صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
 بهائیت وسیاست حروف حی«شیخیه» بستر پیدایش بابیت و بهائیت 1عبدالبهاءرشد منفی جمعیت بهائیت در مورد نقش یهود و صهیونسم در جریان بهائیت توضیح دهید؟(2)کتاب ره افسانهکتاب چهار شب جمعه
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 5 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 256 بازدید دیروز : 1,696 بازدید کننده ارمزو : 31 بازدید کننده دیروز : 123 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 1 بازدید هفته : 1,952 بازدید ماه : 1,952 بازدید سال : 31,063 بازدید کلی : 31,063 ● اطلاعات شما آی پی : 3.232.129.123 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

بهاییت و حسینعلی نوری2

میکائیل
:
بازدید : 5

 وی حتی صدراعظم را تهدید کرد که نباید به بهاءالله صدمه وارد آید.12 با تلاش­های جدّی سفیر روسیه در تهران، پس از چهار ماه میرزا حسین‌علی از حبس سیاه­چال تهران رهایی یافت، ولی به دستور حکومت ایران دیگر حق ماندن در ایران را نداشت. سفیر روس از وی خواست به روسیه برود و وعده داد که دولت وی از او پذیرایی خواهد کرد، ولی او نپذیرفت. هنگام سفر تبعیدی، افزون بر نمایندگان دولت ایران، نماینده­ای از سوی سفارت روس هم همراه بهاءالله بود.13 بابیان دیگر هم که تا آن روز تهران و شهرهای دیگر را ترک نکرده بودند، مجبور شدند وطن را ترک و راهی عراق شوند.

بهاءالله پس از رسیدن به بغداد، نامه­ای به سفیر روس نوشت و مراتب قدردانی خود را از وی و دولت روس اعلام کرد. او همچنین در لوحی خطاب به نیکلاویچ الکساندر دوم، به این کمک سفیر روس اشاره و از وی تشکر کرده است.14

بهاءالله در بغداد

 بهاءالله در بغداد با عنوان پیشکار ازل، در میان گروه پریشان بابیان فعالیت می­کرد. این گروه به دلیل سردرگمی و نداشتن جایگاه مشخص دینی و دنیایی، به معضلی اجتماعی در عراق تبدیل شده بودند. بهاءالله با زیرکی و سیاست از این فضای آشوب‌زده بهره برد و جایگاه خود را در میان بابیان تقویت کرد و موقعیت یحیی ازل را ضعیف ساخت. او ازل را به بهانه‌های امنیتی در نهان نگه­ داشته و خود زمام امور را به دست گرفته بود.

حسن موقر بالیوزی از بهاییان متعصب و مبلّغان بهایی، در عین ستایش بهاءالله، ناآگاهانه به رفتارهای خاص او برای تبلیغ خود و اقدام‌هایش برای به دست آوردن رهبری بابیه اشاره می‌کند:

بهاءالله شروع به بازسازی جامعه بابی می­کند و موفق می‌شود که در زمان کوتاهی برای جامعه، تجدید اعتبار و آبرو کند. منزل او محل رفت و آمد شاه‌زادگان قاجار و بزرگان ایران می‌شود. پسران ظل‌السطان به نام‌های شجاع‌الدوله و سیف‌الدوله جزو مهمانان دائمی بودند. زین‌العابدین خان فخرالدوله، از بزرگان ایرانی اظهار می‌د­ارد که هرگاه احساس ناراحتی می‌کنم، به دیدار بهاءالله می­روم. از بزرگان بغداد آنها که به ملاقات بهاءالله می­رفته‌اند، می­توان شیخ عبدالقدیر گیلانی، عبدالاسلام افندی و ابن آلوسی را نام برد.15

به هر حال، پس از یازده سال اقامت در بغداد، «روش و سلوک این طایفه به قسمی واقع شد که شهرت و صیت بهاءالله تزاید نمود؛ چه که در میان ناس ظاهر و مشهود و با جمیع طوایف معاشر و مألوف [بود]».16

نکته دیگر این است که بهاءالله با استفاده از اوضاع آشفته بابیان در عراق و بی‌توجهی نسبی حکومت عثمانی به مسائل داخلی این فرقه، شرورانه به تسویه حساب و حذف فیزیکی مخالفان خویش پرداخت.

نتیجه این شرارت‌ها، فرار بابیان سرشناس از بغداد و ایجاد وحشت شدید در میان آنان و کشتار مخالفان بود. عزیه خانم نوری، گروهی را که با رهبری پنهانی بها، بابیان بغداد را غارت می­کردند، جلادان خون‌خوار نامیده است و می‌نویسد:

اصحاب طبقه اول که اسامی­شان مذکور شد، از خوف آن جلادان خون‌خوار، به عزم زیارت اعتاب شریفه به جانب کربلا و نجف و برخی به اطراف دیگر هزیمت نمودند. سید اسماعیل اصفهانی را سر بریدند و حاجی میرزا احمد کاشی را شکم دریدند. آقا ابوالقاسم کاشی را کشته، در دجله انداختند. سید احمد را در پیشدو کارش را ساختند. میرزا رضا، خالوی سید محمد را مغز سرش را به سنگ پراکندند و میرزا علی را پهلویش را دریده، به شاهراه عدمش راندند و غیر از این اشخاص، جمعی دیگر را در شب تار کشته، اجساد آنها را به دجله انداختند و بعضی را در روز روشن در میان بازار حراج با خنجر و قمه پاره­پاره کردند، چنان­که بعضی از مؤمنین و معتقدین را این حرکات، فاسخ اعتقاد و ناسخ اعتماد گردید، به واسطه این اعمال زشت و خلافکاری‌ها از دین بیان عدول کرده و این بیت را انشاد نموده، در محافل می‌خواندند و می‌خندیدند: اگر حسین‌علی، مظهر حسین‌علی است ... هزار رحمت حق بر روان پاک یزید!! و می‌گفتند ما هرچه شنیده بودیم حسین، مظلوم بوده است، نه ظالم!17

بهاءالله دو سال از دوران اقامتش در عراق را به دلیل اختلافاتش با میرزا یحیی صبح ازل بر سر رهبری فرقه، در کوه‌های سلیمانیه گذرانید. خود او دراین‌باره با لحن ریاکارانه­ای می‌نویسد:

مقصود جز این نبود که محل اختلاف احباب نشوم و مصدر انقلاب اصحاب نگردم و سبب ضرّ احدی نشوم و علت حزن قلبی نگردم.18

بهاءالله در آوریل سال ۱۸۶۳م. و در آخرین روزهای اقامتش در بغداد، در باغ نجیبیه موسوم به رضوان، خود را موعود بیان اعلان کرد و دوازده روز در آن باغ ماند. در همین دوران، خود را شارع دینی جدید که ادامه دیانت بابی بود، معرفی کرد. بهاییان برای این دوازده روز اهمیت قائلند و چند روز آن را جشن می‌گیرند.

منابع:

11. نک:‌ شوقی افندی، قرن بدیع، ج 1، ص 318.

12. نک:‌ مطالع الانوار، ص 593.

13.نک:‌ همان، صص 611، 612، 617 و 618.

14. نک:‌ آثار قلم اعلی، ج 1، ص 76؛ قرن بدیع، ج 2، ص 49.

15. بهاءالله شمس حقیقت، صص 162 و 163.

16. مقاله سیاح، ص 52.

17. تنبیه النائمین، ص 12.

18. کتاب ایقان، ص 165.


مطالب مرتبط
عایشه بهائیت
غارت اموال ملت توسط یار شاطر بهایی
عبدالبهاء
مانکجی مأمور انگلیس در ایران
سید کاظم رشتی کیست؟
ارتشبد ایادی (بهائی) و هشتاد شغل
بهائیت و تعدد زوجات
بهاء الله
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی