صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
در مورد دیدگاه و عملكرد بهائیت در زمینه سیاست توضیح دهید؟چرا حضرت مهدی عج از دیده ها پنهان است؟بهاییت ونظریه تجلی5چرا شوقی اختیار طلاق را به همسرش داد؟تاکی احکام میرزابهاء دوام خواهد داشت ؟مسلك بهاییتمستند دکان های کاغذی 4 شوقی افندی
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 147 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 13 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 147 بازدید ماه : 147 بازدید سال : 29,258 بازدید کلی : 29,258 ● اطلاعات شما آی پی : 54.236.62.49 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

بهاییت ونظریه تجلی1

میکائیل
:
بازدید : 3

1. تبیین نظریه تجلی

 «تجلی» در لغت به معنای آشکار شدن و جلوه کردن و تابش و نمایش است. هر چند در برخی آیات و روایات سخن از تجلی به میان آمده، اما این واژه بیشترین شهرت را در مباحث عرفان و تصوف داشته است. در عرفان اسلامی، تجلی به دو معنای سلوکی و متافیزیکی (وجود شناختی) آمده است. در معنای نخست، تجلی عبارت است از آشکار شدن ذات و صفات و افعال حق تعالی بر ضمیر سالک، اما در معنای دوم، عالَمِ هستی تجلی حق تعالی است بر خویش. این دو معنا با حدیث قدسی «کنتُ کنزاً مخفیاً فَاَحببَتُ اَن اُعرَف فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکی اُعرف» (آلوسی، 1415: 1/ 49) (3) که در سخنان عارفان بارها آمده، ارتباط نزدیکی دارد. در گفتار عارفان، اصطلاح «ظهور» نیز گاه مترادف با اصطلاح «تجلی» به کار رفته است (عباسی، 1380: 6/ 101).

در نظام فکری بهایی، عالم هستی از سه مرتبه کلی تشکیل شده است؛ ذات الاهی که در مقام غیب مکنون است و هیچ نسبتی با مخلوقات ندارد؛ عالم امر یا عالم اسما و صفات؛ و عالم خلق که شامل مخلوقات محسوس و غیر محسوس می شود. به دلیل تأکید شدیدی که در این آیین بر تنزه ذات الاهی شده، کلیه اوصاف و افعالی که در نظام های فکری دینی به خداوند نسبت داده می شود همگی از مقام ذات نفی می شود. از جمله نسبت ها و ارتباطات نفی شده در طرف ذات مسئله خلقت، ربوبیت، ارسال وحی و... را می توان نام برد. این تنزه تا حدی است که هرگونه ارتباط مخلوقات با خداوند نیز بی معنا و منتفی دانسته می شود؛ از جمله ارتباطاتی همچون معرفت خدا، مناجات با او و لقاء الله (نوری، بی تا د: 63). داوودی، نویسنده معروف بهایی و از رهبران بهاییان ایران در سال های گذشته، (4) در این باره می نویسد:

امّا آیاتی از آثار قلم اعلی که در آنها به تصریح یا به تلویح خدا را لایدرک و لایعرف و لایذکر و لایوصف نامیده اند به حدّی است که استشهاد به جمله آنها میسّر نیست (داوودی، 1966: 68).

طبق نظر بهاییان، امور حادث از درک ذات قدیم عاجزند. اما این ناممکن بودن معرفت مانع احتیاج مندی حادثات به ذات او نمی شود. همه ممکنات از جهت وجود و شئون آن محتاج افاضه فیض از جانب مقام واجب الوجودند. مقام غیب مکنون برای رفع این نیاز در مرتبه اسما و صفات بر عالم تجلی پیدا کرده، باب فیض خود را از طریق اسمائش به روی ممکنات گشوده است. از برکت این تجلی، ممکنات از نیستی به هستی رسیدند و تحت تدبیر و ربوبیت او قرار گرفتند. در عالم هیچ شیئی نیست که از این فیض الاهی و این تجلی رحمانی بی نصیب مانده باشد (افندی، 1340: 1/ 6). لذا همه کائنات به یک معنا مظهر تجلی خداوند محسوب می شوند و از این لحاظ صرفاً در حدود این فیض وجودی یا مراتب این تجلی اختلاف دارند (همان: 2/ 131). بدین ترتیب مراتب وجود، مراتب تجلی را رقم می زند. البته این بدان معنا نیست که همه موجودات نقش وساطت فیض را بازی کنند، بلکه، مظاهر امر الاهی واسطه فیض هستند.

چنان که از اسم واسطه معلوم است، این موجود یا موجودات باید از حد و رتبه وجودی بالاتری نسبت به سایر مخلوقات و مرتبه پایین تری از ذات خدا برخوردار باشند. از آنجایی که از بین مخلوقات، در مقایسه با جمادات و گیاهان و حیوانات، حقیقت انسان بالاترین ویژگی ها را داشته، صاحب برترین کمالات است (نوری، 1998: 77). بنابراین، نقش وساطت فیض به او احاله شد (همو، بی تا ج: 339- 341). البته نه همه انسان ها، بلکه از بین این طیف وسیع و پرشمار، فرد کامل عالم انسانی، که سایر افراد نسبت به او درجه پایین تری از ادراک دارند، عهده دار این وساطت خواهد بود.

با توجه به علو شأن نبوت و رسالت، افرادی که دارای مرتبه پیامبری هستند بالاترین مراتب و مقامات عالم انسانی را به خود اختصاص می دهند و از بین ایشان آن دسته که صاحب شریعت اند از همه بالاتر شمرده می شوند. لذا ایشان بهترین اشخاص برای تصدی مقام وساطت فیض الاهی یا همان مظهریت امرالاهی هستند (افندی، 1340: 1/ 59). میرزا حسینعلی نوری مؤسس فرقه بهاییت، (5) در یکی از آثار خود می نویسد:

پس ثابت شد که همه اسما و صفات به این انوار مقدسه (پیامبران یا مظاهر امر) بازگشت می کند و همه اسما و صفات الاهی را در اسما و صفات ایشان می یابی (نوری، 2003: 30).

وی در جای دیگری می نویسد:

ایشان اند محالّ و مظاهر جمیع صفات ازلیّه و اسماء الهیّه... از علمشان علم الله و از وجهشان وجه الله و از اولّیت و آخریّت و ظاهریّت و باطنیت این جواهر مجردهّ ثابت می شود از برای آن شمس حقیقت بانّه هوالاوّل و الآخر و الظّاهر و الباطن. و همچنین سایر اسماء عالیه و صفات متعالیه (همو، 1998: 94).

بدین ترتیب به بهانه تنزه ذات الاهی، صحنه عالم به نفع مظهر امر الاهی از خداوند خالی می شود و مظاهر امر در عالم همه کاره می شوند. بنابراین با توجه به اینکه مصداق مظهر امر، انبیای صاحب شریعت هستند نتیجه گرفته می شود که شارعان ادیان به دلیل روح قدسی ممتاز از سایر افراد نوع انسان اند و صاحب عالی ترین مراتب وجود در عالم خلق و نزدیکترین مقام به ساحت قدس الاهی هستند. آنها نخستین امری هستند که از مبدأ صادر می شود و خود مبدأ امور دیگرند (داوودی، 1966: 122).

منابع:

1. دانشیار پژوهشی، معاون علمی دانش نامه جهان اسلام.

2. دانشجوی دکتری عارف اسلامی، دانشگاه تهران، پردیس فارابی ( نویسنده مسئول ).

3. این حدیث به طور مرسل در آثار برخی از عرفا، فلاسفه و مفسران ذکر شده است ( نک: برسوی، 1420: 1/ 113؛ ملاصدرا، 1981: 2/ 285؛ رازی، 1420: 28/ 234؛ ابن عربی، بی تا: 2/ 112؛ برسی، 1422: 39 ).

4. وی از چهره های مهم بهایی در سال های قبل از انقلاب و از ایادی امرالله ساکن در ایران بود. او پیش از انقلاب از اساتید فلسفه دانشگاه تهران به شمار می رفت. ترجمه کتاب روح فلسفه قرون وسطا و نگارش کتاب عقل در حکمت مشاء؛ از ارسطو تا ابن سینا از جمله آثار اوست.

5. میرزا حسینعلی نوری، معروف به بهاء الله، متولد 1817 در 27 سالگی به آیین بابی درآمد و از رهبران این فرقه محسوب شد. پس از اعدام باب، در جریان ترور ناموفق ناصرالدین شاه، به بغداد تبعید شد. در همه جا ادعای پیامبری دین جدیدی کرد که به آیین بهاییت معروف شد. وی سپس به ترکیه و از آنجا به عکا تبعید گردید و تا آخر عمر در همان جا به سر برد. در عکا توانست با نگارش آثار متعدد و ارسال آن به ایران طرفدارانی برای خود دست و پا کند. وی به سال 1892 در عکا درگذشت. آرامگاه وی قبله بهاییان می شد.


مطالب مرتبط
بهائیت دین است یا فرقه؟
داستان من یظهره الله
توحید در بهائیت
آیا معاد دربهائیت وجود دارد ؟
نقدوبررسی بهاییت3
رستاخیزدربهاییت2
رستاخیزدربهاییت1
نبوت دربهاییت
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی