صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
علت نفوذ و گسترش شدید بهائیان در رژیم پهلوى چه بود؟(2)بهائیت و تبلیغ 1ائمه و آفرینششوقی افندی کیست؟احکام ساختگی علیمحمد شیرازی (باب)جاسوسان استکباردرایرانکتاب چهار شب جمعهتحری حقیقت در دیدگاه مستبصرین بهائی
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 227 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 15 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 227 بازدید ماه : 227 بازدید سال : 29,338 بازدید کلی : 29,338 ● اطلاعات شما آی پی : 54.236.62.49 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

ریاست طلبی و نفاق بهاء الله

میکائیل
:
بازدید : 2

تلخیص سخنان او چنین است: منطقه ی کردنشین سلیمانیه، سنی مذهب و درویش مسلک و در اعتقاد خود بسیار متعصب بودند. بهاءالله پس از ورود به هوای ریاست بر آنها به راحتی اعتقادات تشیع را زیر پا گذاشته و در کمال کفر و نفاق با اهانت به مولی الموحدین و ائمه معصومین علیهم السلام، خود را متعصب تر از آنها نشان داده شاید بر مسند ریاست و فرماندهی آنها نشیند. اما خیال خام او برگ و باری نمی دهد و مراشد و اقطاب آن دیار همچون شیخ طه و ابنای او و شیخ براکه و شیخ عبدالله و شیخ رضا و شیخ علی که هریک هزار ها مرید و فدوی جان نثار داشتند و سالها در آن سامان صاحب خانقاه و ریاست بودند جایی برای او نمی گذارند و آرزوی ریاست او به بار نمی نشیند و نقشه اش شکست می خورد. ناگزیر برای گذران عمرو خروج از تنهایی به درس دراویش و عرفا حاضر شده به تحصیل علوم غریبه می پردازد. به گفته ی عزیه در این دو سال روزگار را به سختی و مشقت می گذراند. کسی که هوای سلطنت در سر داشت و با ترور شاه قصد داشت سلطان ایران باشد یا لا اقل جای باب نشیند و رهبر بابیان باشد اینک آواره کوه و بیابان شده و اسیر غربت و ذلت گشته است. سرانجام طاقتش تمام شده و شیشه ی مرامش به سنگ خورده از صدمات روزگار به تنگ می آید و ناچار می شود که عریضه ای به برادرش ازل بنویسد و در کمال خاکساری و سر شکستگی از رفتار خائنانه ی خود عذر خواهی نموده به سبک مناجات طلب عفو و بخشش کند. 

به گزارش عزیه از این عریضه اغلب بزرگان بابی نسخه برداری نموده و نگه می دارند. بهاءالله در آخر آن عریضه با کمال ذلت از ازل می خواهد تا او را بخشیده دوباره به نزد خود بخواند تا بتواند کبوتر خانه ی او شود یا جزو مورچه ها و پشه های بیت او گردد(!!) و می گوید استخوان هایم خرد و ارکانم منهدم شده تقاضای بخشش دارم که تو بهترین بخشنده ای. 

عزیه می گوید او از راه انابه داخل شد و از گفته ها و کرده های قبل بر حسب ظاهر نادم و تائب گردید و ازل هم او را بخشید و دستور مراجعت داد و بر کارهای نخستینش باز گرداند. 

آنگاه عزیه خطاب به عبدالبها این چنین نتیجه گیری می کند:  " کسی که در کمال ذل و عجز و با نهایت خشوع و خشیت چنین عباراتی عرض نماید، سزاوار است که لوای غوایت افرازد و ساز مخالفت نوازد (یعنی دوباره خیانت کند و ازل را کنار بزند)؟(تنبیه النائمین، ص 10)

مطالب مرتبط
باب در بوشهر
مانکجی مأمور انگلیس در ایران
واقعه بدشت
داستان من یظهره الله
شناخت بهائیت در چند سطر
رضاشاه و بهائیت
معرفی اجمالی حسینعلی نوری3
بهاییت وسوء استفاده ازشعاریاصاحب الزمان2
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی