صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
احكام مخالف عقل در بهاییتفیلم از بهائیت منزجر شدمباب در بوشهرساینتولوژی و بهائیتانتقام امام زمان(عج)عبدالبهاءبهائیت و استعمارتشکیلات بهائیت در دوران پهلوی
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 5 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 353 بازدید دیروز : 1,696 بازدید کننده ارمزو : 39 بازدید کننده دیروز : 123 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 1 بازدید هفته : 2,049 بازدید ماه : 2,049 بازدید سال : 31,160 بازدید کلی : 31,160 ● اطلاعات شما آی پی : 3.232.129.123 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

خادمان صهیونیسم

میکائیل
:
بازدید : 4

پس از سقوط و تجزیه امپراطورى عثمانى، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس كه خود را «یك صهیونیست ریشه‏دار» مى‏خواند) به عنوان كمك به ایجاد «كانون ملى یهود» در فلسطین، مقدمات تأسیس دولت اسرائیل را فراهم سازد. در دوران قیمومت نیز تشكیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژه‏اى برخوردار بود. به نوشتهِ شوقى افندى: در آن دوران، «شعبه‏اى به نام موقوفات بهائى در فلسطین دایر گشت» و «هر چیزى كه به نام مقام متبركه بهائى از اطراف عالم به اراضى مقدسه مى‏رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمركى معاف بود و همچنین موقوفات بهائى از پرداخت مالیات معاف بودند...».(همان، فروردین 1329، ش 12، ص 540 آهنگ بدیع، سال 1330، ش 3، ص 53.)پیدا است كه استعمار «سوداگر و فزونخواه» بریتانیا این امتیازات را رایگان در اختیار بهائیت قرار نمى‏دهد. طبعاً سران بهائیت خدمت شایان توجهى براى انگلستان و صهیونیسم انجام داده بودند كه مستحق این همه عنایت و توجه ویژه شده بودند. براى درك بیشتر این خدمات باید كمى به عقب برگردیم: هرتزل مى‏كوشد كه موافقت سلطان عبدالحمید را براى ایجاد یك مستعمره‏ نشین صهیونیستى در فلسطین جلب كند، ولى او مخالفت مى كند و حتى از پذیرش هیئت صهیونیستى به ریاست «مزراحى قاصو» كه به همین منظور (همراه پیشنهادهاى جذاب و فریبنده) عازم باب عالى است تن مى‏زند. او «همچنین یهودیان را مجبور مى‏سازد كه به جاى اجازه‏نامه‏هاى معمولى، اجازه‏نامه‏هاى سرخ‏رنگ حمل كنند تا از ورود قاچاقى آنان و سكونتشان در سرزمین فلسطین جلوگیرى شود».(اطلاعات سیاسى دیپلماتیك، سال 1، ش 12، 28 خرداد 65، ص 6)

 و سرانجام به دلیل همین مخالفتها است كه به قول صلاح زواوى (سفیر سابق فلسطین در تهران): «سلطان عبدالحمید... تخت خود را به بهاى موضع خویش در قبال فلسطین از دست داد».( همان، ص 6) سالها بعد در اواخر جنگ جهانى اول با شكست عثمانى، زمینهِ رخنهِ صهیونیسم به فلسطین فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (نوامبر 1917) جیمز بالفور، وزیر خارجهِ لندن، مساعدت بریتانیا به طرح تشكیل كانون ملى یهود در فلسطین را به صهیونیستها مى‏دهد (اعلامیهِ مشهور بالفور به روچیلد).

در این حال فرمانده كل قواى عثمانى كه از نقشه‏هاى بریتانیا و صهیونیسم در مورد منطقهِ فلسطین اطلاع دارد، و عباس افندى و یاران وى را نیز در شامات و عراق و... دست اندر كار كمك به ارتش بریتانیا مى‏بیند، تصمیم به قتل وى و انهدام مراكز بهائى در حیفا و عكا مى‏گیرد، چرا كه از نقش این فرقه و رهبر آن در تحقق توطئه‏ها آگاه است. شوقى‏افندى رهبر بهائیان در این زمینه در كتاب قرن بدیع به صراحت خاطرنشان مى‏سازد كه: جمال پاشا (فرمانده كل قواى عثمانى) تصمیم گرفت عباس افندى را به جرم جاسوسى اعدام كند.( شوقى‏افندى، قرن بدیع، تهران، مؤسسه ملى مطبوعات امرى، 291/ 3) دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدى از پیشواى بهائیان برمى‏خیزد و لرد بالفور تلگرافى به ژنرال آللنبى فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقهِ فلسطین) دستور مى‏دهد كه در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش بكوشد (همان، ص 297) و امپراتورى بریتانیا، در تكمیل این اقدامات، توسط همین ژنرال آللنبى به عباس افندى لقب سر) Sir ( و نشان شوالیه‏گرى) Knighthood ( اعطا مى‏كند.( همان، 214/ 2)

  چندى بعد عباس افندى از دنیا مى‏رود و در حیفا به خاك سپرده مى‏شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه‏ ها و كنسولگریهاى انگلیس در خاورمیانه اظهار تأسف و همدردى كرده و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامى براى سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و كمیسر عالى انگلیس در فلسطین) صادر مى‏كند و از او مى‏خواهد مراتب همدردى و تسلیت حكومت انگلیس را به خانوادهِ عباس افندى ابلاغ كند.( همان، 321/ 3) ساموئل خود با دستیارانش در تشییع جنازهِ عبدالبهاء حاضر شده و مقدم بر همهِ شركت كنندگان حركت مى‏كند. (ایام: شرح ماجرا در مقالهِ «دوستان انگلو- صهیون عباس افندى» آمده است).

تأسیس اسرائیل و منافع مشترك «بهاء صهیون»

تشكیل رژیم اشغالگر قدس سال 1948 در زمان حیات شوقى‏افندى اتفاق افتاد. قبل از آن در سال 1947، سازمان ملل كمیته‏اى را براى رسیدگى به مسئله فلسطین تشكیل داد. شوقى در 14 جولاى 1947، طى نامه‏اى به رئیس كمیته مزبور بر مطالب جالب توجهى از منافع مشترك بهائیت و صهیونیسم تأكید ورزید و ضمن مقایسهِ منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودیها در فلسطین نتیجه گرفت كه: «تنها یهودیان هستند كه علاقهِ آنها نسبت به فلسطین تا اندازه‏اى قابل قیاس با علاقهِ بهائیان به این كشور است زیرا كه در اورشلیم، بقایاى معبد مقدسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم، آن شهر مركز مؤسسات مذهبى و سیاسى آنان بوده است...».(اخبار امرى، آبان 1326، ص 130 و بهائى نیوز، سپتامبر 1947 و همچنین نگاه كنید به: سید محمدباقر نجفى، بهائیان، چاپ اول، طهورى، 1357، صص 689- 691.)

14 مى 1948 انگلستان به قیمومت فلسطین پایان داد و همان روز شوراى ملى یهود در تل‏آویو تشكیل شد و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام كرد. پس از آن شوقى‏افندى در پیام نوروز سال 108 بدیع (1330 ش) نظر مثبت خود و قاطبهِ بهائیان را پیرامون تأسیس اسرائیل این چنین تصریح كرد: «... مصداق وعدهِ الهى به ابناء خلیل و وارث كلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس، مستقر و به استقلال و اصالت آیین» بهائى «مقر، و به ثبت عقدنامه بهائى و معافیت كافهِ موقوفات» بهائى در عكا و جبل كرمل و لوازم ضروریهِ بناى» مرقد باب «از رسوم» یعنى عوارض و مالیات «دولت» و «اقرار به رسمیت ایام» تعطیلى بهائیان «موفق و مؤید» شده است...( شوقى‏افندى، توقیعات مباركه، تهران: مؤسسه ملى مطبوعات امرى، بدیع 125، ص 290.)

وى همچنین در تلگراف مربوط به تشكیل هیئت بین‏المللى بهائى (بیت‏العدل بعدى) مورخ 9 ژانویه 1951 (1329 ش) تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگوییهاى حسینعلى بهاء و عباس افندى شمرد( آهنگ بدیع، سال 1333، ش 3، ص 7)

و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل ارتباط مستقیم برقرار كرد و سه علت براى تأسیس این هیئت بیان داشت كه در راس آنها، تأسیس اسرائیل بود. (همان، سال 1333، ش 3، ص 7.)

این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است، زیرا چه رابطه‏ اى است میان مؤسسه‏ اى كه قرار است به عنوان بیت‏ العدل، رهبرى بهائیان را بر عهده گیرد با تأسیس یك رژیم نامشروع و جعلى؟ شوقى سه وظیفه را براى آن هیئت برمى‏شمارد كه در راس آنها: ایجاد روابط با اولیاى حكومت اسرائیل قرار دارد و وظیفهِ سوم نیز «ورود در مذاكره با اولیاى امور كشورى در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه» است. (همان، سال 1333، ش 3، ص 7.)

او در جاى دیگر «استحكام روابط با امناى دولت جدیدالتأسیس [اسرائیل‏] در این ارض» را جزء وظایف هیئت بین‏المللى بهائى مى‏داند و عنوان مى‏كند كه این هیئت «مقدمه تشكیل اولین محكمه رسمى... و منتهى به تأسیس دیوان عدل الهى... خواهد گشت.»(همان، سال 1323، ش 3، ص 8.)بدین‏ترتیب، شوقى‏افندى به عنوان «مبتكر ارتباط صمیمانه با اسرائیل»( اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت...، مؤسسه تحقیقاتى رائین، ص 169.) پس از تأسیس این رژیم، روابطى را با آن بنا مى‏نهد كه فصل مشترك آن، حمایت و اعتماد دوجانبه مى‏باشد زیرا او تأسیس اسرائیل را «مصداق وعدهِ الهى به ابناء خلیل و وراث كلیم، ظاهر و باهر» مى‏خواند.( شوقى افندى، توقیعات مباركه، همان، ص 290).

هیئت بین‏ المللى بهائى (جنین بیت‏ العدل) در نامه‏اى كه 1 ژوئیهِ 1952 براى محفل ملى بهائیان ایران ارسال كرد به رابطه صمیمانه شوقى با دولت اشغالگر صهیونیستى اذعان مى‏كند: «روابط حكومت [اسرائیل‏] با حضرت ولى امرالله [شوقى‏ افندى‏] و هیأت بین‏ المللى بهائى، دوستانه و صمیمانه است و فى‏ الحقیقه جاى بسى خوشوقتى است كه راجع به شناسایى امر [بهائیت‏] در ارض اقدس [فلسطین اشغالى‏] موفقیتهایى حاصل گردیده است».( اخبار امرى، شهریور 1331، ش 5، ص 16)

اما بشنوید از بن‏گوریون (نخست‏وزیر اسرائیل، و رئیس جناح تندرو و به اصطلاح «بازها» ى آن كشور). بن‏گوریون این صمیمت را میان رژیم اسرائیل و قاطبهِ بهائیان، گسترده مى‏داند. در نشریهِ رسمى محفل ملى بهائیان ایران مى‏خوانیم: «با نهایت افتخار و مسرّت، بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیاى امور دولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان مى‏رسانیم و در ملاقات با بن‏گوریون نخست‏وزیر اسرائیل، احساسات صمیمانه بهائیان را براى پیشرفت دولت مزبور به او نمودند و او در جواب گفته است: از ابتداى تأسیس حكومت اسرائیل، بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل داشته‏اند». (جواد منصورى، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، مركز اسناد انقلاب اسلامى، چاپ اول، 332/ 1 به نقل از: اخبار امرى، سال 1330، ش 5، صفحات 8 و 14.)

در همین راستا، اسرائیل امكانات ویژه‏اى در اختیار فرقهِ ضاله قرار مى‏دهد كه شوقى در پیام آوریل 1954 (1333) گوشه‏اى از آن را برشمرد. از جمله اینكه، دولت اسرائیل شعبه‏هاى محافل ملى بهائیان بعضى كشورها (نظیر انگلیس و ایران و كانادا) در فلسطین اشغالى را نیز به رسمیت شناخت تا امكان فعالیت مستقل داشته باشند.( اخبار امرى، مرداد شهریور 1333، ش 4- 5، صص 2- 5).وى سپس مطالبى را بیان داشت كه نشانگر آن است كه شاید رژیم صهیونیستى براى هیچ گروه دیگرى این قدر اهتمام نداشته و این از ارزش و اهمیت بهائیت براى آنان حكایت دارد: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست‏وزیر و 5 تن از وزراى كابینه و همچنین رئیس پارلمان آن كشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه ادارهِ مخصوصى به نام ادارهِ بهائى در وزارت ادیان تأسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمى در پارلمان ایراد [كرد] و جنبهِ بین‏المللى امرو اهمیت مركز جهانى بهائى را تصریح نمود و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسماً مقام مقدس اعلى را زیارت نماید».( همان، مرداد شهریور 1333، ش 4- 5، صص 2- 5.)

بتدریج نتایج ملاقاتهاى سیاسى، جنبه ‏هاى ملموس و عینى خود را نشان داد. یكى از نزدیكان شوقى پس از ذكر حمایتهاى حاكم انگلیسى فلسطین از بهائیان، به عنایات صهیونیستها اشاره كرده و مى‏ گوید: «الان هم دولت اسرائیل همان روش را اتخاذ نموده و دستور رسمى داده شده است كه از كلیه عوارض و مالیاتها معاف باشند».( همان، فروردین 1329، ش 12، ص 540.)

البته دامنهِ حمایتها تنها بدینجا محدود نمى ‏شد، بلكه معافیت از مالیات، «بعداً شامل بیت مبارك حضرت عبدالبهاء و مسافرخانهِ شرقى و غربى نیز گردید... عقدنامه بهائى به رسمیت شناخته شد، وزارت ادیان، قصر مزرعه را تسلیم نمود و وزارت معارف اسرائیل، ایام متبركه بهائى را به رسمیت شناخت».( سالنامه جوانان بهائى ایران، ج 3 (108- 109 بدیع)، ص 130).

گفتنى است كه حكومت اسرائیل قصر مزرعه را براى سازمانهاى دیگرى در نظر گرفته بود، اما با پیگیریهاى شوقى و مراجعهِ مستقیمش به روِساى حكومت اسرائیل، به این فرقه اختصاص یافت. (آهنگ بدیع، سال 1339، ش 8- 10 (ویژه‏نامه شوقى‏افندى)، ص 219.)

در تقویت بهائیت، البته سران رژیم صهیونیستى نیز نقش داشتند و مثلاً پروفسور نرمان نیویچ، از شخصیتهاى سیاسى و حقوقى دولت اسرائیل و دادستان اسبق حكومت فلسطینى، در زمان مسئولیتش، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمى (اسلام مسیحیت و یهودى) به رسمیت شناخت.( رائین، همان، صص 170-. 171 به نقل از قرن بدیع، قسمت چهارم، ص. 162)

در 30 سال اخیر نیز بهائیان و رژیم صهیونیستى روابط خود را ادامه داده و نسبت به گذشته، عمق و گستردگى بیشترى بخشیده‏اند كه بحث از آن مجال دیگرى مى‏طلبد.

شواهد فراوان فوق، بروشنى و به نحوى غیر قابل تردید، از ارتباط عمیق و گسترده میان بهائیت و صهیونیسم، بویژه رژیم اشغالگر فلسطین، حكایت دارد.

عجیب است كه بهائیان در سایتها و رسانه‏هاى مربوط به خویش، در مقابل سؤال (یا اعتراض) نسبت به پیوند این فرقه با اسرائیل، با جسارت «كبك‏وار» ادعا مى‏كنند كه هیچ رابطه‏اى بین این فرقه با صهیونیسم و اشغالگران فلسطین وجود ندارد و تمركز بیت العدل اعظم بهائیان در اسرائیل پدیده‏اى كاملاً تصادفى است و هیچ ارتباطى به علائق و منافع مشترك طرفین ندارد. این شواهد بیش و پیش از همه، حجت را بر افراد عادى بهائیت تمام مى‏كند كه حكم پیاده‏نظام، سپر، خاكریز و گوشت دم توپ را براى سران فرقه بازى مى‏كنند. آنان باید بدانند كه رهبران آنها چه وابستگى و پیوستگى عمیقى با صهیونیستهاى غاصب و خون‏آشام دارند؟ و از تشكیلات خود بخواهند كه بابت این همه وابستگى به جنایتكاران اشغالگر، توضیح قانع كننده بدهند.

با توجه به روابط وسیع و صمیمانه و اعتماد مشتركى كه میان صهیونیسم و بهائیت وجود دارد، طبیعى است كه جهان اسلام و آزادگان عالم، به حضور عناصر این تشكیلات در بین خود با دیدهِ سوءظن نگریسته و با آنان برخورد طردآمیز پیش بگیرند و متقابلاً بدیهى است كه وقتى بهائیت، كاكل خود را این‏گونه محكم به زلف صهیونیسم گره مى‏زند، نمى‏تواند ادعا كند كه استقرار مركزیت این تشكیلات در اسرائیل، صرفاً به دلیل قرار داشتن قبور سران فرقه در فلسطین اشغالى بوده و به این دلیل است كه اسرائیل به عنوان قبلهِ اهل بهاء برگزیده شده است.

با وجود این پیوند عمیق، بدیهى است كه بهائیان باید در هزینه ‏هایى كه اسرائیل و صهیونیسم جهانى (در برابر خروش انقلابى مظلومان و محرومان جهان) مى‏پردازند، سهیم و شریك باشند.

 

مطالب مرتبط
انقلاب اسلامی و بهائیت
نقدهای وارده بربهاییت2
نقدهای وارده بربهاییت1
حزب سیاسی بهاییت
یاران ابلیس1
شعارصلح عمومی
بهاییت وجلب اعتمادكامل اسرائیل
ایادی امرالله
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی