صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
برگشتن علی محمدشیرازی ازادعاهای دروغینکتاب گفتار خوش یار قلیانزوای فرقه ایتشکیلات بهائیت و روشن فکری ایرانسخنان عبدالبهاء در مونترال و نقد آنارتشبد ایادی (بهائی) و هشتاد شغلlittle boy(پسر کوچولو)مدعیان دروغین
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 18 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,425 بازدید دیروز : 2,521 بازدید کننده ارمزو : 265 بازدید کننده دیروز : 424 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 8,479 بازدید ماه : 21,452 بازدید سال : 21,452 بازدید کلی : 21,452 ● اطلاعات شما آی پی : 3.235.108.188 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

علت این همه مظلوم نمایى بهائیان در داخل و خارج كشور و حمایت بى وقفه قدرت هاى استكبارى و مجامع بین المللى از این فرقه چیست؟

میکائیل
:
بازدید : 0

بهائیت براى حفظ و صیانت از خود و همچنین جلب ترحم و احیاناً  كسب حمایت عمومى، است در موارد بسیارى به گونه اى با دروغ پردازى، انكار حقایق و واقعیات همراه است كه نقل آن در نشریات بهائى و رسانه هاى جهانى، چیزى جز دست كم گرفتن شعور و عقلانیت مخاطبان نمى باشد.

دلایل مظلوم نمایى :

مهمترین دلایل طرح مظلومیت بهائى ها كه از سابقه اى دیرین در نزد سردمداران این فرقه برخوردار بوده و تشكیلات كنونى آن نیز اصرار دارد تا جامعه بهائیت ایران با مظلوم نمایى و تمسك به حربه هاى دروغین توجه جهانیان را به وضع خود معطوف دارند، عبارتند از:

1. تخریب وجهه اسلام و انقلاب اسلامى،

2. سرپوش گذاشتن بر ضعف هاى عمیق عقیدتى،

3. توجیه جنایات و خیانت هاى خود در ایران و جهان اسلام،

4. جذب نیرو و جلب توجه جهانیان و امكانات مختلف مجامع بین المللى،

5. تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى.

در ادامه به تبیین نمونه هایى از این شگرد مضحك مى پردازیم:

مظلوم نمایى و شانتاژهاى ماهرانه :

از دیدگاه فضل اللّهمهتدى معروف به صبحى كه به مدت دوازده ساله نزد عبدالبهاء به عنوان مبلغ زبر دست بهائیت ونویسنده مكاتبات وى اقامت داشته و از نزدیك شاهد عینى عملكرد رهبرى بهائى گرى بوده و پس از كشف حقیقت و تحول عقیدتى به افشاى ماهیت این فرقه ضاله پرداخت[16]، در خاطرات خویش پیرامون مهارت خاص بهائیان در شانتاژ، جوسازى و فضاسازى مظلوم نمایانه مى نویسد: «هر تبهكارى و آشوب از آنها [بهائیان] سر مى زند و چون كسى از آنها بیزارى جست ناله ستمدیدگى بلند مى كنند و داد و فریاد به راه مى اندازند كه اى مردم جهان! ما در ایران آزادى نداریم. ما مى خواهیم دشمنى و بدخواهى را از بیخ و بن براندازیم. ما مى گوییم مردم خاور و باختر از هر نژاد و كیش باید برابر و برادر باشند. ما مردم جهان را به این چیزها مى خوانیم ولى ایرانیان نمى خواهند كه ما این روش را داشته باشیم و مى خواهند رستگاران را به هم بزنند

صبحى براى بیان دغل كارى و نیرنگ سازى بهائیان شاهد غیرقابل انكارى ارائه مى دهد؛ عدم تعلق خاطر بهائیان و رهبران آن به ایران و ایرانیان از اینجا مشخص مى شود كه على رغم ارسال مبالغ سرسام آور پول به شوقى افندى از ایران، «در این سال ها چندین بار مردم برخى از ده ها و شهرها دچار زمین لرزه و سیلاب و دیگر آسیب ها شدند و نیكخواهان جهان كمك ها كردند. آیا شنیدید كه شوقى دست كم ده لیره بدهد و با بینوایان همراهى كند؟ كسى نیست به این مرد بگوید تو كه دم از این سخن مى زنى: «كه اى اهل عالم همه بار یك دارید و برگ یك شاخسار»، چرا كوتاهى كردى و از پول گزافى كه هر  سال با نیرنگ و افسون از كیسه مردم نادان این آب خاك در مى یارى اندكى از آن را بخشش نكردى؟».

در جایى دیگر از نوشته هاى صبحى مى خوانیم: «بسیار پیش آمده است كه در شهرى یا در دهى میان دو نفر بر سر یك كار كوچك جنگى در گرفته و یكى از آنها در زد و خورد سرش شكسته، بى درنگ نزد او رفته و عكسى از او برداشته و در روزنامه هاى جهان پخش كرده كه اى مردم! بر ستمدیدگى ما دلسوزى كنید و ببینید چگونه در برابر یك كار كوچك، یك مسلمان سر یك بهائى را مى شكند. سپس مى گویند این كه چیزى نیست در فلان شهر در نیمه شب به خانه یكى از هم كیشان ما ریختند و همه را از زن و مرد كشتند و یك تن را به جا نگذاشتند هر چند كودك شیرخوارى بود، باور نمى كنید این هم عكس آنها. آن وقت یك عكس درست مى كنند كه سه چهار نفر زن و مرد لخت بر روى زمین افتاده و یك سر بریده كودك هم در دست یك نفر است كه نشان بیننده مى دهد! این عكس را به همه روزنامه هاى جهان مى دهند و چاپ مى كنند و آبروى كشورى را مى برند كه صدگونه سود از آنجا مى برند و هزار  جور نادرستى مى كنند

دسیسه، جوسازى و سوء استفاده از ناآگاهى مردم، شگرد همیشگى این فرقه بوده و هست. این دسیسه بازى و شانتاژهاى زیركانه را در اغلب قضایا مى توان دید: «اینها با دست هاى نهانى آشوب ها به پا مى كنند و كارهاى زشت مى نمایند و مردم ساده را برمى انگیزند تا شورشى به راه بیندازند آن گاه به بیگانگان بگویند ببینید این مسلمانان به ما چه مى كنند. ما در این كشور از دست اینها روز خوش و آسایش نداریم. اى سروران جهان به داد ما برسید و به فرمانروایان ما بگویید مگر ما نباید آزادانه زندگى كنیم؟».[17]

اتهام نقض حقوق بشر :

پس از پیروزى انقلاب اسلامى به دلیل محرز شدن جاسوسى عده اى از سران تشكیلات در شهرهاى مختلف كشور به عنوان ستون پنجم بیگانگان در جنگ عراق علیه ایران و نیز كمك به تثبیت نظام شاهنشاهى و نیز حیف و میل اموال مسلمین و سرازیر كردن بیت المال به جیب صهیونیست ها، تعدادى از آنان دستگیر و پس از محاكمه توسط دادگاه هاى انقلاب اسلامى به تناسب جرم و خیانت، به حبس هاى متفاوت و اعدام محكوم شدند. در مقابل این احكام، دولت آمریكا كه در حقیقت حامى اصلى آنان به حساب مى آمد، عكس العمل نشان داد و رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریكا به این احكام اعتراض نمود.

در پاسخ آن، حضرت امام(ره) طى بیاناتى مهم مى فرمایند: «صحبت رئیس جمهور آمریكا را ملاحظه كردید كه ایشان از همه دنیا استمداد كردند براى این كه این بهائى كه در ایران هستند و مظلومند و جاسوس هم نیستند و به جز مراسم مذهبى به كار دیگر اشتغال ندارند و ایران براى همین كه این ها مراسم مذهبى شان را به جا مى آورند 22 نفرشان را محكوم به قتل كرده اند؛ ایشان از همه دنیا استمداد كرده كه اینها كه جاسوس نیستند،... از آن طرف وقتى كه حزب توده را مى گیرند، شوروى صدایش بلند مى شود كه یك عده مردم بى گناهى كه با جمهورى اسلامى هم موافق بودند، پشتیبان بودند، جمهورى اسلامى را هم این ها مثل دیگران همراهى كردند و حالا هم همین طور هستند، دولت ایران بیخودى آمده است اینها را گرفته و حبس كرده. از آن طرف هم آقاى ریگان مى گوید كه این بهائى ها بیچاره ها مردم آرام ساكتى مشغول عبادت هستند، جهات مذهبى خودشان را به جا مى آورند و ایران براى خاطر همین كه اینها اعتقادشان مخالف با اعتقاد آنهاست گرفتند. اگر اینها جاسوس نیستند شما صدایتان درنمى آمد. شما براى خاطر این كه اینها دسته اى هستند كه به نفع شما هستند. والا... آمریكا را مى شناسیم كه انسان دوستى اش گل نكرده است كه حالا براى خاطر 22 نفر بهائى كه در ایران به قول ایشان گرفتار شدند، براى انسان دوستى یك وقت همچو صدا كرده و فریاد كرده و به همه عالم متشبث شده است كه به فریاد اینها برسید... لكن ما به شما بگوییم نه حزب توده را به واسطه حزب توده بودنش و نه بهائى را به واسطه بهائى بودنش این محاكم ما محاكمه كردند و حكم به حبس دادند. اینها مسائل دارند. حزب توده را خودشان آمدند همه حرفهایشان را زدند و سابقه دارند. اینها بهائى ها یك مذهب نیستند، یك حزب هستند. یك حزبى كه در سابق انگلستان پشتیبانى آنها را مى كرد و حالا هم آمریكا دارد پشتیبانى مى كند. اینها هم جاسوسند مثل آنها. اگر جاسوس نباشند خوب بسیارى از مردم دیگر هم هستند كه اینها انحرافات عقیدتى دارند، كمونیست هستند، چیزهاى دیگر هستند. لكن مردم و محاكم ما به واسطه كمونیست بودن آنها یا انحراف عقیده داشتن آنها را نگرفتند و حبس بكنند... مسئله این است كه طرفدار این ها شما آقاى ریگان هستید... و این دلیل بر این است كه این ها یك وضع خاصى دارند كه آن ها به این ها نفع مى رسانند و این ها نفع مى رسانند؛ نفع رساندن این ها غیر از این مى تواند باشد كه اخبار ما را به آن ها بدهند، جاسوسى بكنند بین ملت ایران و دولت ایران با آن ها...».[18]

حمایت از خیانت و جاسوسى :

پس از اثبات حقایق و رسوائى عمال بیگانه، سران این فرقه نیز با مظلوم نمایى به پخش شایعات روى آورده و از ایران به مجامع جهانى شكایت بردند. دولت هاى غربى نیز با به كار گرفتن رسانه هاى تبلیغاتى خود با آنها همصدایى نموده و افرادى چون گالیندوپل و كاپیتورن به عنوان نمایندگان «حقوق بشر» سازمان ملل متحد اعلام داشتند كه بهائیان در ایران مورد آزار قرار مى گیرند. آنان اعدام چند نفر مجرم بهائى نظیر هویدا در آغاز انقلاب را مستمسك قرار دادند؛ اما هرگز به مخاطبین خود و افكار عمومى جهان نگفتند كه بهائیانى در ایران بازداشت یا اعدام شدند كه جنایات و فعالیت جاسوسى آنها و نیز تلاش آنان براى حیف و میل اموال مسلمین و غارت بیت المال، محرز شده بود.

چنانكه در پاسخ كانون رهپویان وصال شیراز به نامه سرگشاده جامعه بهائى ایران به رئیس جمهور مى خوانیم: «بهت و تعجب ما از نامه سرانتان به رئیس جمهور زمانى به اوج خود میرسد كه آنان از 161 سال تحمل درد و رنج و تبعیضات سخن میرانند، و در جایى از نامه خود از قتل و اعدام و حبس بى حساب و كتاب بى گناهانشان پس از انقلاب پرده درى مى كنند!! شاید گذشت بیش از 26 سال از انقلاب اسلامى ایران باعث فراموشى قسمتى از حقایق دوران ستمشاهى براى نسل جدید و جوان جامعه ایرانیان بهائى شده باشد ولى تعجب ما از آن است كه این كلمات از زبان هایى شنیده مى شود كه نامشان در تاریخ ثبت شده و گویا تاریخ زندگانى خود را هم به فراموشى سپرده اند!! ملت ایران هنوز جنایات بهائى معروف سپهبد صنیعى، آجودان مخصوص شاه و وزیر جنگ وى را در قتل عام مسلمانان در تهران و شهرهاى دیگر ایران فراموش نكرده اند. امیر عباس هویدا، نخست وزیر بهائى رژیم سلطنتى كه مدت زمامداریش در دوران طاغوت از همه نخست وزیران دیگر طولانى تر بود، لكه ننگ دیگرى در تاریخ ماندگار ایران بود. شما سرلشگر ایادى پزشك مخصوص شاه، هوشنگ نهاوندى رئیس دانشگاه تهران و شیراز، فرخرو پارسا وزیر آموزش و پرورش، شاهقلى وزیر بهدارى، مهتدى مسوول دفتر هویدا و صدها مقام سیاسى و نظامى دیگر این رژیم را كه همگى متدین به دیانت بهائى بودند فراموش كرده اید؟ هرگز! این ملت فراموش كنند كه مقامات بهائى از دبستان تا دانشگاه (وزیر آموزش و پرورش تا رئیس دانشگاه) براى تغییر عقاید حقه این مردمان برنامه ریزى كرده بودند و با تمام قواى نظامى رژیم پهلوى (از آجودان مخصوص شاه تا وزیر جنگ) به جان و مال و ناموس این مردمان تجاوز كرده بودند، طورى كه سرلشكر فردوست، رئیس ساواك رژیم نیز در كتاب مشهور خاطراتش مى نویسد: «بهائیانى را كه من دیدم واقعا احساس ایرانیت نداشتند و این كاملاً محسوس بود و طبعاً این افراد جاسوس بالفطره هستند».

با همه اینها آیا باز هم مردم ایران حق نداشتند این جانیان بالفطره را به مجازات خیانت ها و جنایت هایشان برسانند؟! گرچه اكثر قریب به اتفاق آنان در اواخر حكومت ستمشاهى به همراه میلیاردها میلیارد اموال و دارائى هاى ملت مظلوم ایران به دامان اربابان آمریكائى و انگلیسى و اسرائیلى خود پناه برده و فرارى شدند. چه بسیار هزینه هاى كلان جنایات بزرگ بشرى علیه ملل مظلوم عراق و فلسطین كه توسط متمولین بهائى پرداخت گردید تا شاید چند صباحى دیگر آنان را به رسمیت شناخته و از حقوق این مظلومان معصوم حمایت به عمل آید!!... ببینید كه با حمایت كوركورانه شما از بیت العدل، در گسترش تبلیغات علیه نظام ایران، اكنون ملت جمهورى اسلامى كه راه خود را براى كسب علم و پیشرفت در علوم جدید و مخصوصاً انرژى هسته اى هموار كرده بود، در فشارهاى بین المللى براى دست كشیدن از این تكنولوژى قرار دادید. علمى كه به اعتراف دانشمندان جهان مى توانست مقام ایران را تا 5 كشور برتر علمى جهان بالا بیاورد. سر و صداهاى اخیر و مخصوصا نامه مضحكى كه در تمام ایران و جهان توزیع گردید فشارهاى سیاسى بر ایران را دو چندان كرده طوریكه همگام با این نامه نخست وزیر و وزیر خارجه كشور انگلستان اعلام كردند كه باید پرونده حقوق بشر ایران بررسى شود، و اسرائیل ایران را به حمله نظامى تهدید نمود و آمریكا فشارهاى تبلیغاتى خود را بر مسئله انرژى هسته اى ایران افزایش داد. البته واضح و مبرهن است كه همه اینها از قبل طراحى و برنامه ریزى شده بود و نامه مزبور نیز بخشى از سناریوى استكبار و استعمار جهانى بود و بیت العدل نیز بار دیگر به وظیفه وجودى خود عمل نمود[19].

قطعنامه هاى سیاسى :

در فاصله سال هاى 1361 تا 1373 یعنى در طول دوازده سال، نمایندگان آمریكا شش قطعنامه به تصویب رساندند كه در آنها به جانبدارى و حمایت از بهائیت پرداخته و بنا به اعتراف بیل كلینتون رئیس جمهور وقت آمریكا: «ایالات متحده مى كوشد یك همكارى بین المللى براى زیر فشار قرار دادن حكومت اسلامى ایران به منظور رعایت حقوق اقلیت هاى مذهبى به وجود آورد».[20]

در سال هاى بعد نیز كشورهاى غربى با حمایت قاطع خود از بهائیت در پیش نویس قطعنامه حقوق بشر سازمان ملل علیه ایران[21]، بار دیگر  به منافع حاصل از وجود جاسوسان خود در كسوت بهائى اعتراف كردند. در قطعنامه اى كه مجلس نمایندگان آمریكا در سال 1375 تصویب كرد از دولت ایران خواست كه از اعمال تبعیض علیه بهائیان ایران خوددارى كند.

در نامه نمایندگان آمریكا تأكید شده بود: «بهائیان ایران عاملى مهم در هرگونه روابط آینده آن كشور با ایالات متحده است».[22]

همچنین برایان كسیدى، نماینده انگلیسى پارلمان اروپا پس از بازدید از ایران و بازگشت به لندن، از رفتار با بهائیان انتقاد كرد و حمایت بین المللى از بهائیان جاسوس در ایران را به نمایش گذاشت.[23] علاوه بر آن موریس كاپیتورن - نماینده كمیسیون حقوق بشر - نیز در جریان بازدید از ایران مدعى نقض حقوق بهائیان در ایران شد.[24] اخیراً نیز گروهى از نمایندگان مجلس نمایندگان آمریكا در پیش نویس قطعنامه دولت ایران را به نقض حقوق بشر محكوم كرده و از باراك اوباما، رئیس جمهورى و هیلارى كلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا خواسته اند كه دولت ایران را محكوم كنند.[25]

ریشه یابى :

ریشه این شگرد تبلیغاتى و صدور قطعنامه هاى مكرر علیه جمهورى اسلامى ایران و حمایت دلسوزانه! و بشردوستانه! از فرقه استعمارى بهائیت و دین و مذهب نامیدن آن و خواستار آزادى فعالیت هاى گمراه كننده و انحراف آفرین بهائیان ایران شدن، كه از ابتداى پیروزى انقلاب اسلامى تاكنون توسط آمریكا و بنگاه هاى تبلیغاتى استكبار به شدت پیگیرى مى شود، به فلسفه تشكیل بهائیت و اهدافى كه استعمار از شكل گیرى و ایجاد این فرقه ضاله در كشور ما داشته و دارند بازمى گردد. در حقیقت آن چه هر روز درباره وضع بهائیان ایران در غرب تكرار مى شود به دلیل پیوندهاى استوار و نزدیك سران این فرقه با نومحافظه كاران و لابى صهیونیستى در دولت هاى اروپاى غربى است كه براى فشار بر ایران از كاه كوه مى سازند.[26]

در این راستا بهائیت با مظلوم نمایى در جوامع و نهادهاى بین المللى، در صدد بسترسازى براى فشارهاى مضاعف قدرت هاى استكبارى بر جمهورى اسلامى در جهت عقب نشینى از حقوق حقه ملت مسلمان و آزادى خواه ایران است. بعنوان نمونه وقتى جامعه بهائى نامه اى به آقاى خاتمى (رئیس جمهورى وقت ایران) مى نویسند و تظلم خواهى مى كنند، برخى سازمان هاى بین المللى، با استناد به همین نامه، ایران را به نقض حقوق بشر محكوم مى كنند. به گفته یكى از صاحب نظران، این نامه در شرایطى - به صورت گسترده - توزیع شد كه در كنار تهدید ایران به وسیله اسرائیل، فشار آمریكا و اروپا بر ضد فعالیت هاى هسته اى ایران اوج گرفته و آنها هر روز بخشى از جنگ روانى و تبلیغاتى خود را در این باره انجام مى دهند، تا جایى كه تونى بلر و جك استراو، نخست وزیر و وزیر امور خارجه انگلیس اعلام كردند كه پس از پرونده هسته اى، پرونده حقوق بشر در ایران در دستور كار قرار مى گیرد و در این بین، جامعه بهائیان هم مورد استفاده ابزارى صهیونیسم ها قرار گرفته است.[27]

روشن است كه در دنیاى سیاست و جهان مبتنى بر اصالت سود، قدرت خارجى از هیچ فرد، گروه یا جریانى حمایت نمى كنند مگر آن كه آن را در پیوند با خود و در راستاى منافع خویش بدانند. به راستى صرف نظر از نقض حقوق بشر در سطح كلان و گسترده به وسیله قدرت هاى استكبارى در جهان - از جمله جنایات غزه، عراق، افغانستان - و از جمله در ایران عصر پهلوى كه جوانان تحصیل كرده و علما و اندیشمندان به جرم مبارزه براى آزادى كسب استقلال حفظ هویت ملى و دینى خویش، به مسلخ فرستاده مى شدند. و از قضا بهائیان نیز در اجراى آن فجایع نقش داشتند، چگونه است كه ملت ایران چندان حمایتى از سوى قدرت هاى جهانى مدعى حقوق بشر نمى دیدند؟ و اكنون چگونه است كه همان قدرت ها از هیچ كوششى نه تنها براى رهایى جاسوسان بهائى از زندان، كه براى ترویج و تبلیغ آنها دریغ نمى ورزند؟

پاسخ با توجه به ماهیت نظام سلطه، و پیشینه و فلسفه وجودى این فرقه، ناگفته پیدا است.[28]


[16]. خاطرات صبحى تحت عنوان كتاب صبحى در سال 1312 ش در مطبعه دانش تهران به چاپ رسید و بخش دوم آن در سال 1335 تحت عناون پیام پدر منتشر شد.

[17]. ر.ك: خاطرات و زندگى صبحى، سیدهادى خسروشاهى، فصلنامه مطالعات تاریخى، ش17.

[18]. صحیفه نور، ج 17، صص 267-266.

[19]. جوابیه مردمى كانون فرهنگى رهپویان وصال شیراز به نامه سرگشاده جامعه بهائى ایران به رئیس جمهور، واحد فرق انحرافى، آدرس اینترنتى:www.rahpouyan.us/images/10.htm

[20]. رادیو اسرائیل، مورخه 21/7/1373.

[21]. جمهورى اسلامى، مورخه 17/9/1374.

[22]. همان، به نقل از بخش فارسى رادیو آمریكا، مورخه 10/1/1375.

[23]. همان، مورخه 30/3/1375.

[24]. همان، مورخه 19/8/1375.

[25]. مطرح شدن قطعنامه در كنگره آمریكا درباره بهائیان، بى بى سى فارسى، دوشنبه 16 فوریه 2009، 28 بهمن 1387.

[26]. برخى ملاحظات تاریخى، عبداللّه  شهبازى، یادداشت هاى پراكنده، پایگاه اینترنتى شهبازى 5/11/1384.

[27]. سایت بازتاب، 23 آذر 1383، مقاله شهریار رضوان طلب، ذیل عنوان «پشت پرده شب نامه بهائیان».

[28]. ر.ك: بهائیت و سیاست؛ تناقض شعار و عمل، سید مصطفى تقوى، ویژه نامه ایام ش 29.

 

مطالب مرتبط
انتظار پویا
انتظار فرج امام زمان (عج)
پیروان ادیان مختلف در عصر ظهور
نظر مرجع در رابطه با طهارت و نجاست بهائیتـ ؟؟
ویژگی های یاران امام زمان (عج)
یاران امام زمان (عج)
خروج دجال و سفیانى
دعاها و زیارات امام زمان عج
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی