صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
گرایش به امریكاسیر بهائیت پس از  مرگ شوقیشستشوی مغزیتضعیف باورهای دینیدین دارى آخرالزمانهشت بهشتكاتب عبدالبهاء وعلل تقریرخاطراتبهائیت و توهین به مقدسات اسلام
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,791 بازدید دیروز : 2,181 بازدید کننده ارمزو : 75 بازدید کننده دیروز : 195 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 15,907 بازدید ماه : 28,880 بازدید سال : 28,880 بازدید کلی : 28,880 ● اطلاعات شما آی پی : 3.238.186.43 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

شیخیه بسترپیدایش بابیت وبهاییت4

میکائیل
:
بازدید : 3

علاوه بر آن، یكی از آثار مكتوب شیخ احمد احسایی، رساله ای است به نام حیاة النفس در باب اصول عقاید كه به دست شاگردش، سید كاظم رشتی، به زبان فارسی ترجمه شد،

 در این كتاب، از وجود مبارك امام زمان علیه السلام و تولّد و نسب او و لزوم شناخت امام علیه السلام و عقیده به ظهور وی و... همانند آرای علمای معروف شیعه، سخن به میان آمده است، ولی اختلافاتی با اعتقادات شیعه وجود دارد. مثلاً، شیعه می گوید، امام دوازدهم، زنده است و با قالب جسمانی خود، مرور ایام می كند تا روزی كه اراده كند و ظاهر شود، امّا شیخی ها، با این عقیده مخالف هستند و می گویند، امام دوازدهم علیه السلام با قالب روحانی زنده است. آزادی او هم به دست خودش نیست، بلكه مانند سایر بندگان خدا، تقدیر و سرنوشت اش به دست ذات باری تعالی است.

در تعقیب این نظریه، شیخیه می گویند، روح امام دوازدهم، قابل انتقال است و اكنون از بدن یك نفر به بدن دیگری منتقل می شود. به این طریق كه وقتی قالب جسمانی از بین رفت، روح آن امام، به جای این كه محو شود، مكان دیگری، یعنی كالبد دیگری را برای خود انتخاب می كند و به این طریق زندگی اش را می گذراند و زنده است.(18)

داوری پایانی :

بخشی از عقاید قابل تأمّل احسایی، ملاحظه شد و روشن گشت كه آن ها، بر خلاف عقاید مسلّم شیعه است. در عین حال، عدّه ای بر این عقیده اند كه شیخ، مشكل عقیدتی نداشته است و آن چه را كه به او نسبت می دهند، درست نیست. خوب است داوری پایانی در باب انحراف اعتقادی احسایی را از اسوه ی عارفان، آیت حق، سید علی آقا قاضی (... - 1366 ه .ق) - استاد علاّمه طباطبایی، كه می گفت، هر چه دارم از سید علی آقا قاضی دارم - بشنویم.

وقتی از وی پرسیدند: (نظر شما درباره ی شیخیه چیست؟). قاضی فرمود: (آن كتاب شرح زیارت شیخ احمد احسایی را بیاور و نزد من بخوان.).

او، آن كتاب را آورد و خواند. آقای قاضی فرمود: (این شیخ، می خواهد در این كتاب، ثابت كند كه ذات خدا دارای اسم و رسمی نیست و همه ی كارها كه ایجاد می شود، مربوط به اسما و صفات خدا است و اتّحادی میان اسماء و صفات با ذات خدا وجود ندارد. بنابراین، شیخ احمد احسایی، ذات خدا را مفهومی پوچ و بی اثر و صرف نظر از اسماء و صفات می خواند، و این، عین شرك است.).(19)

وجود عقاید فاسد در میان نوشته های احسایی، نه تنها از سوی منتقدان مطرح بود، بلكه بعضی از كسانی كه از وی اجازه ی روایت داشته اند، بی تمایل به نقد افكار او نبودند(20) به عنوان مثال می توان از ملا محمّد علی برغانی (1175 - 1269) فرزند ملا محمد ملائكه و برادر كهتر شهید ثالث نام برد. وی پس از تحصیل در اصفهان و قم و عتبات، از درس عالمان بزرگ و نامدار، بهره برد و به اخذ اجازات روایی و اجتهاد نایل شده بود. او، سرانجام، شیفته ی شیخ احمد احسایی شد و از او اجازه ی روایت گرفت. به دلیل گرایش به آرای احسایی، در ماجرای اختلاف پیروان احسایی با متشرّعه و نیز در مجلس مناظره ی شهید ثالث با احسایی، میانجی گری كرد و از احسایی خواست تا رساله ای در تعدیل نظریات خود بنویسد. احسایی، این خواسته را اجابت كرد و رساله ای مشهور به (توبه نامه) نوشت، ولی این تلاش، ثمری نداشت.(21)

سید كاظم رشتی جانشین احسایی :

راهی كه شیخ احمد احسایی آن را آغاز كرده بوده از سوی یكی از شاگردان اش تداوم یافت. آورده اند، شیخ احمد احسایی، از میان شاگردان خود، یك تن را برای جانشینی خویش برگزید و او، سید كاظم رشتی بود. شیخ احمد، به سید رشتی بسیار احترام می كرد و تا او در مجلس درس حاضر نمی شد، به درس گفتن شروع نمی كرد.

پس از وفات احسایی، پیروان وی، بی اختلاف كلمه، سید رشتی را نایب مناسب وی و پیشوای خویش دانستند. حوزه ی درس و ریاست شرعی او، قوّت گرفت و در مقابل فقهای بزرگ عرب كه در كربلا بودند و طریقه ی شیخی را پسند نمی كردند، حوزه و مقام خود را نگاهداری كرد و چون نماز جماعت ها در كربلا، بیش تر در حرم امام حسین علیه السلام و اطراف آن بر پا می شد، طایفه شیخی كه در احترام كردن قبور ائمه ی دین، غلوّ داشتند، در بالای ضریح حسینی، نماز نمی گذاردند و آن مكان را فوق العاده تقدیس می كردند. مخالفان آنان، از روحانیان شیعه و پیروان آنان كه در بالای سر ضریح امام حسین علیه السلام نماز می خواندند، در مقابل (شیخی)، (بالاسری) نامیده شدند.

خلاصه، جمعی كثیر از فضلای شیخی، در حوزه ی درس سید رشتی، حاضر می شدند و هر چه در آن حوزه گفته و شنیده می شد، روی تعلیمات شیخ احسایی بود، با تحقیقاتی كه نایب مناب او از روی بسط اطّلاعات و آشنایی به اصطلاحات اهل فن بر آن ها می افزود.

دوره ی ریاست سید رشتی، شانزده سال طول كشید. طایفه ی شیخی، در همه جا، از روی تعلیمات شیخ احمد و حاج سید كاظم، معالم دین خود را به جای می آوردند و خود را از دیگر فرقه های شیعه ممتاز می دانستند.(22)

سید رشتی، زمانی به جای استاد نشست كه كم تر از سی سال سن داشت. وی، به سبب نطق و قلم و تصنیف و تألیف كتاب، عهده دار انتشار افكار استاد خود گردید. او، در تمام مدّت پیشوایی خود، به ایران سفر نكرد و مركز خود را همان عتبات عالیات قرار داد و از آن جا، با هند و ممالك عثمانی و حجاز، رابطه داشت.(23)

شخصیت ابهام آمیز سید كاظم رشتی :

بر اساس گزارش مورّخان شیخیه، اجداد سید كاظم، اهل حجاز بوده و به خاطر شیوع بیماری طاعون، مجبور به هجرت شده اند و شهر رشت (در شمال ایران) را به عنوان وطن خویش برگزیده اند. سید كاظم، در همین شهر به دنیا آمده است. این مطلب را آقای هانری كربن هم گزارش كرده است.(24)

برخی دیگر، هویت خانوادگی او را زیر سؤال برده، وی را به عنوان جاسوس (روس) معرّفی كرده اند. درباره ی او گفته اند:

وی، به طور مخفیانه، از طرف قیصر روس، برای ایجاد فتنه در بلاد عثمانیه فرستاده شد. او، اصلاً، مسلمان نبود. اهل قیس، (شهری در ویلادستوك) بود و بعداً، اسم اش را (كاظم) گذاشت و ادّعا كرد كه از اهل رشت است.(25)

گرچه نمی توان با اسناد قطعی تاریخ، ادّعای جاسوس بودن و بی هویتی وی را اثبات كرد، امّا در بی اعتمادی و بدبینی عالمان بزرگ معاصرش نسبت به عقاید انحرافی او، جای هیچ گونه تردید نیست، علاوه آن كه، نشر بسیاری از آرای باطل شیخیه، بدو منتسب است.(26)

بدعت ركن رابع :

از موضوعات جنجال برانگیز در عقاید شیخیه، اعتقاد به (ركن رابع) است.(27) اكثراً، آن را به سید كاظم رشتی نسبت می دهند. مقصود از ركن رابع، آن است كه در میان شیعیان، شیعه ی كاملی وجود دارد كه واسطه ی فیض میان امام عصر(عج) و مردم است. آنان، اصول دین را چهار تا می دانند: توحید، معاد، امامت و ركن رابع. آنان، معاد و عدل را از اصول عقاید نمی شمارند؛ زیرا، اعتقاد به توحید و نبوّت، خود، مستلزم اعتقاد به قرآن است و چون در قرآن عدالت خدا و معاد ذكر شده است، لزومی ندارد كه این دو اصل را در كنار توحید و نبوّت قرار دهیم.

همان گونه كه ملاحظه شد، این عقیده، بر خلاف عقاید شیعه است و مسلمانان، به طور عموم، معاد را از اصول دین می دانند. شیعه، به خاطر برداشت های ناصواب عدّه ای از متكلمان، به عدل الهی، اهمّیت ویژه ای می دهد.

طرح (ركن رابع)، موجب اختلاف و انشعاب شیخیه گردید و پس از اندكی، دستاویزی برای ادّعای جدید به نام (بابیت) شد.

ادّعای (بابیت) از سوی یكی از شاگردان سید كاظم رشتی صورت گرفت كه خود، سرآغاز فسادی بزرگ میان مسلمانان به شمار می رود.در ادامه ی این نوشتار، ضمن اشاره به انشعابات فرقه شیخیه، از ادّعاهای دروغین میرزا علی محمّد شیرازی، ملقب به (باب) كه پس از وفات سید كاظم رشتی، مدّعی جانشینی او شد، سخن خواهیم گفت و در باب ادّعای بابیت امام غایب و سپس ادعای نبوّت او، مطالبی را عرضه می كنیم.

 منابع:

17) ر.ك: جوامع الكلم، شیخ احمد احسایی، رساله ی دوم؛ شیخیگری، بابیگری، ص 74 (به نقل از: سید محمد هاشمی كرمانی، مؤلف كتاب تاریخ و مذاهب كرمان).

18) ر.ك: شیخی گری، بابی گری، ص 41 (به نقل از (كنت دوگوبینو) وزیر مختار اسبق دولت فرانسه در دربار ایران، در كتاب سه سال در ایران).

19) ر.ك: بابی گری و بهایی گری، محمد محمّدی اشتهاردی، ص 35، كتاب آشنا، چاپ اول، بهار 1379؛ روح مجرد، علامه سید محمّد حسین حسینی، ص 426 و 447.

20) جریان شهادت آقا سید مهدی و شرف العلماء مازندرانی و حاج ملا محمد جعفر استرآبادی و سید كاظم رشتی را مبنی بر وجود عبارت های كفرآمیز، در كتاب شیخی گری، ص 19 و بررسی عقاید و ادیان، مصطفی نورانی اردبیلی، ص 462، بخوانید.

21) دانشنامه ی جهان اسلام، ج 3، ص 120.

22) شیخی گری، ص 194.

23) شیخی گری، ص 87 - 88.

24) مكتب شیخیه، ص 44 - 45.

25) ر.ك: الشیخیه، ص 117 (به نقل از الاعتصام بحبل الله، شیخ محمّد خالصی، ص 8).

26) علاّمه سید محسن امین، در این رابطه می نویسد: (... الطائفة الشیخیة فی هذا الزمان معروفة و لهم مذاهب فاسدة و أكثر الفساد نشأ من أحد تلامذته السید كاظم الرّشتی والمنقول عن هذا السید مذاهب فاسدة لاأظنّ أنْ یقولَ الشیخ بها...). (أعیان الشیعه، ج 2، ص 590).

27) ر.ك: بررسی عقاید و ادیان، ص 463 - 466.

 منبع : مجله فرقه شناسی ، شماره 4

مطالب مرتبط
تفاوت عقاید شیخیه با شیعه
رکن رابع
فرقه‌های شیخیه
سید کاظم رشتی
ارتباط شیخیه با بابیت و بهائیت
بدن هورقلیایی
ائمه و آفرینش
آراء خاص شیخ احمد احسائی
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی