صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
علم ستیزی باب وبهاءعوامل پیدایش بهائیتنسبت شناسی بهائیت و استبداد1عوامل موثر در گرایش به بهائیت رابطه بهائیت با ظالمان تاریخاینفوگرافی شوقیعوامل پیدایش بهاییت1تحری حقیقت و ترک تقالید
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 5 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 583 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 29 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 583 بازدید ماه : 583 بازدید سال : 29,694 بازدید کلی : 29,694 ● اطلاعات شما آی پی : 3.237.178.91 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

پیگرد بابیان و بهائیان در ایران

میکائیل
:
بازدید : 2



در ایران می دانند. در اسلام، یهودیت و مسیحیتِ  قائل به انجیل، به عنوان ادیان اهل کتاب(2)  به رسمیت شناخته می شوند. از نظر روحانیت اسلامی و شریعت، با اندکی محدودیت در حقوق با آن ها مدارا می شود. اگرچه وضعیت آن ها در بسیاری از کشورهای اسلامی دشوار است ولی با آن ها بیشتر مدارا می شود. در عمل کم و بیش، و در اعمال عبادی و احوال شخصیه خود آزاد هستند. بعضی اوقات محدودیت هایی نیز گزارش شده است. ادیانی که دارای بیش از یک خدا هستند، مشرک شناخته شده و به رسمیت شناخته نمی شوند.

        در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در 3 نوامبر 1979، شیعه دوازده امامی به عنوان دین رسمی انتخاب شد. در کنار آن بعضی از اقلیت ها (یهودی، مسیحی، زردتشتی) از طرف دولت به رسمیت شناخته شدند. بعضی اقلیت ها از این گروه بندی مستثنی شده و پیروان آن ها از نظر اسلام مرتد می باشند مانند بابیان و بهائیان.

       از ابتدای تشکیل، این دو گروه همواره تحت پیگرد بودند. در بعضی زمان ها پنهانی مورد مدارا  قرار می گرفتند. در زمان حکومت رضا شاه پهلوی سکولار (1941  1925) و جانشین او  محمدرضا شاه پهلوی (1979-1941) بهائیان توانستند با وجود محدودیت ها و خصومت های عمومی و مردمی تا حدودی شکوفا شوند.

       ورود به موسسات دولتی یا خصوصی (مدیریتی، آموزشی، دانشگاهی، نظامی، تحقیقاتی، سیاسی و دیپلماتیک) برای آن ها ممنوع نبود.(3) با وجود این، هر دو پادشاه نتوانستند در مقابل فشار مردم و روحانیت شیعه بایستند، تا جایی که در زمان آن ها درگیری های خونینی علیه بهائیان بوقوع پیوست.

          با آغاز انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی (اوایل 1979) وضعیت دشوار بهائیان به وخامت گرائید. پیروان آن ها از برخی حقوق شهروندی محروم شدند و نزدیک بود که وسایل زندگی آن ها غارت شود. آن ها از خدمات دولتی اخراج، و مدارس و مراکز مذهبی و مغازه های آن ها تعطیل شد. برخی محصولات آن ها و خانه هایشان آسیب دید. حساب های بانکی آن ها بسته شد. برگزاری اجتماعات عمومی ممنوع، برخی از قبرستان های آن ها تخریب و ورود به دانشگاه ها و تحصیلات عالیه برای آنان ممنوع شد.

         طبق آمار منابع و مؤسسات بهائی، بیش از 200 بهائی اعدام شدند و صدها نفر بازداشت و حداقل 10 هزار بهائی از کشور خارج شدند. پس از درگذشت آیت الله خمینی (1989) وضعیت بسیار آرام شد، البته اقدامات ضد بهائی باقی بود. بعضی اوقات حملاتی توسط ارگان های دولتی و یا گروه های غیردولتی بر علیه آن ها انجام می شد. به مرور زمان دستگیری ها به وضوح کم شد و تا اوایل سال 2009 به 30 نفر کاهش یافت.(4)

         با تمام گلایه ها و شکایاتی که بهائیان به خاطر وضعیت سخت خود داشته اند مستندات فراوانی در رد و انکار وقایع توصیف شده فوق وجود دارد. با این حال بهائیان از تکرار این که در اوایل تاریخ بابی و بهائی 20000 شهید داده اند، خسته نشده اند، در حالی که تاریخ دانان این آمار را به 2000 تا 2300 نفر تقلیل داده اند.(5) بطور کلی گرایش آشکاری وجود دارد تا تاریخ بابی و بهائی را قهرمانانه معرفی کند، به گونه ای که بخشی از آن تاریک و ناپیدا باشد یا آن را به نحوی مرتب و روتوش کنند که چهره ترسیم شده خوب آن ها را خدشه دار نکند.(6)  این مطالب یک نمایش تبلیغاتی و احساسی ایده آل است که به خوبی می توان آن را نمایش داد.

        دنیس مک اوئن می نویسد: مؤسسین و مقامات بهائی با تأکید بر آزار و اذیت سال 1955 در ایران، و از سرگیری قتل و کشتار در جمهوری اسلامی، نه تنها بر مفهوم  شهادت تأکید کردند، بلکه از قدرت آن در جهت ترویج و تبلیغ تعالیم خود، به خصوص در سطوح مقامات دولتی و فرا دولتی در دیگر کشورها استفاده کردند. در اوت 1955 شوقی افندی خطاب به بهائیا ن امریکا آزار و اذیت اخیر در ایران را توضیح داده و می گوید از سازمان ملل درخواست کرده تا مداخله کند. و می نویسد: از زمان آغاز تاریخ کوتاه امر بهائی، چنین تبلیغ گسترده ای برای امر الهی سابقه نداشته و یا بسیار کم نظیر بوده است. با چنین اقبالی... در جهت گسترش و افزایش حجم این تبلیغات... جامعه بهائی امریکا... باید کاملاً و به طور قطع همکاری و مشارکت نماید.(8)

در سال بعد، او با اشاره دوباره به آزار بهائیان در ایران، از تدارک مالی جهت استخدام یک نماینده تبلیغاتی حرفه ای صحبت می کند تا بتواند تبلیغی را که از قبل در رسانه های عمومی وجود داشته تقویت کند.(9)

          رویکردی مشابه آن 30 سال بعد تکرار شد. بیت العدل اعظم در پیامی در ژانویه 1982 نوشت: "آزار اخیر بهائیان در ایران، باعث شده تا نام و خصلت دیانت محبوب ما بطوری  مورد توجه جهانیان قرار گیرد که در تاریخ بی سابقه بوده است... روزنامه های مهم دنیا و همچنین رسانه های محلی، پیام های همدردی با بهائیان را با میلیون ها خواننده خود در میان گذاشتند و ایستگاه های تلویزیونی و رادیویی، آزار و اذیت در ایران را موضوع اخبار خود قرار داده اند."(10)

         چند ماه بعد بیت العدل اظهار داشت: "اثرات این تحولات (آزار بهائیان در ایران) فرصتی طلایی برای تبلیغ و انتشار بیشتر امر است که اگر با قوت و غیرت انجام شود، می تواند به همبستگی و افزایش جمعیت بهائیان بیانجامد."(11)

       این که چنین اقدامات و روش هایی از سوی بیت العدل - تا آن جا که نویسنده می داند - اعتراضاتی  را در جامعه بهائی به دنبال نداشته، نشانه مهمی است که چقدر اهداف تبلیغاتی و تلاش برای بهائی کردن دیگران بر اهداف دینی اولیه پیشی گرفته است.

        ناشر آلمانی، هنریک.م برودر، که سال ها منتقد سرسخت اسلام و متخصص جامعه بهائی بود، به این آتش هنگامی دامن زد که وضعیت هم کیشان خود را با وضعیت یهودیان در دوران رایش سوم [بر فرض صحت این اتفاق] یکی دانست.(12) با توجه به تمام اعتراضات به تحت فشار بودن بهائیان، چنین مقایسه ای مناسب و مقبول نیست.

        تعقیب و پیگرد بهائیان به خاطر نژادپرستی و یا فقط به خاطر مسائل مذهبی نبوده است. آن ها در ایران قبل از انقلاب دارای مقامات سیاسی بودند که در قضاوت ناظران غربی کاملاً از قلم افتاده است.

       هنگامی که علی محمد باب در سل 1844 اعلام کرد که او باب امام دوازدهم شیعیان، مهدی، است و چند سال بعد، در 1848،  خود را امام زمان معرفی کرد(13)، در همان ابتدای تبلیغ، خود را در مقابل جریان اصلی مذهب قرار داد. همین طور در اولین نوشته اش، «قیوم الاسما» برای رسیدن به اهداف خود اعلام جهاد کرد.(14) و در کتاب دیگرش «دلایل سبعه» پروایی نداشت که با  لفظی پرخاش گرایانه، نه فقط بر ضد اسلام، بلکه برعلیه تمام ادیان به میدان آمده و آنان را سرزنش کند که چرا پیامبر خدا را به رسمیت نمی شناسند و به همین خاطر محکوم به نابودی هستند.(15)

         علی محمد باب در سال 1846 دستگیر و در سال 1850، به جرم بر هم زدن امنیت اجتماعی از سوی حکومت اعدام شد. پس از مرگ او، پیروانش تهییح شده، حکم جهاد باب بر علیه مذهب شیعه  و قوای دولتی را به اجرا گذاشتند.(16) هدف آن ها برپایی دولت دینی بابی در کل ایران بود که در آن پیروان هیچ آیین دیگری (اسلام و مسیحی و یهودی) حق زندگی نداشتند.(17)

        طی سال های 1853/1850-1848 در مناطق مختلف ایران، جنگ های سختی  بین بابیان و قوای دولتی درگرفت که همه آن ها به نفع  قوای دولتی به پایان رسید. دو سال بعد (1852) تروری نا فرجام بر علیه پادشاه مملکت  ناصرالدین شاه قاجار- انجام دادند. در کجای دنیا چنین اعمالی بدون واکنش و عکس العمل شدید می ماند؟

         پس از شورش های نافرجام، بابیان نفوذ خود را از دست داده و جای خود را به بهائیان تحت رهبری بهاءالله (1817-1892) دادند. این مطلب قابل توجه است که گرچه دیانت!؟ بهائی در سال 1866 (18)  تاسیس شد، ولی تاریخ تقویم خود را از سال 1844، یعنی سال تاسیس جنبش بابی قرار می دهد و بدین ترتیب از نظر تاریخی خود را به عملکرد و تعالیم بابیان پیوند می زند و سرنوشت خود را با پیامد عقاید رادیکالی دوران باب (19)  مرتبط می سازد.

          به علت تجربیات تلخ گذشته، بهاءالله خود را از موضوع جهاد مذهبی دور کرد. با این وجود، خصومت عمیق بین اکثریت شیعه و اقلیت بهائی تا کنون حل نشده است. از دیدگاه مسلمانان، بهائیان مرتد بوده و در زمان های ضعف و فتور کشور لطمات و خسارات زیادی وارد و در خدمت اهداف دشمنان دین و کشور قرار گرفته اند و لذا باید با آن ها مبارزه کرد. در همین حال بابیان و بهائیان دین اسلام را  منسوخ می دانند. آن چه که بیشتر جلوه می کند این است که بابیان و بهائیان خود را کاملاً از ریشه اسلامی جدا می کنند، چیزی که در چشم مسلمانان، خوش نمی آید.

         جنبش بابی گرچه بر حقوق الهی و نظم اجتماعی تکیه می کند، با وجود خویشاوندی ادعایی، با اسلام  مطابقت ندارد. علاوه بر آن، در ایران هنوز بقایای باقی مانده از شورش های بابیان وجود دارد(20) که هدفش از بین بردن تمامیت ارضی کشور به نفع دولت دینی بابی و اخراج تمام پیروان ادیان دیگر بوده است. همچنین ترور نافرجام شاه (1852) تاکیدی بر جنگ طلبی و افراطی گری بابیان است. طبیعی است که چنین وقایعی همواره در حافظه تاریخی ایرانیان باقی بماند.(21)

        طرز تفکر بهائیان در مورد ایران و ایرانی از اظهارات تحقیر آمیز آنان در نوشته هایشان پیداست. شوقی افندی ربانی که از سال 1921 تا 1957 رئیس و ولی امر جامعه بهائی بود، ملت ایران را به عنوان ملتی رو به انحطاط در دنیای مدرن، بسیار ناآگاه، وحشی، سنگدل، اسیر پیش داوریها و نوکر صفت نامید.(22) مشابه چنین زخم زبان هایی در بقیه منابع بهائی نیز وجود دارد که هرگز مورد قبول جامعه ایرانی نخواهد بود.(23)

        بنابراین موضع  خصمانه ایران علیه بهائیان، نتیجه یک رشته اختلافات دینی، تاریخی و سیاسی و همچنین به دلیل دشمنی و خصومت گسترده از سوی جامعه بهائی است. این مطالب، آزار بهائیان در ایران را توجیه می کند و نشان دهنده این است که موضوع بسیار پیچیده تر از حدس و گمان ناظران غربی است. (24)

 

 

پاورقی

1- شیعه دوازده امامی در قرن شانزدهم میلادی در دوره صفویان به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام شد.

2- طبق نظر اسلام، ادیان دارای کتاب الهی (کتاب های مقدس، مانند تورات، انجیل و غیره)  می باشند اگرچه در طول زمان دچار تحریف شده اند.

3- «روزنامه زوریخ» مورخ 10/11/1978، امیرعباس هویدا که از سال 1965 تا 1977 نخست وزیر ایران بود، عضو جامعه بهائی بود. او در اواسط 1977 بر خلاف میلش از طرف محمدرضا شاه پهلوی (1979تا1941) از صدارت عزل و به سمت وزارت دربار منصوب شد. او در مارس 1979 در دادگاه انقلابی اسلامی محاکمه و در آوریل 1979 اعدام شد. بهائی بودن او از طرف بهائیان رد می شود ولی این که او از یک خانواده بهائی بوده است را تأیید می کنند. در کیفرخواست و حکم اعدام او نیز به بهائی بودن او اشاره ای نشده است.

4- اعلامیه رسمی دپارتمان حقوق بشر وزارت خارجه دولت  امریکا مورخ 13/2/2009

http://www.state.gov/r/pa/prs/ps/2004/02/117332.htm)

د مک اوئن، از دیانت بابی تا بهائی، در مجله دین، قسمت 13/1983/ ص236

5- د مک اوئن، همان مدرک،ص232-235-f238

6- همان مدرک، ص238

7- شوقی افندی، دژ ایمان، صf139

8- شوقی افندی، همان مدرک، ص144، همچنین در پیام  دنیای بهائی، ص89 و 97

10- پیام به بهائیان جهان، 26 ژانویه،1982،ص2

11- پیام به بهائیان جهان، رضوان(12-21 آوریل) 1982: همچنین پیام به بهائیان جهان، مارس 1981، کمیته ملی بهائیان انگلیس، بولتن انتخاباتی، شماره یک، ص2، محفل روحانی ملی بهائیان انگلیس، سرویس خبری ماهنامه بهائی، 7:2 (فوریه1981، ص5)

12- گفتار در تلویزیون، (تلویزیون ARD 22/12/2008)، در آن جا خود را بهائی اعلام کرد.

13- د مک اوئن، بابیسم در: " دائرةالمعارف آکسفورد دنیای اسلام مدرن، ص147،پ.اسمیت، مهدی در: دائرةالمعارف بهائی، ص229، م  هوتر، دیانت بهائی، ص11

14- م.هوتر، ص 8 و9

15-  م.هوتر، صf10

16-  م.هوتر، صf11

17- د مک اوئن، باب، در: دائرةالمعارف ایرانیکا، جلد سوم، ص284، م.هوتر، ص10

18- این سال، سال جدایی صبح ازل، جانشین باب و بهاءالله است و بهاءالله این موقعیت را در طول سال ها کشمکش و جدال به خود نسبت داد.

19-  دنیس مک اوئن، بابیسم، در: دائرةالمعارف ایرانیکا، جلد سوم، صf315

20-  اگرچه بابیان بودند که در مقابل حکومت و مذهب دست به اسلحه بردند ولی در آن زمان خود بهاالله در گروه بابیان، در اقدامات خشن و تروریستی دخالت داشت. قوای دولتی ایران کاری را انجام داد که هر دولت دیگری در این جایگاه انجام می داد. دولت تمام سعی خود را کرد تا اتحاد کشور را حفظ کند و در مقابل شورش های مسلحانه دینی ایستادگی کند.

21- شوقی افندی، قرن بدیع  ص371 و 413، عبدالبهاء، مفاوضات، بخش 45، 3؛ بهاءالله، کتاب اقدس، ایه 49، توضیح215

22 - شوقی افندی، قرن بدیع، ص4، او در طول زندگیش هیچ گاه به ایران نیامد.

23-  دنیس مک اوئن، از باب تا بهاءالله، در: ژورنال دین، 13/193، صf240

24-نویسنده: فریده دوستدار

آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی