صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
نحوه برخورد حضرت امام (ره) با بهائیت چگونه بود؟ و چه پیامدهایى داشت؟کتاب دو روی چهره هاسفرهای شیخ احمد احسائیخانه خاموشیكاتب عبدالبهاء وعلل تقریرخاطراتچرا تعداد ائمه دوازده نفر می باشد؟کتاب محاکمه و بررسی باب و بهاء جلد 1بهائیت شناسی 2
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 7 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 96 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 9 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 96 بازدید ماه : 96 بازدید سال : 29,207 بازدید کلی : 29,207 ● اطلاعات شما آی پی : 54.236.62.49 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

نیرنگ بی رنگ

میکائیل
:
بازدید : 2

فکر نمی‏کنیم خوانندگان ما در تمام عمرشان چنین کلام جامعی دیده یا شنیده باشند. جدا احسن به این فهم، آفرین به این چشم‏ بندی. بدون کوچکترین زحمت و رنج حاج محمد علی بابلی محمد بن عبدالله (ص) مکی و مدنی می‏شود و حتی عمامه ‏ی سفید را باز کرده شال سبز می‏بندد و در یک چشم بر هم زدن برگشته امام زمان می‏شود و صندوق قبر شیخ طبرسی در مازندران کعبه می‏گردد!! 

قدوس که قائم علیه‏ السلام شده به او تکیه کرده آیه ‏ای را که حضرت در هنگام ظهور به کعبه تکیه کرده تلاوت خواهد فرمود، می‏خواند. و برای اینکه بهاء نیز از این خوان گسترده‏ ی نعمت بی‏ نصیب نباشد یکی از مریدانش می‏گوید منظور قدوس از بقیةالله بهاء بود. 

در عین حال دبه درآورده می‏گویند مهدی موعود و قائم علیه‏ السلام سید علی‏ محمد است و حسینعلی رجعت حسینی و رجعت مسیح است.

 چشم باز و گوش باز و خود عمی‏

ای عجب از چشم‏بندی خدا

 عباس افندی تصریح می‏کند که اصحاب قلعه سیصد و سیزده نفر بودند اما از این بازیهای بعدی چیزی نقل نمی‏کند. 

خلاصه اصحاب قلعه با دستور بشرویه‏ ای با یک کوشش خستگی ناپذیر مشغول ساختن قلعه و تهیه و جمع‏ آوری آذوقه گردیدند. قلعه‏ ی محکمی ساختند و هر روز به اطراف چپاول زده هر چه به دستشان می‏رسید به یغما برده برای روزهای بعد اندوخته می‏کردند. 

از جمله بنا به نوشته‏ ی نقطة الکاف به ده - نظرخان - حمله برده صد و سی نفر اهالی آنجا را کشتند و بقیه فرار کردند بابیها هم ده را خراب کرده همه‏ ی اموال و آذوقه‏ ای که در ده بود به قلعه آوردند. 

در این اثناء مهدیقلی میرزا از طهران مأمور سرکوبی آنها شد و عباسقلی خان لاریجانی و دیگران نیز کمک کردند و در بین قشون دولتی و اهل قلعه مرتب جنگ می‏شد و تا بشرویه‏ ای زنده بود در نتیجه ‏ی کاردانی و مهارت وی همیشه اهل قلعه فاتح و پیروز می‏شدند. 

تا اینکه در یکی از جنگها عباسقلی‏خان او را هدف تیر قرار داد و زخمش چنان کاری افتاد که نتوانست مقاومت کند ناچار اصحاب خود را برداشته به قلعه بازگشت و تا به قلعه رسید افتاد و جان سپرد.

پس از مردن وی قدوس برادر کوچک او (حسین بشرویه‏ ای) را به جای وی به سمت فرماندهی برگزید و القاب و عناوینی را که ملا حسین با خون دل و قیمت جان تهیه کرده بود: از قبیل باب الباب، سیدالشهداء، و غیره آقای قدوس بزرگواری فرموده همه را به حسن بشرویه ‏ای بخشید ولی این اعطاء رایگان با میمنت نشد زیرا او نیز جان عزیز خود را در راه القاب پوچ گذاشت.

 

 

مطالب مرتبط
باب در بوشهر
مانکجی مأمور انگلیس در ایران
واقعه بدشت
داستان من یظهره الله
شناخت بهائیت در چند سطر
رضاشاه و بهائیت
معرفی اجمالی حسینعلی نوری3
بهاییت وسوء استفاده ازشعاریاصاحب الزمان2
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی