَ لأحَدٍ أن یَعتَرِضَ عَلی الَّذین یَحکُمُونَ عَلَی العِبادِ. دَعوا لَهُم ما عِندَهُم وَ تَوَجَّهُوا إلَی القلوب"

بر هیچ کس جایز نیست که بر کسانی که حکومت می کنند اعتراض کنند. آن چه را که نزد آنان است به ‏خودشان واگذارید و به دل ها توجه کنید."‏

عبدالبهاء:

‏«نفسی از احبا اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر ‏است که نسبت خود را از این امر قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد، خود می داند.»

رساله سیاسیه:

چه که امور سیاست و حکومت و مملکت و رعیّت را مرجع محترمیست و مصدر معیّن و هدایت و دیانت و معرفت و تربیت و ترویج خصائل و فضائل انسانیّت را مرکز مقدّسی و منبع مشخّصی این نفوس تعلّقی بامور سیاسی ندارند و مداخله نخواهند. اینست در این کور اعظم و رشد و بلوغ عالم این مسئله چون بنیان مرصوص در کتاب الهی منصوص است و باین نصّ قاطع و برهان لامع کلّ باید اوامر حکومت را خاضع و خاشع و پایه سریر سلطنت را منقاد و طائع باشند یعنی در اطاعت و عبودیّت شهریاران رعیّت صادق و بنده موافق باشند. چنانچه در کتاب عهد و ایمان و پیمان باقی ابدی جمال رحمانی که امرش قاطع و فجرش ساطع و صبحش صادق و لامعست بنصّ صریح میفرماید، امر منصوص این است: "یا اولیاء الله و امنائه ملوک مظاهر قدرت و مطالع عزّت و ثروت حقّند دربارهء ایشان دعا کنید حکومت ارض بآن نفوس عنایت شد و قلوب را از برای خود مقرّر داشت نزاع و جدال را نهی فرمود نهیاً عظیماً فی الکتاب هذا امر الله فی هذا الظّهور الاعظم و عصمه من حکم المحو و زیّنه بطراز الاثبات انّه هو العلیم الحکیم مظاهر حکم و مطالع امر که بطراز عدل و انصاف مزیّنند بر کلّ اعانت آن نفوس لازم"

"احبّاء نباید کلمه‌ای از امور سیاسی بر زبان رانند زیرا تعلّق به ایشان ندارد. بلکه به امور و خدمات خویش مشغول شوند و بس. در فکر آن باشند که بخدا نزدیک شوند و به رضای الهی قیام نمایند و سبب راحت و آسایش و سرور و شادمانی عالم انسانی گردند... علی الخصوص که بنصّ قاطع الهی ممنوع از مداخله و محاوره در امور حکومتیم. بکلّی اینگونه امور مباین رضای ربّ غفور است."

و در لوح ابن اصدق: "میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کسی در امور سیاسیّه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید، همین برهان کافیست که بهائی نیست دلیل دیگر نمی خواهد."

و در لوحی دیگر: "ابداً در مجلس شور از امور سیاسیّه دم نزنند بلکه جمیع مذاکرات در مصالح کلیّه و جزئیّه، اصلاح احوال و تحسین اخلاق و تربیت اطفال و محافظه عموم از جمیع جهات باشند. و اگر چنانچه نفسی بخواهد کلمه‌ای از تصرّفات حکومت و اعتراضی بر اولیای امور نماید دیگران موافقت ننمایند زیرا امرالله را قطعیّاً تعلّق بامور سیاسیّه نبوده و نیست. امور سیاسیّه راجع به اولیای امور است چه تعلّقی بنفوسی دارد که باید در تنظیم حال و اخلاق و تشویق بر کمالات کوشند. باری هیچ نفسی نباید که از تکلیف خود خارج شود."

همچنین: "منع عموم از آنچه سبب فتنه و فساد و عدم مداخله در امور سیاسیّه بالکلّیّه و عدم مکالمه در این خصوص ولو بشقّ شفه و دلالت بر تمکین در جمیع احوال و سکون و محبّت و دوستی با عموم."

شوقی افندی:

"ما از انجام دو کار ناگزیریم. یکی اینکه از مسائل سیاسی چون طاعون دوری کنیم و دیگر اینکه در هر کجا ساکنیم مطیع دولت حاکم باشیم."...

"هیچ چیز بیشتر از طغیان آشکار در مقابل دولتمردان یک کشور، با روح امرالله تخالف و تناقض ندارد." و می فرمایند: "و نیز ماذون نیستیم به نهضتهای زیرزمینی یعنی اقلیتهایی که بر علیه حکومت وقت شورش می کنند بپیوندیم." و می فرمایند: "با درگیر شدن با این سیستمها ما نمی توانیم آنها را تغییر بدهیم بلکه برعکس آنها ما را تباه خواهند کرد."

و می فرمایند: "آنچه آنان (بهائیان) باید به طور اصولی تحت همه ی شرایط از آن اجتناب کنند تحزّب گرایی و طرفداری سیاسی در تمام اشکال آن است."

"او (فرد بهائی) پشتیبان اصول مصرحه توسط حضرت بهاءالله می باشد که من اعتقاد راسخ دارم برنامه ی هیچ حزب سیاسی با آن تطابق کامل ندارد." و در جای دیگر می فرمایند: "هیچ بهائی نباید تحت هیچگونه شرایطی خود را نسبت به برنامه های سیاسی و یا سیاستهای هر حزب سیاسی متعهد سازد زیرا وابستگی به چنین حزبی ضرورتاً متضمن انکار بعضی از اصول و تعالیم امر مبارک و یا به منزله ی پذیرش ناقص بعضی از حقایق اساسیه ی آن می باشد."

"ورود به عرصه ی احزاب سیاسی بدون شک مضرّ به مصالح عالیه امرالله است و به آن آسیب می زند." و می فرمایند: "ما به عنوان اشخاص بهائی وظیفه نداریم که درباره عادلانه و یا غیرعادلانه بودن حکومتمان اظهار نظر کنیم زیرا چه بسا هر بهائی دارای نقطه نظر جداگانه ای باشد و در درون جامعه آتش تفرقه شعله ور گردد و وحدت از میان برود."

بیت العدل

"جمال اقدس ابهی (حضرت بهاءالله) تاسیس نوعی حکومت مشروطه را که در آن آرمانهای جمهوریخواهی و عظمت سلطنت که به آن لقب "آیتی از آیات الهی" عنایت فرموده اند، با هم ترکیب و تلفیق شود به عنوان توفیقی شایسته و ممتاز توصیه فرموده اند"

"جامعه ی بهائی سازمانی جهانی است که در صدد تاسیس صلح عمومی بر کره ی خاکی می باشد اگر شخص بهائی در جهت اهداف یک حزب برای غلبه بر حزب دیگر کوشش کند این خود انکار روح واقعی دیانت بهائی است."

پیام ١٢ اسفند:

"بهائیان مى کوشند تا حدی که امکاناتشان اجازه مى دهد با تعداد فزاینده اى از جنبش ها، سازمان ها، گروه ها و افراد همکارى نمایند و به اقدامات مشترکى بپردازند... رویکرد جامعه بهائی در مورد عدم مشارکت در این گونه فعالیت ها به منزله اعتراضى بنیادین نسبت به امر سیاست به معناى واقعى آن نیست زیرا نوع بشر مآلا از طرق سیاسی امور خود را سازمان مى دهد. بهائیان در انتخابات مدنى شرکت مى کنند..."

ملاحظه مى فرمایید، چرخش عدم دخالت در سیاست و طاعون خواندن آن در نصوص با دستور مشارکت سیاسی بیت العدل و ممدوح خواندن سلطنت با رنگ جمهورى(!) و ایجاد نظم نوین برای جهان و ... با عبارت "بشر لزوما امور خود را از طریق سیاسی سازمان مى دهد" و شرکت در انتخابات مدنى که لازمه مدنیت و سیاست در دنیاى امروز است و... چگونه در پیام دوازده اسفند آمده است...

تنزّل به حزبى سیاسى

بیت العدل مصون از خطا، در لابلاى پیام دوازده اسفند، خطایی بزرگ مرتکب شده و خود را در قد و قواره یک حزب سیاسى تنزل داده است.

او براى بهائیان -که طبق نصوص مأذون به دخالت در سیاست نیستند- تعیین تکلیف کرده که در سیاست (البته از نوع غیر حزبى!)، دخالت نمایند، در انتخابات شرکت کنند، با موسسات و سازمان هاى اجتماعى مشارکت نمایند، مظالمى را که بر آنان مى رود بازگو کنند، در مورد برقرارى عدالت فعال باشند و از طرق قانونى علیه اصلاح نابرابری و بى عدالتى علیه خود و دیگران، در قالب قوانین موجود اقدام نمایند!

این اقدام بیت العدل، عکس العمل اعتراضات زیادی بوده که در طول سالیان از داخل و خارج بهائیت نسبت به اصل عدم دخالت در سیاست و اطاعت محض از حکومت ها، به او وارد مى شده و به قول خودش در یک فرایند یادگیری او را به این نتیجه رسانده که باید تغییرى ایجاد نماید.

بیت العدل دیگر نمى توانسته به جوانان بهائى در دوران جدید جهانى همچون سابق بگوید چشم و گوش بسته باشند و به آن ها امر کند که در سیاست دخالت نکنید و از حکومت ها -فارغ از عدالت و ظلم- اطاعت محض نمائید. دیگر نمى توانسته مثل نصوص قبلى آن ها را از شرکت در انتخابات هاى مهم کشور منع کند -در حالی که مردم دیگر را مى بینند که در اندازه هاى خود آزادانه، در سازمان دادن به سیاست کشورشان از طریق انتخابات و اجتماعات صنفى یا اجتماعى یا سیاسى دخیل هستند - و به آن ها تشر بزند که از مسائل اجتماعى و سیاست مثل طاعون، احتراز کنند و به قول رهبرانشان طبق نصوص "چکار داشته باشند که حکومت ظالم است یا عادل؟! این قبایی است که خدا بر آنان پوشانده و قباى بهائیت قباى قلوب است نه ابدان که حاکمان بر آن مسلّطند و لیس لاحد ان یعترض الى الذین یحکمون على العباد، دعوا لهم...!

پس باید راه چاره اى می اندیشیدند تا بتوانند نسل جدید را حفظ کنند و از این سرافکندگى نجات دهند.

از سوى دیگر براى اعتراضات خارج از بهائیت که آن ها را با این تعلیم "عدم دخالت در سیاست و اطاعت محض از حاکمان"، به گروهى جاسوس یا مزدور استعمارگران و توجیه گر ظلم ظالمان و تحکیم کننده بنیاد ستم حاکمان و جائران و... توصیف مى نمودند، پایان دهند و تغییراتى ایجاد کنند و هردو این سرافکندگى که جامعه بهائی را احاطه کرده است را چاره جویی نمایند.

این شد که در پیام ١٢ اسفند ٩١ دامن همت به کمر زده ابتدا در اوائل پیام، تعلیم مشهور "عدم دخالت در سیاست" را به "عدم دخالت در سیاست حزبى" تغییر داده و سپس با توجیهات ده صفحه اى سعى کندکه دخالت در سیاست و شرکت در انتخابات و مشارکت عمومی با سازمان ها و دیگر کنشگران اجتماعى را از نظر بهائیت مشروع جلوه دهد و از بهائیان بخواهد که در سیاست دخالت کنند و دیگر آن را طاعون ندانند و این تغییر موضع را براى دوستان و همسایگان و آشنایان تبیین نمایند!

افزودن واژه حزبى، براى تعلیم "عدم دخالت در سیاست" هم براى این بوده که در این فرایندهای سیاسى که معمولا احزاب به انشقاق و حزب هاى جاندارتر منتهى می شوند، جذب غیر بیت العدل نشوند و بدانند براى همیشه باید زمامشان دست بیت العدل باشد و از او تبعیت نمایند و گرنه با مجازات طرد روبرو می شوند چنان چه دیگرانى با این مجازات، تنبیه شدند و از جامعه بهائى اخراج!

باصطلاح "حزب" بد است اگر غیر بیت العدل باشد اما اگر بیت العدل، بدتر از هر حزب دیگری، براى رسیدن به یک قدرت جهانى به نام دین، عمل کند، قبحى ندارد چون آن ها مصون از خطایند و اطاعتشان واجب!

راستى استبداد مطلقه از این بیشتر که نه نفر آدم محتمل الخطا را از طریق مثلا انتخابات دور هم بنشانند و به همه جهانیان بگویند از این ها اطاعت کنید و لم و بم هم نگوئید چون این ها ملهم به الهامات الهى هستند!

این ها که خودشان مى گویند از طریق فرایند یادگیرى در حال یادگیری هستند و در این فرایند ممکن است هر روز یک تصمیم بگیرند: روزی همجنس گرایی را حرام و روزی مباح اعلام مى کنند، تبلیغ در یک جا را واجب و همزمان در جاى دیگر حرام اعلام نمایند و هکذا امور دیگر... این ها را بر مقدرات خود حاکم کنند و ببینند امروز چه مى گویند و فردا چه چیز و خرده فرمایشات آن ها هم الهامات الهى است و لازم الاتباع!

همه این ها تنزل بیت العدل به یک حزب سیاسى آن هم حزبى از نوع استبدادى با رنگ دینى است.

"بهائیان در هر کجا که ساکن باشند می کوشند که موازین عدالت را رعایت نمایند و برای اصلاح نابرابرى و بى عدالتى نسبت به خود و دیگران در قالب قوانین موجود فعالیت کنند... این رویکرد و این راهبرد، جامعه بهائی را قادر می سازد... همبستگى و یکپارچگى خود را در مقام یک موجودیت جهانى حفظ کند..."

(پیام ١٢ اسفند٩١)

ادامه مطلب...

مطالب مرتبط
هژبر یزدانی
قیامت از دیدگاه بهائیت
دموکراسی و بهائیت 2
دموکراسی و بهائیت 1
هویدا و فراماسونری
سخنان عبدالبهاء در مونترال و نقد آن
شیخیه بستر پیدایش بابیت و بهائیت
مروری بر افکار شیخ احمد احسایی
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی