تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

چرا بهائیت دین نیست؟

نویسنده : فرید    |   تاریخ : 1394/11/21 02:21

چرا بهائیت را دین نمى  دانید با اینكه آنها نیز داراى كتاب، خدا و پیامبر هستند؟

موضوع فوق بسته به تعریف ما از «دین»، پاسخ هاى متعددى مى تواند داشته باشد؛ بنابراین شایسته است ابتدا این اصطلاح را تعریف نموده و ضمن بیان شاخص هاى «حقانیت»، به تبیین و بررسى آن بپردازیم:

تعریف دین :

دین قدمتى به درازاى تاریخ بشریت داشته[1] و همواره یكى از مهمترین اشتغالات ذهنى بشر را تشكیل مى داده است.[2]

                  

«دین» در لغت به معناى ایمان، عقیده، اعتقاد، پیمان، كیش اطاعت و جزا و... آمده، و اصطلاحاً در تعریفى عام به معناى اعتقاد به آفریننده اى براى جهان و انسان، و دستورات عملى متناسب با این عقاید مى باشد. از این روى، كسانى كه مطلقاً معتقد به آفریننده اى نیستند و پیدایش پدیده هاى جهان را تصادفى، و یا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادى و طبیعى مى دانند «بى دین» نامیده مى شوند. اما كسانى كه معتقد به آفریننده اى براى جهان هستند هر چند عقاید و مراسم دینى ایشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد «با دین» شمرده شوند.[3]

با وجود این هنوز تعریف مشتركى - به ویژه در غرب - درباره دین وجود ندارد؛ و اندیشمندان علوم مختلف با نگرش ها ورویكردهاى اخلاقى، تاریخى، روان شناختى، جامعه شناختى، فلسفى و زیبا شناختى تعاریف متعدد و گوناگونى از دین ارائه نموده اند.[4] هرچند این قبیل تعاریف به دلیل موانع و كاستى هایى كه در خود دارند؛ از ارائه تعریفى صحیح و حقیقى از دین ناتوان باشند.[5]

دین از منظر اسلام :

واقعیت آن است كه ارائه هرگونه تعریفى از دین، باید بدون پیش داورى اعمال سلایق، و تحمیل خواسته ها باشد. در تعریف دین لازم است به منابع دینى و كسى كه دین را نازل كرده است رجوع كنیم. در این صورت نه تنها ارائه تعریفى مشخص با ویژگى هاى معین از دین امكان پذیر بوده بلكه باعث تمایز دین حق و الهى از ادیان باطل نیز مى شود.

در قرآن كریم دین در معانى متعددى چون جزا و پاداش، اطاعت و بندگى، ملك و سلطنت، شریعت و قانون، ملت، تسلیم، اعتقادات و... به كار رفته است.[6]

در روایات نیز معانى متعدد و مختلفى براى كلمه «دین» ذكر شده است.[7]

از منظر اسلامى در شناسایى و تعریف دین لازم است میان ادیان توحیدى با ادیان غیرتوحیدى تفكیك قائل شد:

1. ادیان توحیدى؛ ادیان توحیدى و الهى، ادیانى هستند كه پایه و اساس آنها بر وحى و پیام الهى استوار است و از سوى خداوند متعال براى هدایت انسان ها بر پیامبران نازل شده اند.

2. ادیان غیرتوحیدى؛ این قبیل ادیان ریشه در نیازها و خواسته هاى آدمى داشته و مصنوع و مخلوق بشر است. اعم از این كه ابتدا منشأ الهى داشته و سپس تحریف شده باشند یا اینكه از ابتدا بشرى باشند. از این رو اندیشمندان مسلمان در تعریف دین عمدتاً بر ویژگى «حقانیت» دین تأكید داشته و در صدد ارائه تعریفى عام كه شامل هر آنچه كه دین نامیده شود، نبوده اند.

به عنوان نمونه: از دیدگاه علامه طباطبائى؛ «دین عقاید و دستورهاى علمى و اخلاقى است كه پیامبران از طرف خدا براى راهنماى و هدایت بشر آورده اند»[8].

ایشان همچنین در تفسیر آیه «وَ لا یدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ»[9] مى فرماید: «مراد به آن دینى است كه منسوب به حقّ است و نسبتش به حقّ این است كه حقّ اقتضا مى كند انسان آن دین را داشته باشد و انسان را به پیروى از آن دین وادار مى سازد»[10].

آیه اللّه  جوادى آملى نیز مى فرماید: «معناى اصطلاحى دین، مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتى است كه براى اداره امور جامعه انسانى و پرورش انسان ها باشد. گاهى همه این مجموعه، حقّ و گاهى همه آن باطل و زمانى مخلوطى از حقّ و باطل است. اگر مجموعه حقّ باشد، آن را دین حق و در غیر این صورت، آن را دین باطل و یا التقاطى از حق و باطل نامند»[11].

سنجه هاى حقانیت :

در یك جمع بندى شاخص ها و ویژگى هاى اساسى حقانیت یك دین چهار امر است[12]:

1. بنیاد الهى

یكى از مهم ترین ویژگى هاى حقانیت یك دین این است كه آسمانى و الهی باشد، نه زمینى و بشرى و ساخته دست انسانى. شناسایى الهى بودن یك دین نیز از راه هاى ذیل امكان پذیراست؛

1-1. با مراجعه به آموزه هاى آن دین مى توان پى برد كه آیا واقعاً دین حق الهى است یا خیر؟ در اینجا معقول و منطقى بودن، داشتن هماهنگى و انسجام، پاسخ گویى به نیازهاى ابدى و اساسى انسان، وجود نظام اعتقادى، ارزشى و عبادى، هدفمندى و مطابقت با سیر و سرشت جوهرى انسان، بهترین شاخص هایى است كه مى تواند ما را به حق بودن یك دین رهنمون شود.

1-2. از آنجا كه ادیان آسمانى، با یكدیگر پیوند عمیقى دارند و هر دینى مؤد و تكمیل كننده دین قبلى است، مى توان با مراجعه به نصوص معتبر رسیده از پیامبرى كه حق بودن دینش براى ما به اثبات رسیده است، كشف كرد كه آیا ادیان دیگر، به تأیید این دین رسیده اند یا نه. این روش از جایگاه ویژه اى برخوردار است كه كمتر بدان توجه شده است. از طریق این روش، عدم حقانیت همه ادیانِ ادعایى پس از پیامبر خاتم (صلی الله علیه وآله)  نیز اثبات مى شود.

1-3. معجزه پیامبر یكى از دلایل اثبات صدق نبى و بنیاد الهى دین اوست. معجزه پیامبر باید به طور قطعى اثبات شود. بنابراین كسى كه در حقانیت دینى تحقیق مى كند باید خود آن معجزه را مشاهده كند و یا از طریق نقلى كه صدق آن قطعى و غیرقابل تردید است با آن آشنا شود. مورد نخست تنها در مورد حاضرین در محضر پیامبر امكان پذیر است و غایبان از آن بى بهره اند، جز در مورد قرآن كه معجزه زنده و ابدى است و همگان مى توانند با این سند رسالت، ارتباط مستقیم برقرار كنند و اعجاز آن را تجربه كنند.

1-4. با رجوع به گزارش هاى مستند، معتبر و كافى تاریخى، مى توان فهمید كه آیا دین خاصى داراى ویژگى ها و خصایصى كه بیان شد هست یا خیر؟ تاریخ در این باره، یكى از منابع شناخت ما در ادیان مطابق با واقع است. این چهار روش در عین مجزّا بودن از یكدیگر، در پاره اى موارد مى توانند مكمل یكدیگر در اثبات حقانیت یك دین باشند.

1-5. و بالاخره ادعاى خود دین نسبت به بنیاد الهى به سه صورت قابل تصور است:

الف. یا دینى ادعاى الهى و وحیانى بودن دارد.

ب. یا دینى ادعا دارد كه از سوى خداى هستى نازل نشده.

ج. یا دینى نسبت به این مسئله ساكت است.

در مورد اول باید صدق مدعا را از طریق راه هاى پیشین آزمود. اما اگر دینى ادعاى الهى بودن نداشته یا عكس آن را داشته باشد، مانند ادیان ابتدایى و قدیم همچون آنیمیسم، فتیشیسم، میترانیسم، هندوئیسم، برهمنیسم، جنیسیم، و ادیان تركیبى مانند سیكسیم و یا ادیان فلسفى چون بودیسم و كنفوسیونیسم و بسیارى از ادیان قدیم آمیخته به شرك مثل تثلیث بابلى، تثلیث رومى، تثلیث هندى و... كاملاً از مجراى بحث خارج مى شوند و حوزه بحث، منحصر به ادیان مدعى الهى بودن چون اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتى گرى مى شود.

2. تحریف ناپذیرى

صرف بنیاد الهى در اصل نخستین یك دین براى اثبات حقانیت فعلى آن كافى نیست؛ بلكه باید وثاقت كتاب آسمانى آن از جهت مصون بودن از تحریف و دستكارى هاى بشرى نیز اثبات شود.

براى اثبات وثاقت كتاب آسمانى، یعنى استناد قطعى آن به پیامبر (صلی الله علیه وآله)  و تحریف نشدن آن، مى توان از روش هاى 1-1 و 2-1 و 4-1 استفاده نمود. در خصوص قرآن به لحاظ اعجاز بودنش روش 3-1 نیز كاربرد دارد.

3. نسخ ناشدگى

نسخ شدن یا نشدن یك دین از دو طریق به دست مى آید:

3-1. عدم پیدایش شریعت حقه پسین، بر اساس این ضابطه تا زمانى كه شریعت الهى جدیدى نازل نشود، شریعت قبلى باقى است و با پیدایش شریعت جدید منسوخ خواهد شد. این روش نسخ نشدن را به طور موقت ثابت مى كند و با آمدن شریعت جدید براى همیشه شریعت پیشین منسوخ شناخته مى شود. از این رو با آمدن شریعت اسلامى همه شرایع پیشین براى همیشه منسوخ خواهند بود.

3-2. ادعاى خاتمیت، دینى كه اصل الهى بودن و تحریف ناشدگى كتاب آسمانى آن اثبات شده باشد اگر ادعاى خاتمیت كند، به لحاظ صدق قطعى این ادعا نسخ ناپذیرى آن براى همیشه ثابت مى شود و ملاكى براى كشف كذب و عدم حقانیت همه ادیان ادعایى بعدى خواهد شد. بنابراین خاتمیت اسلام به تنهایى دلیل قاطع بر كذب و بطلان همه ادیان بعد از آن همچون آیین سمیك و بهائیت مى باشد. بر این اساس حقانیت براى همیشه اختصاص به دین مبین اسلام دارد.

4. خردپذیرى؛ یكى دیگر از شاخصه هاى حقانیت یك دین، عقلانیت، خردپذیرى و بالاتر از آن خردپرورى آموزه هاى آن است. بسیارى از ادیان، به رغم دارا بودن پیشینه الهى، در طول تاریخ دچار تحریفات چشمگیرى شده و اصالت خود را از دست داده اند. همین مسئله باعث شده كه آموزه هاى خردستیز بسیارى در این ادیان رخ نماید.[13]

دین نبودن بهائیت :

اكنون با توجه به تعاریف، معانى و شاخصه هاى فوق اگر بخواهیم بدانیم كه آیین بهائیت، «دین» است یا نه؟ و اگر دین است، آیا دین حق و از ادیان توحیدى است یا دینى باطل و مصنوع بشر؟ باید ابتداء دیدگاه خودمان در مورد تعریف دین را تبیین نمائیم:

1. بنا بر تعاریفى كه بر حقانیت و الهى بودن دین تأكید دارند و براساس آیه «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ...»[14] كه مبین دین حقِّ توحیدى است؛ و همچنین بنا بر تعریف برخى از متكلمین پیرامون دین ـ كه عبارت است از قوانین الهى كه وضع شده اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر بالذات نایل سازند -[15] آیین بهائیت دین نبوده و امرى جدا و بیگانه از دین مى باشد؛ زیرا بررسى تاریخى و منابع مذهبى آن نشان مى دهد خاستگاه و قوانین آن الهى نیست و به هیچ وجه شاخص ها و ویژگى هاى اساسى حقانیت یك دین را برنمى تابد، بلكه آیینى بشرى است كه از سوى استعمارگران و دست نشانده هاى آنها در جهت ایجاد افتراق و اختلاف در بین مسلمانان به منظور تحقق مقاصد شوم استعمارگران تأسیس گردیده است.[16]

2. اما بنا بر معناى لغوى و اصطلاحى عام «اعتقاد به آفریننده اى براى جهان و انسان» یا به معناى «ایمان به یك یا چند نیروى فوق بشرى كه شایسته اطاعت و عبادت هستند»[17]. و براساس آیه «لَكُمْ دِینُكُمْ وَلِى دِینِ»[18] كه خداوند مسلك مشركان را نیز نوعى دین مى شمارد، هم چنین بنا بر تعریف برخى از دانشمندان غربى همچون «دوركیم» - كه دین را دستگاهى از باورها و آداب دانسته در رابطه با مقدساتى كه مردم را به صورت گروه هاى اجتماعى به یكدیگر پیوند مى دهد[19] - آیین بهائیت نیز نوعى دین است و همانند دین مشركین از ادیان غیرتوحیدى و باطل مى باشد.[20]

تولوستوى و بهائیت :

نویسنده شهیر روسى «لئون تولستوى» در تاریخ 15 مارس 1909 در پاسخ به نامه «یاسنایا پولیان» مادرى كه براى مسلمان شدن فرزندانش با وى مشورت كرده، ضمن مقایسه و برشمردن امتیازات اسلام نسبت به مسیحیت، به نكته جالب توجه اى اشاره مى نماید:

«... اینجانب نمى دانم كه فرزندان شما دانش و دانستنى هاى مربوط به ادیان و به خصوص اسلام را تا حدى مى دانند و یا اصلاً اطلاعى از آن ندارند. جواب این پرسش هر چه باشد فرقى نمى كند، زیرا كتاب ها و منابعى هست كه به فرزندان شما در هر چه بهتر شناختن ادیان و خصوصا اسلام یارى خواهد رساند. ولى فراموش نكنیم كه بعضى از روش ها وجود دارند كه با نام اسلام  و یا دین آمادگى كامل دارند تا انسان ها را به راه هاى غلط رهنمون شوند، از این ها مثلاً یكى بهائیت است كه ابتدا با نام اسلام در ایران ظهور كرده و بعدها به سرزمین هاى آسیاى صغیر آمده است و در آن جا بازوهاى خود را تقویت نموده. بهائیت از نام بهاءاللّه  كه در عكا زندگى مى كند گرفته شده است. این دین در ایران در سال 1892-1817 توسط میرزا حسین على به وجود آمده است. این شخص در سال 1863 در بغداد و قبل از آن در تبریز ادعاى پیغمبرى و نبوت كرده است و به همین واسطه دولت ایران او را تبعید و او در امپراتورى عثمانى به زندگى خویش ادامه داده است. بعد از مرگ او پسرش عبدالبهاء ادامه دهنده راه پدر شده است. طریقت بهائیت بعدها تلاش كرده به صورت دین خود را نشان دهد. بهائیت از یهودیت و مسیحیت نیز نكته هایى را در بر گرفته است. بهائیان سعى مى كنند در روز سه بار نماز بخوانند. كعبه را به عنوان قبله قبول ندارند و جایى را كه بهاءاللّه  در آن ساكن است به عنوان قبله پذیرفته اند. دو كتاب مقدس دارند كه به آنها اقتدا مى كنند. یكى بیان و دیگرى كتاب اقدس است. این باور، باطل است و از طرف كسى نباید مورد پذیرش قرار گیرد»[21].



 

1. قرآن مجید.

2. نهج البلاغه، ترجمه و تفسیر: عبدالحمید ابن ابى الحدید، بیروت، دارالجیل.

3. آثار قلم اعلى، حسینعلى نورى، تهران: لجنه مطبوعات امرى، 129 بدیع.

4. آشنایى با ادیان بزرگ، حسین توفیقى، تهران: انتشارات سمت، 1379.

5. آشنایى با فرق و مذاهب اسلامى، رضا برنجكار، قم: طه، 1379.

6. آموزش دین، سید محمدحسین طباطبائى، قم: جهان آرا، بى تا.

7. آموزش عقاید، محمدتقى مصباح یزدى، تهران: امیركبیر، 1383.

8. اجوبة الاستفتاءات، آیه اللّه  العظمى سید على خامنه اى، تهران: انتشارات بین المللى الهدى، 1384.

9. اختران تابان، فروغ ارباب، مؤسسه ملى مطبوعاتى امرى، 122 بدیع.

10. اختناق ایران، مورگان شوستر، ترجمه ابوالحسن موسوى شوشترى، تهران: انتشارات صفى علیشاه، 1362.

11. ادعیه محبوب، حسینعلى نورى.

12. ادیان زنده جهان، رابرت.ا.هیوم، ترجمه: عبدالرحیم گواهى، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1372.

13. ارمغان استعمار، محمد محمدى اشتهاردى، انتشارات نسل جوان.

14. از مرگ تا قیامت، محمد رضا كاشفى، قم: نشر معارف، 1383.

15. اسرار سازمان مخفى یهود، ژرژ لامبلن، ترجمه مصطفى فرهنگ.

16. اشراقات، میرزا حسینعلى نورى، بى جا، بى تا.

17. اقتدارات، مجموعة الواح و نوشته هاى بهاءاللّه ، طبع سنگى، 1310.

18. اقدس، حسینعلى نورى.

19. الاصول من الكافى، محمدبن یعقوب كلینى، تهران: دارالكتب الاسلامیه1388.

20. الایات البینات، (شخصیت و اندیشه هاى كاشف الغطاء) آیه اللّه  العظمى جعفر كاشف الغطاء، احمد بهشتى، نشر اندیشه هاى اسلامى.

21. الایات البینات، شخصیت و اندیشه هاى كاشف الغطاء، احمد بهشتى، كانون نشر اندیشه اسلامى.


برچسب ها:دین, بهائیت, حسینعلی, تحریف, معجزه,

  |   دیدگاه ها ()

1396/06/10 10:23
Having read this I thought it was rather informative.
I appreciate you spending some time and energy to put this content together.
I once again find myself personally spending way too much time both reading and commenting.
But so what, it was still worthwhile!
1396/05/16 07:04
Hello i am kavin, its my first time to commenting anywhere,
when i read this piece of writing i thought i could also create comment due to this brilliant post.
1396/04/5 01:15
You could definitely see your enthusiasm within the work you write.

The world hopes for more passionate writers like you who
are not afraid to mention how they believe. All the time follow your heart.
1396/02/23 14:22
You made some really good points there. I looked on the internet to learn more about the issue and found most individuals
will go along with your views on this site.
1394/11/22 21:29
با سلام خدمت مدیر محترم وبلاگ
گروه پروانه برای افزایش بازدید وبلاگ شما اقدام به ارسال پیام به وبلاگها میکند.
اگر میخواید بازدید وبلاگتون افزایش پیدا کنه به ما سری بزنید.
موفق باشید!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

جستجو در عناوین مطالب

تبلیغات

کد تبلیغ در اینجا

نظرسنجی

سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آمار سایت

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امکانات


TOOLS SALAVAT





logo-samandehi

نماد اعتماد درگاه Pay.ir

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو