تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

حزب سیاسی بهاییت

نویسنده : سندس    |   تاریخ : 1394/12/5 02:31

بهاییت یك دین است یایك فرقه سیاسی؟

 بنیانگذار فرقة بهائیت میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله است و این فرقه نیز نام خود را از همین لقب برگرفته است.

پس از اعدام علی محمد باب«بانی فرقة بابیه» به دستور امیركبیر، عموم بابیه به جانشینی یحیی معروف به صبح ازل كه برادر كوچكتر میرزا حسینعلی بود معتقد شدند و چون در آن زمان یحیی بیش از نوزده سال نداشت، حسینعلی بهاء زمام كارها را بدست گرفت. حسینعلی از نخستین گروندگان به بابیه و از اعضای فعال آن فرقه به شمار می رفت و در سوء قصدی كه به ناصرالدین شاه صورت گرفت دخالت داشت و اگر وساطت شخص سفیر روس نبود توسط دولت اعدام می شد.

سفیر روسی نه تنها جان او را نجات داد بلكه زمینة سفر او را به بغداد فراهم كرد. در بغداد كنسول دولت انگلستان و نیز نماینده دولت فرانسه با بهاء الله ملاقات كرده و حمایت دولتهای خویش را به او ابلاغ كردند و حتی تابعیت انگلستان و فرانسه را نیز پیشنهاد نمودند. آدمكشی ها و خرابكاریهای بابیان در بغداد باعث شد كه توسط دولت عثمانی ابتدا به استانبول و سپس ادرنه تبعید شوند در این زمان میرزا حسینعلی مقام«من یظهره اللهی» را برای خود ادعا كرد.

البته طبق ادعاهای علی محمد باب قرار بود حدود دو هزار سال بعد از او كسی كه«من یظهره الله» است ظهور كند ولی شماری از سران بابیه به این موضوع اهمیت ندادند و فقط در بغداد حدود بیست وپنج نفر خود را«من یظهره الله» نامیدند.

پس از ادعای حسینعلی بهاء نزاع و جدایی میان بابیان آغاز شد. بابی هایی كه ادعای او را نپذیرفتند و بر جانشینی میرزا یحیی صبح ازل باقی ماندند،ازلی نام گرفتند و پذیرندگان ادعای میرزا حسینعلی بهاء الله،«بهایی» خوانده شدند. منازعات ازلیه و بهائیه در ادرنه شدت گرفت و حتی به كشتار طرفین انجامید و هر یك از دو طرف بسیاری از اسرار یكدیگر را باز گفتند.(1)

بارزترین مقام ادعایی حسینعلی، ربوبیت و الوهیت بود و تاریخ نشان می دهد كه شخصیت او همانند شخصیت علی محمد باب دچار تزلزل و اختلال بوده است. برخی از محققین فرقة بابیت و بهائیت پس از بررسی سخنان و كتابهای علی محمد باب و حسینعلی بهاء به این اختلال فكری و روانی اشاره كرده و نمونه هایی نیز ذكر كرده اند.(2)

در تاریخ تصوف نمونه های بسیاری وجود دارد كه در اثر ریاضت های شدید غیر شرعی و غیر عقلانی به اختلال اعصاب و روان گرفتار شده و شطحیات می گفتند. در بابیه این وجه غالب تر از بهائیه است در تاریخ بهائیت ردپای استعمار به روشنی دیده می شود به ویژه اینكه پس از مرگ حسینعلی پسر ارشد و جانشین او عباس افندی (1260 ـ 1340 ق) ملقب به عبدالبها سفری به اروپا و آمریكا داشت و این سفر نقطة عطفی در ماهیت آئین بهایی محسوب می گردد.(3)

 پیش از این مرحله، آئین بهایی بیشتر به عنوان یك انشعاب از اسلام یا تشیع و شاخه ای از متصوفه شناخته می شد و رهبران بهائیه برای اثبات حقانیت خود از قرآن و حدیث به جستجوی دلیل می پرداختند ولی پس از این مرحله بهائیت خود را آئینی مستقل از اسلام و حتی همطراز با ادیان بزرگ یهودیت، مسیحیت و اسلام معرفی كرد(4) و دولت اسرائیل كه از حامیان این فرقه تا زمان حاضر است این مطلب را پذیرفت و مركز اصلی بهائیت را كه در فلسطین اشغالی است تقویت كرد. در تعریف ها و تقسیم بندیهای مختلفی كه از ادیان گوناگون ارائه شده است، بهائیت را در زمرة ادیان جدید گنجانده اند و در مجامع علمی برخی كشورها به ویژه انگلیس و آمریكا به عنوان دینی نو ظهور و مستقل از اسلام مطالعه می شود.(5)

از این رو باید میان بهائیت ابتدایی كه خود را ادامة فرقة بابیت می دانست با بهائیتی كه پس از درگذشت حسینعلی بهاء و ارتباط جانشین او با غرب معرفی شد كه اساس تعالیم آن را سه اصل بنیادی تشكیل می داد تفكیك قائل شد.آن سه اصل عبارتند از:

1. وحدت ذات الهی

2. وحدت عالم انسانی

3. وحدت اساس ادیان،(6)

دورة اول را می توان به عنوان بدعتی در دین اسلام دانست ولی در دوره دوم، به طور كامل از اسلام جدا می شود و مبانی آن براساس پلورالیسم و قبول همة ادیان و سعی در اتحاد آنها، از ادیان دیگر نیز تاثیر می پذیرد.(7) از آنجا كه نقش استعمار در شكل گیری ابتدایی بهائیت در هاله ای از ابهام باقی مانده است، این فرقه را نمی تو ان جزو گروههای سیاسی محسوب داشت ولی آنچه مسلم است آن است كه استعمارگران از این فرقه به عنوان ابزاری قوی در ایجاد تفرقه در میان خطوط مقدم شیعیان اجنبی ستیز و به ویژه ضربه به مرجعیت كه نیابت عام امام معصوم در عصر غیبت بر عهدة آنان است نهایت استفاده را كرده اند. زیرا طرح نیابت خاص از سوی امثال علی محمد باب و حسینعلی بهاء، موجب تضعیف نیابت عام فقیهان می شد و رویگردانی مردم از فقیهان مانع از تكرار رویدادی مانند تحریم تنباكو كه شكست حیرت انگیز اقتصاد استعمار را به دنبال داشت می شد.(8)

    پاورقی:

  1. برگرفته از مقالة بابی گری تا بهایی گری، عزالدین رضانژاد، فصلنامة انتظار موعود سال سوم شمارة دهم، زمستان 1382 و مقالة نقد و بررسی آئین بهائیت، عزالدین رضانژاد فصلنامة انتظار موعود سال چهارم، شمارة یازدهم و دوازدهم، بهار و تابستان 1383.

    2. تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابی، انتشارات سخن، چاپ اول، زمستان 1368، ص 461 و ص 521.

    3. همان، ص 569 و 575.

    4. دیانت بهائی، ویلیام هاچر، ترجمه: پریوش سمندری، انتشارات مؤسسه معارف بهائی، آگوست 1989، ص 6.

    5. دیانت بهائی، ویلیام هاچر، ترجمه: پریوش سمندری، انتشارات موسسه معارف بهائی، آگوست 1989، ص 6 و 8.

    6. همان، ص 113.

    7. همان.

    8. فصلنامه انتظار موعود، سال چهارم، شماره یازدهم و دوازدهم، بهار و تابستان 1383، مقاله نقد و بررسی آئین بهائیت، عزالدین رضانژاد، ص 536.


برچسب ها:اعدام علی محمدباب, امیركبیر, یحیی صبح ازل, ترورناصرالدین شاه, من یظهره الله,

  |   دیدگاه ها ()

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic