صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
بهاییت و همجنس گراییاخلاق جنسی بهائیتمدعیان نبوت دربهائیتهشت بهشتمیرزابهاء واقدسجاسوسان استکباردرایرانچرا با وجود حمایت شدید استكبار از فرقه بهائیت و خیانت آن به ملت ایران و تلاش براى فریب قشر جوانان، به صورت قاطع با این فرقه برخورد نمى شود؟تشکیلات بهائیت و روشن فکری ایران
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 5 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,382 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 91 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 1,382 بازدید ماه : 1,382 بازدید سال : 30,493 بازدید کلی : 30,493 ● اطلاعات شما آی پی : 3.232.129.123 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

در مورد انجمن حجتیه و فعالیت هاى آن در مقابل بهائیت توضیح دهید؟ علت برخى انتقادات بر عملكرد آن چیست؟

میکائیل
:
بازدید : 1

با این فرقه، تدابیر خاصى را در نظر گرفته بود و با ساماندهى تشكیلاتى منظم و كادرسازى نیرو، همه توان خود را براى خنثى سازى تبلیغات بهائیت به كار مى بست.آن چیزى كه بیش از همه در این ساماندهى اهمیت داشت، فكر تشكیلاتى شیخ محمود حلبى بود. در این راستا وى از شیوه هاى گوناگونى بهره مى گرفت؛ تشكیل كلاس هاى آموزشى و تدریس مباحث اعتقادى، انتشار كتب، راه اندازى جلسات بحث و گفت وگو و مناظره، برپایى كنفرانس هایى درباره معارف اسلامى، عقاید شیعى و بطلان معتقدات بهائیت از جمله اقدامات او بود. انجمن حجتیه به موازات فعالیت در تهران، دایره عملكرد خود را در سایر شهرستان هایى كه محل تجمع بهائیان بود - و آنان بنا به دلایل مختلف، فرصت تكاپوى اقتصادى و اعتقادى بهترى پیدا كرده بودند - وسعت بخشید.

انجمن در زمینه كادرسازى و تربیت نیروهاى لازم براى مبارزه، به جذب نیرو از میان جوانان مستعد و باهوش مى پرداخت و اغلب از طریق هواداران خود در مدارس، دانش آموزان درسخوان را شناسایى كرده و با برقرارى ارتباط، زمینه جذب و آموزش آنان را در انجمن فراهم مى آورد؛ در ابتداى امر، به تازه واردین تاریخچه بهائیت را آموزش مى دادند. در این مرحله نوآموز با چگونگى شكل گیرى فرقه باب و بهاء آشنا مى شد.

در مرحله دوم، مربیان با شیوه هاى گوناگون به شبهات بى اساس و غیرمنطقى بهائیان در مورد حضرت مهدى(عج) پاسخ مى دادند.

در مرحله سوم، استادان انجمن با ارایه دلایل و استدلالات فراوان، به ابطال نظریات بهائیان، در مورد خاتمیت مى پرداختند. بالاترین رتبه در آموزش، مرحله اى بود كه در آن نقد كتاب «ایقان» - كتاب مهم بهائیان نوشته حسینعلى بهاء - صورت مى گرفت كه به طور معمول زیر نظر شیخ محمود حلبى بود و نقد ایشان بر كتاب ایقان در حدود هزار صفحه نگارش یافته بود. انجمن علاوه بر آموزش، كمیته هاى اصلى دیگرى نیز از قبیل تحقیق و پژوهش، ارتباط با خارج و ارشاد داشت.[193]

ب. نقد عملكردها

از دیدگاه برخى محققین، «بدون تردید انجمن، سهم بزرگى در آموزش هاى دینى براى نسل جدید داشته و... جوانان با شركت در جلسات تدریس و آموزش، طورى آماده مى شدند كه در برابر اندیشه هاى الحادى دیگر از جمله ماركسیسم نیز مى توانستند بایستند».[194] اما در عین حال بسیارى از مذهبیون خصوصاً جریان هاى اسلامى مبارز، انتقادات اساسى به عملكرد انجمن داشتند زیرا؛ «اولاً، ریشه نشر بهائیت خود رژیم پهلوى است و ثانیاً، این كه مبارزه با بهائیت، نوعى انحراف از مسیر مبارزه بر ضد رژیم پهلوى و جایگزینى معلول ها به جاى علت هاست».[195]

اختلاف مبارزان مذهبى و انجمن حجتیه در این بود كه مبارزان دیدگاهى وسیع و عمیق به جریان بهائیت و شیوه برخورد با آن داشتند؛ آن ها معتقد بودند كه بهائیت زیر مجموعه ایى از حكومت وقت است و اگر حكومت نابود شود، بهائیت هم خود به خود از بین خواهد رفت. اما انجمن تنها تكلیف را در مبارزه با بهائیت منحصر مى كرد و حتى این پندار غلط را ترویج مى كرد كه علما و مسلمان ها باید براى رویارویى با خطر بهائیت نه تنها با رژیم شاه همدست و همراه گردند، بلكه باید به ابرقدرت غرب نیز دست همكارى دراز كرده و از پیشرفت سرطانى بهائیت جلوگیرى كنند![196] و حال آنكه علت تقویت و رشد بهائیت، شاه و رژیم اسرائیل و آمریكا بود و به صورت طبیعى اگر شاه از بین مى رفت، بهائیت و بسیارى از مفاسد هم از بین مى رفت.

از دیدگاه منتقدین، چگونه است كه وزراى بهائى شاه هیچگاه مورد نقد و برخورد و مبارزه انجمن قرار نگرفت؟ در زمانى بیش از نیمى از وزراى كابینه پهلوى، بهائى بودند آنگاه انجمن حجتیه جهت مبارزه با بهائیت از همین رژیم اجازه مى گیرد.[197] سازش براى چه؟ با كى؟ و تا كجا؟ اگر بهائیت ریشه اش اسرائیل، آمریكا و انگلیس بود، چگونه است كه انجمن هیچ گاه با علت بهائیت یعنى آمریكا و اسرائیل مبارزه ننموده است.[198]

حجه الاسلام هاشمى رفسنجانى درباره مواضع و عملكرد انجمن مى گوید: «گروهى سال ها پیش به فكر افتادند كه مبارزه با بهائى ها بكنند و انجمن را تشكیل دادند و كارشان این بود كه بهائى ها را شناسایى مى كردند و در جلسات شان مى رفتند و این ها را محكوم مى كردند و جلوى جذب شدن مسلمان ها را به آن ها مى گرفتند، به طور كلى با بهائیت مبارزه مى كردند. رژیم از این گونه كارها خوشش مى آمد چون این كارها خیلى به رژیم برخورد نمى كرد و یك مقدار از نیروها را مشغول مى كرد.... در سراسر كشور هم شبكه این ها باز شده بود، مزاحمتى هم نداشتند اما چون مبارزه را قبول نداشتند و یك سرى از نیروهاى مبارز را جذب مى كردند ما با این ها مخالف بودیم... مسئله مهم ما پیش از پیروزى این بود كه چرا این ها به مسئله جنایات رژیم بى تفاوتند؟ ما مى گفتیم خوب این كه رژیم به شما اجازه مى دهد مبارزه كنید (با بهائیت) این سرگرمى است و الا خود رژیم، بهائى ها را دارد تقویت مى كند. آن موقع وزیر جنگ بهائى بود، پزشك مخصوص شاه بهائى بود، پست هاى حساس را به بهائى ها مى دادند. وزراى دیگر هم بهائى بودند. وزیر آب و برق و... این بود كه وضع بدى پیش آمده بود. مبارزه را قبول نداشتند و... نوعى بازى بچه گانه مى دانستند».[199]

شهید رجایى نیز در این باره مى گوید: «آن موقعى كه برادران و خواهران مان زیر شكنجه فریاد مى كشیدند اینها مى رفتند ثابت كنند كه بهائیت بر حق است، یا باطل است. و دقیقا در مقابل با مبارزه قرار گرفته بودند...».[200]

غفلت از مبارزه اصلى :

یكى از نكات بسیار با اهمیت در نقد عملكرد انجمن حجتیه، مسئله غفلت از مبارزه اصلى و پرداختن به مسائل فرعى و حاشیه اى بود. مبارزه هایى بى ثمر و یا كم ثمر كه نه به شاه و ایادى او لطمه اى جدى وارد مى ساخت و نه براى آنان دردسر جدى فراهم مى ساخت. مبارزه با بهائیت در پیش از انقلاب و نیز مبارزه با برخى مظاهر بسیار ناچیز و فرعى تمدن غربى كه شاه مروج آنها بود، همگى نحوه مبارزاتى بود كه همگان را از توجه به طاغوت اصلى و بیمارى اصلى جامعه ایران دور مى داشت. به عنوان نمونه مبارزه با «پپسى كولا» یكى از این قبیل فعالیت هاى انجمن حجتیه بود؛ پپسى مذموم و تحریم شده بود و برخى علماى وقت آشامیدن آن را حرام اعلام كرده بودند[201] و انجمن نیز اعضاى خود را بسیج كرده بود تا مغازه داران را با روش تشویق و تهدید، از فروش این نوشابه منع كنند؛ زیرا صاحب و امتیازدار كارخانه پپسى كولا «ثابت پاسال» بهائى بود. لكن آنها ثابت پاسال و دیگر سركردگان و زمامداران بهائیت و پشتوانه اصلى آن یعنى شاه را رهاكرده و این چنین به مسائل جزئى مى پرداختند.[202]

شهید هاشمى نژاد در مقام نقد شیوه انجمن حجتیه مى گوید: «این جور نبود كه رژیم بگوید بروید با بهائیت مطلقاً مبارزه كنید. اگراین آقایان هم ادعا مى كنند با بهائیت مبارزه مى كردیم كم لطفى مى كنند. بهائیت سه بُعد داشت: بعد اقتصادى، بعد سیاسى، بعد فكرى، كه انجمنى ها در بعد سیاسى و اقتصادى یك قدم هم اجازه مبارزه نداشتند؛ زیرا رژیم قرص و محكم جلوى آن ها را مى گرفت و این ها مى توانستند راجع به پپسى كولا صحبت كنند كه مال ثابت پاسال بود؟ این مى توانستند راجع به شركت هایى كه از نظر اقتصادى در اختیار بهائیت بود حرف بزنند؟ ابداً؛ این جا رژیم چراغ قرمز داده بود و آقایان هم براساس دیدشان - گوییم خیانت - با رژیم درگیرى پیدا نمى كردند. دیدشان این بود كه باید آهسته رفت تا گربه شاخ نزند! بنابراین در بعد اقتصادى مبارزه اى با بهائیت نداشتند و نمى توانستند هم داشته باشند، در بعد سیاسى هم به همین ترتیب. پس كجا مبارزه مى كردند و رژیم اجازه مى داد به آنها؟ فقط در بعد فكرى».[203] و حتى قیام 15 خرداد 1342 كه هزاران مسلمان مبارز توسط رژیم ستم شاهى به شهادت رسیدند، انجمن همراه با اعتراضات شدید، حضرت امام (ره) را مورد قرار مواخذه قرار داده و با هماهنگى با رژیم پهلوى، حركت اسلامى را محكوم نماید.[204]

شاه و انجمن حجتیه :

اتفاقاً شاه و عوامل او نیز نه تنها از این نوع مبارزه بیمى و حراسى به دل راه نمى دادند، بلكه بر اساس تحلیل هاى دقیق اجتماعى و روانى، آنان نیز مى دانستند كه این گونه مبارزات فرعى و حاشیه اى، در واقع سوپاپ اطمینانى براى حركات آنان محسوب مى شود. سران رژیم ستمشاهى به خوبى مى دانستند كه مبارزات خنثى به خوبى انرژى و شور انقلابى جوانان مذهبى را به تحلیل خواهد برد و جوانان مذهبى با این نوع فعالیت ها، هم به لحاظ روحى اغنا خواهد شد و هم به لحاظ سیاسى و اجتماعى فرصت و مجال توجه به غده اصلى مشكلات را نخواهد داشت. و حتى در صورت توجه به رژیم كه ام الفساد و ریشه تمامى نابسامانى هاى اجتماعى و مذهبى محسوب مى شد، دیگر احساس تكلیفى در برخورد با رژیم نخواهد كرد و تعهدات خود را در قبال مذهب و جامعه انجام شده مى یابد. بنابراین برخورد رژیم ستمشاهى با انجمن حجتیه یك برخورد ملایمت آمیز و دوگانه بود؛ هم به انجمن میدان مى داد، چون فعالیت هاى انجمن را در راستاى منافع خود مى دید و هم براى آن محدودیت قائل مى شد. آن هم از این جهت كه مبادا همین مبارزات خنثى روزى به مبارزات جدى علیه اصل رژیم منجر شود. لذاست كه مى بینیم ساواك كاملاً بر فعالیت هاى انجمن اشراف داشت؛ از بسیارى از آنان جلوگیرى بعمل نمى آورد و سعى مى كرد با فشارهاى معین و محدود از گسترش كادر فعالیت هاى انجمن جلوگیرى به عمل آورد تا هواداران این مجموعه هرگز از مبارزات خنثى و حاشیه اى پایشان را فراتر نگذارند.[205] و از طرف دیگر، شاه به انجمن حجتیه اجازه فعالیت مى داد تا هر وقت خواست بتواند به وسیله آنان بهائى ها را سركوب كند تا خطرى براى رژیمش نباشند.[206]

 


[193]. 60 سال فراز و نشیب، روایتى تازه از انجمن حجتیه، فتاح غلامى، گزارش حجتیه، گروه تألیف باشگاه اندیشه، تهران: باشگاه اندیشه، 1384؛ عماد الدین باقى، در شناخت حزب قاعدین زمان، نشر دانش اسلامى، 1362، ص 186.

[194]. سازمان هاى مذهبى - سیاسى ایران، پیشین، صص 368-378.

[195]. همان، ص 377.

[196]. جریان شناسى انجمن حجتیه، همان، ص 118.

[197]. نكته قابل تأمل، تأكید اساسنامه انجمن حجتیه بر عدم دخالت انجمن در امور سیاسى بود. به گونه اى كه قید گشته بود: «انجمن به هیچ وجه در امور سیاسى مداخله نخواهد داشت و نیز مسؤالیت هرنوع دخالتى را كه در زمینه هاى سیاسى از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.» از سایر نكات مهم در اساسنامه كه بعدها به شدت مورد انتقاد انقلابیون قرار گرفت؛ پذیرش رژیم حاكم و تأكید بر این نكته كه تمام فعالیت ها در چهارچوب قوانین كشور انجام مى پذیرد بوده است. تقریباَ در تمامى بندهاى اساسنامه به گونه اى بر این بحث تأكید شده است.

[198]. بازشناسى مبانى فكرى انجمن حجتیه، مرتضى فیروزآبادى، سایت مركز اسناد انقلاب اسلامى.

[199]. مجله مصاحبه هاى زبان گویاى انقلاب، شماره 19، عروه الوثقى شماره 85، پنجشنبه 22/7/1366.

[200]. در شناخت حزب قاعدین زمان، پیشین، ص 33.

[201]. طبعاً در این سال ها مبارزه با بهائیت منحصر به انجمن حجتیه نبود. در اطلاعیه هایى كه گاه از سوى مراجع انتشار مى یافت، با نفوذ اقتصادى بهائیان مبارزه مى شد. نمونه آن اطلاعیه آیه اللّه  شریعتمدارى بود كه در شوال 1392 آذر 51 در این باره صادر كرده، نوشت: «خرید و فروش و تبلیغ و آشامیدن پپسى و... كه مربوط به فرقه ضاله و مضله بهائى است و سهمى از منافع آن در راه تخریب اسلام و تقویت كفر مصرف مى شود، جایز نیست. مسلمانان باید غیرت و حمیت اسلامى داشته باشند و جبهه ى كفر را تقویت ننمایند

[202]. در شناخت حزب قاعدین زمان، پیشین، ص 55.

[203]. نشریه خراسان وابسته به بنیاد مستضعفان، 30/8/1360.

[204]. جریان شناسى انجمن حجتیه، سید ضیاءالدین علیانسب، قم: زلال كوثر، 1385، ص 24.

[205]. انجمن حجتیه و انحرافات آن، پایگاه مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1 بهمن 1384.

[206]. بهائیت در ایران، سعید زاهد زاهدانى گفت وگو، فصلنامه موعود شماره 38.

 

مطالب مرتبط
انتظار پویا
انتظار فرج امام زمان (عج)
پیروان ادیان مختلف در عصر ظهور
نظر مرجع در رابطه با طهارت و نجاست بهائیتـ ؟؟
ویژگی های یاران امام زمان (عج)
یاران امام زمان (عج)
خروج دجال و سفیانى
دعاها و زیارات امام زمان عج
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی