صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
فرقه بهره داوودی علائم دین آسمانیروزشمار تاریخ بهائیتتضعیف جایگاه عقلروشنگری های عزیه(خواهربهاءالله)نوکری استعمارعنصركلیدی تشكیلات بهاییاینفوگرافی عبدالبهاء
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 8 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 2,219 بازدید دیروز : 3,267 بازدید کننده ارمزو : 398 بازدید کننده دیروز : 499 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 6,752 بازدید ماه : 19,725 بازدید سال : 19,725 بازدید کلی : 19,725 ● اطلاعات شما آی پی : 34.237.124.210 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

عوامل پیدایش بهائیت

میکائیل
:
بازدید : 0

یكسرى اعتقادات خرافى و اوهامى كه رنگ مذهبى به خود گرفته بود در میان مردم رسوخ داشت و هر كس آن را قبول نمى كرد مورد لعن و تكفیر قرار مى گرفت.[34] در چنین فضایى، فرقه شیخیه طرح ایجاد ارتباط با معصومین (علیهم السلام)  در خواب و رویا و غیره را مطرح نمودند. به این ترتیب «سیدعلى محمد باب» خود را باب امام زمان(عج) قلمداد كرد و سپس با اعلام نسخ دین اسلام، به ابداع دین جدید و ادعاى پیغمبرى پرداخت.[35] بهائیت و كنشگران آن نیز این مسیر را ادامه مى دهند - و على رغم مجاهدت و فعالیت هاى مختلف روحانیت بیدار در مقابله و جلوگیرى از تحقق اهداف اصلى این مسلك سازى ها - به سبب جهل و فقر فرهنگى توده هاى مردم، گروهى را جذب مى نمایند. در واقع جهت گیرى كلى ایدئولوژى این فرقه جداسازى ملت ایران از مراجع تقلید و مشغول كردن آنان به مكتبى ساخته بشر و سرشار از جنبه هاى غیرعقلانى است و در نهایت گرایش به این ایدئولوژى موجب جداشدن مردم از دین و دیندارى گردیده پیوستن به مكاتب غیردینى را تسهیل مى نماید. نمونه هاى این جداشدن از دین و دیندارى و گرایش به مكاتب سكولار از سوى كنشگران بهائیت در دوران مشروطه و پهلوى قابل مشاهده مى باشد.[36]

وضعیت اقتصادى :

اكثر مورخین از دوره قاجار به عنوان یكى از سیاهترین دوره هاى ایران یاد مى كنند؛ كشور در وضعیت اسفبارى به سر مى برد به طورى كه قحطى و ركود بازار همه جا را فرا گرفته بود. از طرفى بیمارى هاى واگیردار مانند وبا، طاعون و جنگ هاى داخلى و خارجى، هزاران نفر را از بین برده بود، این آفات، هم از شمار مردم مى كاست و هم بنیه و روحیه بازماندگان را تضعیف مى نمود، در نتیجه به اقتصاد كشور لطمه زیادى وارد شده بود. در چنین شرایط اقتصادى و با شكسته شدن روحیه مردم به علت شكست در جنگ ها...، احتمال گرایش مردم به روزنه امیدى كه منجى عالم بشریت باشد و جهان را پر از عدل و داد كرده و ریشه فقر را بخشكاند افزایش مى یافت[37] به همین خاطر عده اى از مردم به امید گشایش در امور اعتقادى، سیاسى، اقتصادى به وعده هاى مدعیان بابیت امیدوار شدند و بعدها نیز با حمایت استعمار و تبلیغات گسترده و خرج كردن پول هاى فراوان عده اى به طرفدارى از على محمد باب و میرزا حسینعلى بهاء ادامه داده و در نهایت به عنوان یك بهائى از جرگه مسلمانان خارج مى شدند.[38]

چنین وضعیتى در دوره هاى بعد نیز تداوم یافت چنانكه بخش قابل توجهى از بهائیان ایران روستائیان فقیرى بودند كه در روستاهاى اربابان و مالكان بهائى زندگى مى كردند. تعداد قابل توجهى از اینگونه روستاها در سراسر ایران وجود داشت كه یا ملك بهائیان ثروتمند بود یا از موقوفات بهائى به حساب آمدند.[39]

حضور بزرگ مالكان بهائى در تمامى دوران سلطنت پهلوى ادامه یافت. سیاست تقسیم اراضى دهه 1340 نیز این روند را تقویت نمود زیرا با سلب مالكیت از مالكان مسلمان و ایجاد آشفتگى در ساختار مالكیت و مدیریت روستایى راه را براى رشد بزرگ مالكان وابسته به دربار پهلوى - به ویژه بهائیان - هموار كرد. سلطه بهائیان بر دو نهاد اصلى متولى اراضى (اصلاحات ارضى و منابع طبیعى) عامل مهمى در تجدید ساختار مالكیت به سود اعضاى متنفذ فرقه بهائى بود.[40] و از این راه نهایت استفاده را در جهت گسترش فرقه انحرافى خود به كار مى بردند.

وضعیت اجتماعى :

از نظر اجتماعى نیز بروز این جنبش در ایران زمانى بود كه پس از جنگ ایران و روس به علت افزایش تماس با فرهنگ اروپایى، نوگرایى افكار بسیارى از متفكران و نیز عوام را به خود مشغول كرده بود و در نتیجه مخالفت با سنت هاى غلطى نظیر استبداد شاهان، زمینه براى ظهور حركت هاى اجتماعى فراهم شده بود. در چنین شرایطى جنبش هاى اصلاحى چندى در ایران شكل گرفتند و در این فضا برخى به فكر تغییر فرهنگ ملى حاكم و ایجاد نوآورى هاى مذهبى افتادند، در نتیجه این طرز تفكر بود كه فرقه هایى چون شیخیه و بهائیه در كنار مكاتب سكولار در ایران ظاهر شدند و همواره در مقابل حركت هاى احیاگر سنت هاى ملى - دینى ایستادند و حركت هاى سنت شكن را تأیید كردند.[41]

وضعیت سیاسى :

علاوه بر شرایط مطلوب و مناسب فوق، شرایط سیاسى آن روزگار نیز عاملى بسیار مهم در ظهور وتداوم این فرقه محسوب مى شود؛ سنگینى فشارهاى روز افزون و طاقت فرساى اقتصادى بر پیكر جامعه عصر قجر تنش هاى شدید و غیر قابل تحملى در مردم پدید آورد. دستگاه حاكمه در قالب فئودالیسم و یا فئودالیسم در قالب دستگاه حاكمه مردم را به بند كشید و برده گونه تمام حقوقشان را پایمال مى كرد. در آن زمان آن چه به حساب نمى آمد، مردم بودند و آن چه صرفاً مد نظر و هدف نهائى بود همانا منافع سران و زمامداران بود كه مملكت را ملك شخصى خویش برشمرده و دست به تاراج مى زدند. هر چه از زمان حكمرانى اهل زور و قدرت مى گذشت، ایران ضعیف تر و بیمارتر و مردم بیچاره تر و فقیرتر و ناتوان در انتظار راه چاره به هر درى و هر جایى مى زدند. نابودى و حراج مملكت به بهاى فقر و فلاكت ملت تنگناهاى شدید اجتماعى را به اوج رسانید. غفلت دولت مردان نسبت به تمام امور و بى بند و بارى كاخ نشینان دیگر جایى براى تحمل و تداوم روند چپاول باقى نگذاشت. مردم ایران از ظلم و بى عدالتى ها جداً به ستوه آمده بودند.[42]

علاوه بر ظلم و بى كفایتى پادشاهان قاجار در اداره امور كشور، نفوذ بى چون و چراى بیگانگان در ایران و فرمانبرى محض قاجار در برابر سلطه انگلیس و روسیه و باز گذاشتن دست بیگانگان در امور داخلى ایران و بالاخره شكست در جنگ هاى ایران و روس روحیه عمومى مردم ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داده و شكاف عمیقى بین دولت و ملت به وجود آورده بود.[43] در چنین وضعیتى تحقیر، فقر، گرسنگى و بیمارى ارمغانى بود براى مردم ایران كه زمینه را براى نوعى درون گرایى و كناره گیرى از امور اجتماعى در بین اقشار مختلف جامعه پدید آورد. اما در مقابل دربار كه از روى خوشگذرانى و زیاده طلبى نمى توانست از هزینه هاى خود كم كند به فساد مالى از قبیل رشوه گیرى و گرفتن مالیات مضاعف از مردم پرداخت. مضافاً اینكه در كنار آن چنین وانمود و القا مى شد كه این پیشامد باید اتفاق مى افتاد و راهى جز تسلیم در برابر مقدرات نمى باشد و در نتیجه مردم را به بى تفاوتى و اندیشه هاى خیال پردازانه اى نظیر بابیه و بهائیت گرایش داده تا در مقابل اتفاقات مقاومتى از خود نشان ندهند.[44]

از سوى دیگر جایگاه نهاد مذهبى در جامعه دوران قاجار و نحوه تعامل دستگاه سیاسى با آن، نقش مهمى در شكل گیرى و تداوم فرقه بهائیت و ریشه هاى اعتقادى و اجتماعى آن یعنى شیخیه و بابیه داشت؛ مراجع تقلید به عنوان رهبران واقعى ملت، اداره امور اجتماعى و اقتصادى آنان و امر قانون گذارى و قضاوت و تمشیت امور بین آنان را بر عهده داشتند. نفوذ این سازمان مذهبى از بالاترین نقطه سلسله مراتب ساخت سیاسى كشور تا قلب تك  تك آحاد شیعه گسترش داشت. آنان تنها پناهگاه مردم و حتى برخى صاحب منصبان حكومتى در مقابل دیكتاتورى و ظلم شاهان بودند.

به گفته «لمبتون» - پژوهشگر برجسته مسائل ایران - «بدین ترتیب نیروى طبقه روحانى تنها نیروى مقاوم در برابر رژیم مملكت بود»[45]. از این رو على رغم برخى همكارى هاى علماى برجسته شیعه با پادشاهان قاجار در جهت حفظ حقوق مردم و مصالح جامعه اسلامى، به دلیل ماهیت استبدادى و خودكامه نظام پادشاهى، اقتدار سیاسى حاكم به هیچ وجه نفوذ و اقتدار نهادهاى اصیل مذهبى را برنتابیده و همواره در صدد تضعیف آن به عنوان مهترین مانع در مقابل خودكامگى هاى خویش، بود و ایجاد بدعت در دین نیز مى توانست با تضعیف نهاد مذهبى از نفوذ و اقتدار آن بكاهد؛ از این روست كه فتحعلى شاه علاقه و ارادت زیادى به شیخ احمد احسایى مؤسس فرقه شیخیه نشان مى دهد.[46] و محمد شاه قاجار نیز به علت داشتن عقاید صوفیانه از علماى  شیعه كه رهبرى فكرى و اجتماعى داشتند، فاصله مى گیرد و بدین گونه تا سال هاى آخر سلطنت ناصرالدین شاه به موازات افزایش فاصله میان ملت و دولت، به شدت از نقش و جایگاه علماى شیعه در حكومت كاسته شد.

در چنین شرایطى باب با استفاده از كسوت روحانیت و اعتبار نیابت امام زمان(عج) و وضعیت اسفبار مردم و هدایت و حمایت عناصر بیگانه توانست عده اى را به خود جلب نموده و شورش هایى را در مقابل دولت رهبرى كند.[47]

پس از باب نیز فرقه مختلف بهائیت با هدایت دقیق و حمایت آشكار و پنهان استعمار رشد نموده و در مقابل هر دو اقتدار اصلى موجود در جامعه یعنى دولت و علماى شیعه ایستاد. گرچه این امر موجب طرد بهائیت و پیروان آن از ایران شده و بهائیت در خارج از ایران رشد مى یابد.[48] به موازات آن، رشد بهائیت در دوران سلطنت احمدشاه قاجار و رضاشاه و محمدرضا شاه پهلوى، كه بهائیان از نفوذ و حمایت فراوان در دستگاه دولتى برخوردار و توسط استعمارگران حمایت مى شدند، شدت مى یابد.

بیگانگان :

و بالاخره یكى دیگر از عوامل مهم، قدرت هاى استعمارى مى باشند كه نقشى آشكار و تأثیرگذار در پیدایش و تداوم بهائیت داشته و دارند. در پاسخ هاى بعدى به تبیین و بررسى این موضوع مى پردازیم.

 

 


 

[34]. على اصغر شمیم، ایران در دوره سلطنت قاجار، تهران: انتشارات مدبر، 1375، ص 272؛ على نصرى، نقدى بر اصول دوازده گانه بهائیت، اصفهان: گویا، 1382، ص 9.

[35]. بهائیت در ایران، سعید زاهد زاهدانى گفت وگو، فصلنامه موعود، ش 38.

[36]. بهائیت چیست؟، كانون رهپویان وصال شیراز، 1383، چاپ دوم؛ بهائیت در ایران، پیشین.

[37]. ر.ك: بهائیت در ایران، پیشین، صص 62-66.

[38]. سیدسعید زاهد زاهدانى، بهائیت در ایران، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1384، صص 55-77.

[39]. جستارهایى از تاریخ بهائیگرى در ایران، عبداللّه  شهبازى، وبلاگ نویسنده.

[40]. همان؛ ر.ك: اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت، تهران: مؤسسه تحقیقى رائین، بى تا، ص354.

[41]. بهائیت در ایران، فصلنامه موعود، شماره 38.

[42]. ر.ك: تاریخ جامع بهائیت، بهرام افراسیابى، انتشارات سخن، 1371.

[43]. ایران در دوره سلطنت قاجار، همان.

[44]. على نصرى، نقدى بر اصول دوازده گانه بهائیت، اصفهان: گویا، 1382، ص 9.

[45]. به نقل از: بهائیت در ایران، پیشین، ص 71.

[46]. ر.ك: حامد الگار، نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، تهران: توس، 1359، ص 95.

[47]. مصطفى حسینى طباطبائى، ماجراى باب و بهاء، تهران: روزنه، 1379، ص 45.

[48]. بهائیت در ایران، پیشین، ص 77.

 

مطالب مرتبط
انتظار پویا
انتظار فرج امام زمان (عج)
پیروان ادیان مختلف در عصر ظهور
نظر مرجع در رابطه با طهارت و نجاست بهائیتـ ؟؟
ویژگی های یاران امام زمان (عج)
یاران امام زمان (عج)
خروج دجال و سفیانى
دعاها و زیارات امام زمان عج
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی