صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
دم خروس یا قسم حضرت عباسیاسرائیل و بهائیتتعلیم و تربیت عمومی و اجباری بهاییتکتاب پیدایشبهاییت وسوءاستفاده ازشعاریاصاحب الزمان1علائم دین آسمانیبهائی سازی و تبلیغ بهائیت 1فرق بین بابیت وبهاییت
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 8 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 100 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 10 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 100 بازدید ماه : 100 بازدید سال : 29,211 بازدید کلی : 29,211 ● اطلاعات شما آی پی : 54.236.62.49 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

عوامل پیدایش بهاییت2

میکائیل
:
بازدید : 6

در قرن‌ نوزدهم میلادی استعمار انگلیس، روسیه‌ و فرانسه‌ با جهان‌ اسلام‌ درگیر و در مقابل‌ خود با نوعی‌ مقاومت‌ در بین‌ مردم‌ مواجه‌‌اند. در ریشه‌ یابی و موجبات‌ این‌ مقاومت‌، آنها با مطالعاتی كه در چند قرن اخیر در مورد متون دینی و اقتدار مذهبی و تاثیرگذاری آن بر جریان‌های مقاومت مردمی و ایستادگی در مقابل استعمار ـ نظیر فتوای جهاد توسط علما در جنگ ایران و روس، نهضت تنگستان بر علیه انگلیس، لغو قرار داد رویتر، جنبش تنباكو و...ـ داشتند به این نتیجه رسیدند كه باورها و اعتقادات‌ دینی‌ اسلامی‌ بین‌ مسلمین موجب‌ چنین‌ مقاومت‌هائی‌ در برابر نفوذ و تجاوز استعمارگران‌ شده‌ است. و حال آنكه این موضوع در نقاط‌ غیرمسلمان‌ نشین‌ (مثل‌ بخش‌ مهمی‌ از آفریقا و آمریكای‌ لاتین) وجود ندارد. بر این اساس استعمارگران برای‌ برداشتن این‌ مانع‌ ـ اسلام‌ و باورهای‌ حیاتبخش‌ آن ـ به‌ طور ریشه‌ای‌ و بنیادین، اقدامات‌ گوناگونی را در دستور كار خویش قرار می‌دهند؛ كه‌ یكی‌ از مهمترین‌ و خطرناكترین‌ آنها ایجاد مسلك‌ها و مذاهب‌ ساختگی‌ و التقاطی با استفاده از فرهنگ و آموزه‌های اسلامی است.26 آنها با مطالعاتی كه در مذهب شیعه داشتند، مسأله "مهدویت و موعود آخرالزمان" را بستری مناسب برای در هم شكستن سد استوار مذهب جعفری و تعقیب منافع شوم خویش دانسته و به همین جهت مسأله بابیت و به دنبال آن بهائیت را مطرح می‌كنند. 
امام خمینی (ره) در این باره می‌فرماید: "اسلام ومذهب مقدس جعفری سدّی است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها، چه راستی و چه چپی و روحانیت كه حافظ آن است سدی است كه با وجود آن اجانب نمی‌توانند به نحوی كه دلخواه آنهاست با كشورهای اسلامی و خصوص با كشور ایران رفتار كنند، لهذا قرن‌هاست كه با نیرنگ‌های مختلف برای شكستن این سد نقشه می‌كشند، گاهی از راه مسلط كردن عمال خبیث خود بر كشورهای اسلامی و گاهی از راه ایجاد مذاهب باطله و ترویج بابیت و بهائیت و وهابیت".27
بر اساس اسناد معتبر تاریخی و شواهد متعدد روشن ترین ردپایی كه از بیگانگان در امر پیدایش بهائیت به چشم می‌خورد، فعالیت‌های پرنس "كینیاز دالگوركی" مأمور اطلاعاتی و وزیرمختار دولت روسیه تزاری است. كه به عنوان جاسوسی مرموز و با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا می‌شود.28 دالگوركی در كتاب خاطرات29 ایام سفارت خود در ایران، اعتراف می‌كند كه سیدعلی محمدباب معتاد به چرس و بنگ بود و من هم باتشویق وی به مصرف هرچه بیشتر این مواد سعی در تخریب مشاعر او داشتم و در این راه هم توفیق یافتم. تا جایی كه ادعای تصرف در ماه و ستارگان را داشت و بعدها هم مدعی مهدویت شد. پس از آن كه باب دستگیر و در شیراز محاكمه و زندانی می‌شود، حاكم اصفهان "منوچهر خان گرجی معتمدالدوله" در اثر گرایشات استعماری و سفارش دالگوركی، عوامل خود در شیراز را به آزاد كردن باب از زندان و فرستادن او به اصفهان فرمان می‌دهد.30 
افزون بر باب، میرزا حسینعلی نوری موسس فرقه بهائیت نیز ارتباط صمیمی با دالگوركی داشته و مورد حمایت جدی او بوده است. چنانكه طبق برخی شواهد و مستندات تاریخی در جریان شورش‌های بابیان در خلال سوء قصد علیه جان ناصرالدین، شاه دالگوركی برای نجات جان میرزا بهاء وساطت نمود و فرستاده خود را با وی همراه كرد تا به سلامت از ایران خارج شود.31 دالگوركی در این زمینه می‌نویسد: "میرزا حسینعلی و بعضی دیگر از محارم مرا هم گرفتند. من از آنها حمایت كردم با هزاران زحمت. همه كاركنان سفارت حتی خود من شهادت دادیم كه اینها بابی نیستند، لذا آنها را از مرگ نجات داده به بغداد روانشان كردیم. من به میرزا حسینعلی گفتم كه تو میرزا یحیی را در پس پرده بگذار و او را "من یظهره الله" بخوان و نگذار با كسی طرف مكالمه شود، و مبلغ زیادی پول به آنها دادم كه شاید بتوانم كاری صورت بدهم... چه باید كرد كاری را كه با آن همه زحمت به جریان انداخته بودم نمی‌توانستم دست بردارم...."32 طبق‌ نوشته‌ منابع‌ معتبر بهائی‌33 سفیر روسیه‌ هنگام‌ تحویل‌ بهاء به‌ مأموران‌ ایران، در پیغام‌ به‌ صدراعظم، از بهاء به‌ عنوان‌ "امانت‌ دولت‌ روس" یاد كرده‌ و شدیداً‌ خواستار حفظ و حراست‌ از جان‌ وی‌ می‌شود و اخطار می‌كند در صورت‌ رسیدن‌ هرگونه‌ آسیبی‌ به‌ بهاء، شخص‌ او مسئول‌ سفارت خواهد بود! سخنانی‌ كه‌ برخی‌ از محققین، از آن، بوی‌ "تحت‌الحمایگی" بهاء توسط‌ سفارت‌ روس و بهره‌گیری‌ سفیر از مقررات‌ كاپیتولاسیون‌ (مفاد قرارداد تركمانچای) برای‌ دفاع‌ از وی، فهمیده‌اند.34 علاوه بر اعترافات صریح دالگوركی، میرزاحسینعلی نوری "بهاء الله" نیز وابستگی به روسیه را پنهان نمی‌كرد؛ او به پاس این خدمات لوح ویژه‌ای به زبان عربی درباره امپراتور روسیه نیكلاویج الكساندر دوم صادر می‌كند كه متن فارسی آن به این شرح است: "یكی از سفیران تو مرا هنگامی كه در زندان تهران زیر غل و زنجیر بودم یاری و همراهی كرد و به این خاطر خداوند برای تو مقامی معین فرمود كه جز خودش هیچكس رفعت آن را نمی‌داند."35
علاوه بر روسیه، مأموران دولت انگلستان نیز مدت‌ها پیش از آن كه سیدعلی محمد شیرازی (باب) ادعای خویش رامطرح سازد او را زیر نظر داشتند و همواره گزارش فعالیت‌های وی و پیروانش را به لندن می‌فرستادند. برابر سند موجود در بایگانی وزارت امورخارجه انگلیس، به تاریخ 21 ژوین 1850 كه یك مأمور ناشناس انگلیسی ازتهران به لندن ارسال داشته چنین آمده است:"جناب لرد پالمرستون برحسب تعلیمات جناب لرد، اینجانب افتخار دارد شرحی درباره مسلك جدید باب را ارسال دارم.... در یك جمله، این [درشمار] ساده ترین مذاهب است كه اصول آن درماتریالیسم،كمونیسم ولاقیدی نسبت به خیر و شركلیه اعمال بشر خلاصه می‌شود."36 همچنین "ادوارد براون انگلیسی" كه از طرف انگلستان مأمور زمینه سازی برای رشد و گسترش فرقه‌های استعماری بابی‌گری و بهائی گری در ایران بود در كتاب "یك سال در میان فارس‌ها" شرح می‌دهد كه مدت‌های طولانی در شهرهای ایران با عبا، ردا و سجاده مسافرت می‌كرده و بیشتر با مردم عوام معاشرت داشته ومحور بحث او بابی‌گری بوده و از این طریق مذهب بابیه! را ترویج می‌كرده است.37 از سوی دیگر نیاز این كشور ـ انگلیس ـ به جاسوسانی در خاك عثمانی كه بتوانند با نقشه‌های بریتانیا در آن دیار هماهنگی داشته و به خوبی نقش خود را ایفا نمایند سبب شد تا بابیان و بهائیت را به بازی گرفته و آنان را به خدمت سیاست دولت انگلستان درآورد.38
پس از سقوط و اضمحلال روسیه تزاری بهائیت به طور كامل در قبضه قدرت و بهره برداری انگلیس در می‌آید. با انتقال قدرت به حسینعلی بهاء و تبعید وی به عكّا در فلسطین كه تحت‌الحمایه انگلستان بود،‌ انگلیس حامی جدید مسلك تازه تأسیس بهائیت گردید و حسینعلی با برخورداری از حمایت‌های این دولت توانست بابیان را از نو سازماندهی كرده آن را به شبكه جاسوسی كه وظیفه‌اش ایجاد اختلاف در بین مسلمانان، جمع‌آوری اطلاعات برای كشورهای استعماری و تأمین منافع آنان بود تبدیل سازد.
این پیوند در دوران ریاست عباس افندی (عبدالبهاء) بر فرقه بهائی گسترش می‌یابد. او در سال 1911 میلادی به اروپا مسافرت كرد و به جای روسیه با انگلستان و سپس آمریكا رابطه ویژه‌ای برقرار نمود. در نوامبر 1917، وزیر خارجه انگلیس اعلامیه خود مبنی بر تشكیل وطن ملی یهود را در فلسطین صادر و به فرمانده سپاه انگلیس در فلسطین دستور می‌دهد با تمام قوا از بهاءالله حمایت و محافظت كند. عبدالبهاء نیز در جریان جنگ جهانی اول با در اختیار گذاشتن شناسائی‌های لازم و امكانات مناطق مختلف سرزمین فلسطین، خدمات زیادی برای انگلستان انجام می‌دهد. و در مقابل پس از پایان جنگ به پاس این خدمات طی مراسمی لقب "سِر"39 و نشان "نایت هود" كه بزرگترین نشان خدمتگزاری به انگلیس است، به وی اعطا گردید.40 
پس از مرگ عباس افندی نیز حمایت دولتمردان انگلیس به صورت علنی از این تشكیلات استعماری و رهبران آن ادامه می‌یابد و به این گونه بهائی‌گری به عنوان ستون پنجم و یكی از ابزار سیاست استعماری انگلیس مبدل گردیده و به فعالیت می‌پردازد.41 
سومین دولت استعماری كه بهائیت در طول تاریخ پیوندی عمیق و استوار با آن داشته و هنوز هم بیشترین پیوند را با آن دارد ایالات متحده آمریكا است. از نظر بهائیان مهد نظم اداری امرالله و در واقع مركز سازماندهی تشكیلات بهائیت در آمریكا قرار دارد.42 در سفری كه عبدالبهاء در اواخر عمر خود به آمریكا داشت طی نطق‌های متعددی در میان جمعی از سوداگران آمریكایی ـ عمدتاً ماسونی ـ "نورِ انسانیت را در نهایت جلوه و ظهور در روی آنان مشاهده می‌كند."!43 و می‌گوید: "قطعه آمریكا نزد حق میدان اشراق انوار است..."!44
در زمان شوقی ربانی ـ جانشین عبدالبهاء ـ پای آمریكایی‌ها به عنوان استعمارگر جدید و تازه نفس بیش از پیش به عرصه حمایت از بهائیان باز شد. بهره برداری از او با حضور روحیه ماكسول ـ همسر شوقی ربانی ـ و یك كشیش آمریكایی كه ظاهراً بهائی شده بود، دستیابی به این هدف را تسهیل می‌كرد. و "چارلز میسن ریمی" فرزند یكی از روحانیون كلیسای اسقفی و متولد آمریكا، از سوی شوقی ربانی به عنوان رئیس بیت العدل اعظم انتخاب می‌شود. 
بر اساس شواهد متعدد تاریخی می‌توان از آمریكا به عنوان مهم ترین عامل حفظ و گسترش بهائیت نام برد. چنانكه در دوران نفوذ و سیطره خویش در ایران (در نیمه دوم سلطنت محمدرضا) برای پیشبرد اهداف (سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و...) خود، میدان را برای تكاپو و جولان بهائیان می‌گشاید به گونه‌ای كه حدود 14 سال بسیاری از مقامات حكومت پهلوی از رئیس دولت (هویدا) گرفته تا جمع بسیاری از وزرا و مدیران بلند پایه كشوری و لشكری، دولتی و درباری، جزء افراد وابسته به این فرقه بودند.45 تعمق در اسناد تاریخی و اعترافات عناصر بهائی در دستگاه حاكمه پهلوی، به خوبی نشان می‌دهد كه آمریكا از دوران حكومت پهلوی دوم به همان میزان كه در سیستم و تشكیلات دولت شاه رخنه كرد و مهره‌های دست آموز خود را كه ثمره كودتای 28 مرداد محسوب می‌شدند به پست‌های عالی رساند، عناصر بهائی را نیز برای تسلط و احاطه بیشتر بر رویدادهای درون رژیم پهلوی به خدمت گرفت و با رابطه و تعامل متقابلی كه با بهائیت ایجاد نمود، سیطره جهنمی خویش را بر سرتاسر سرزمین ایران گسترش داد.46
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریكا همچنان حمایت‌های آشكار و پنهانی خویش از بهائیت را گسترش می‌دهد و با كشورهایی نظیر فرانسه، با صدور قطعنامه و محكومیت‌های متعدد، كشورمان را تحت فشار قرار داده و خواستار به رسمیت شناختن این فرقه به عنوان دین الهی از سوی جمهوری اسلامی ایران است.47 

سوتیترها
دولت استعماری روسیه پس از به رسمیت شناختن فرقه ضاله بهائیت به عنوان یك دین، همه گونه امكانات در اختیار آنها گذاشت. این دولت در نخستین اقدام مرزهای خود را به روی بهائیان گشود و اولین معبد این فرقه را به نام "مشرق الاذكار" در شهر عشق آباد ایجاد كرد.
از نظر فرهنگی، در دوره قاجار بیش از 90% مردم بی سواد بودند و یكسری اعتقادات خرافی و اوهامی كه رنگ مذهبی به خود گرفته بود در میان مردم رسوخ داشت. به سبب جهل و فقر فرهنگی توده‌های مردم، فرقه بهائیت توانست گروهی را جذب نماید.
استعمارگران برای‌ برداشتن این‌ مانع‌ ـ اسلام‌ و باورهای‌ حیاتبخش‌ آن ـ به‌ طور ریشه‌ای‌ و بنیادین، اقدامات‌ گوناگونی را در دستور كار خویش قرار می‌دهند؛ كه‌ یكی‌ از مهمترین‌ و خطرناكترین‌ آنها ایجاد مسلك‌ها و مذاهب‌ ساختگی‌ و التقاطی با استفاده از فرهنگ و آموزه‌های اسلامی است.
این كشور ـ انگلیس ـ به جاسوسانی در خاك عثمانی كه بتوانند با نقشه‌های بریتانیا در آن دیار هماهنگی داشته و به خوبی نقش خود را ایفا نمایند سبب شد تا بابیان و بهائیت را به بازی گرفته و آنان را به خدمت سیاست دولت انگلستان درآورد.
در نوامبر 1917، وزیر خارجه انگلیس اعلامیه خود مبنی بر تشكیل وطن ملی یهود را در فلسطین صادر و به فرمانده سپاه انگلیس در فلسطین دستور می‌دهد با تمام قوا از بهاءالله حمایت و محافظت كند.
از نظر بهائیان مهد نظم اداری امرالله و در واقع مركز سازماندهی تشكیلات بهائیت در آمریكا قرار دارد.
بر اساس شواهد متعدد تاریخی می‌توان از آمریكا به عنوان مهم ترین عامل حفظ و گسترش بهائیت نام برد. چنانكه در دوران نفوذ و سیطره خویش در ایران (در نیمه دوم سلطنت محمدرضا) برای پیشبرد اهداف (سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و...) خود، میدان را برای تكاپو و جولان بهائیان می‌گشاید.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریكا همچنان حمایت‌های آشكار و پنهانی خویش از بهائیت را گسترش می‌دهد و با كشورهایی نظیر فرانسه، با صدور قطعنامه و محكومیت‌های متعدد، كشورمان را تحت فشار قرار داده و خواستار به رسمیت شناختن این فرقه به عنوان دین الهی از سوی جمهوری اسلامی ایران است.
منابع
26. محمد باقر نجفى، بهائیان چاپ اول، تهران: كتابخانه طهورى، 1357، ص 614.
27. روح الله خمینی (ره)، صحیفه نور، ج 1، 229.
28. سایه روشن‌های بهائیت ‌ـ2، روزنامه کیهان، شنبه 7 آبان 1384
29. کینیاز دالگورکی، یاداشت‌های کینیاز دالگورکی، شیراز: چاپ نور، [بی تا].
30. همان، ص 113.
31. افراسیابی، بهرام، تاریخ جامع بهائیت، تهران: سخن، 1374، ص 341.
32. خاطرات پرنس دالگوركی، سیدابوالقاسم مرعشی، كتابفروشی حافظ، ص 114.
33 . گزارش‌ شوقی‌ و اشراق‌ خاوری به نقل از سایت محاکمه.
34. ر.ک: بها، و تحت‌ الحمایگی‌ روسیه‌، بهائیت آنگونه که هست، ویژه نامه ایام ش 29.
35. ر.ک: سعید زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران، پیشین، ص 148.
36. اسناد وزارت امورخارجه انگلیس، پرونده شماره 379‌ـ60‌ـ152، به نقل از: اسماعیل رایین، حقوق بگیران انگلیس درایران، تهران: انتشارات جاویدان، 1362، ص 112.
37. امیركبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار , علی اکبر‌هاشمی رفسنجانی، تهران: انتشارات فراهانی، 1346، ص 282.
38. بهرام افراسیابی، تاریخ جامع بهائیت، تهران: سخن، 1374، ص 394.
39. چنانکه در زمان ما به سلمان رشدی نویسنده کتاب "آیات شیطانی " نیز به خاطر اهانت به پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، و توهین و تمسخر مسلمانان جهان، از سوی دربار انگلیس لقب سر(sir) اعطا گردید.
40. ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب كلامی، قم: مركز جهانی علوم اسلامی1377، ص 341 ؛ و ر. ک: عبداله شهبازی، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، شماره 27، پاییز 1382.
41. همچنین نخستین رئیس رادیو فارسی بی بی سی یك بهائی شناخته شده و معروف بود و هم اكنون نیز بهائیان حضور و نفوذی گسترده در بخش فارس سرویس جهانی بی‌بی سی دارند.
42. آهنگ بدیع، ‌سال 1339، ش 8 تا10.
43. عبد البهاء، خطابات مبارکه، مصر، ج 1، ص 33.
44. آهنگ بدیع، سال هشتم (1332)، ش 6 و 7، ص 103.
45. بهائیت‌ و آمریكا، احمد رهدار، ویژه نامه ایام، شماره 29.
46. ر.ک: ظهور و سقوط سلطنت پهلوی , موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی , تهران: انتشارات اطلاعات , ج 1 , ص 376.
47. ر.ك: بهائیت در ایران، پیشین، ص 150.

مطالب مرتبط
بهائیت در کلام امام خمینی ره
مناسبات بهائیت با یهود و اسرائیل
اعطای لقب سر به عبدالبهاء
پیشینه ارتباط بهائیت با اسرائیل
نسبت شناسی بهائیت و استبداد 4
نسبت شناسی بهائیت و استبداد 3
نسبت شناسی بهائیت و استبداد 2
نقدوبررسی2
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی