صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
حق انتخاب همسر در بهائیتبهائیت، فرقه یا دین؟ 1اخلاق جنسی بهائیتکتاب الفاضلیه جلد 3بهائیت شناسی 1كدامیك از كشورهاى استعمارى به صورت عمده در جریان سازى بهائیت نقش داشتند؟(1)وظیفه منتظران (2) باب وانكارادعاهایش درمناظره با علما
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 373 بازدید دیروز : 2,521 بازدید کننده ارمزو : 69 بازدید کننده دیروز : 424 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 7,427 بازدید ماه : 20,400 بازدید سال : 20,400 بازدید کلی : 20,400 ● اطلاعات شما آی پی : 3.235.108.188 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

خادمان صهیونیسم

میکائیل
:
بازدید : 3

پس از سقوط و تجزیه امپراطورى عثمانى، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس كه خود را «یك صهیونیست ریشه‏دار» مى‏خواند) به عنوان كمك به ایجاد «كانون ملى یهود» در فلسطین، مقدمات تأسیس دولت اسرائیل را فراهم سازد. در دوران قیمومت نیز تشكیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژه‏اى برخوردار بود. به نوشتهِ شوقى افندى: در آن دوران، «شعبه‏اى به نام موقوفات بهائى در فلسطین دایر گشت» و «هر چیزى كه به نام مقام متبركه بهائى از اطراف عالم به اراضى مقدسه مى‏رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمركى معاف بود و همچنین موقوفات بهائى از پرداخت مالیات معاف بودند...».(همان، فروردین 1329، ش 12، ص 540 آهنگ بدیع، سال 1330، ش 3، ص 53.)پیدا است كه استعمار «سوداگر و فزونخواه» بریتانیا این امتیازات را رایگان در اختیار بهائیت قرار نمى‏دهد. طبعاً سران بهائیت خدمت شایان توجهى براى انگلستان و صهیونیسم انجام داده بودند كه مستحق این همه عنایت و توجه ویژه شده بودند. براى درك بیشتر این خدمات باید كمى به عقب برگردیم: هرتزل مى‏كوشد كه موافقت سلطان عبدالحمید را براى ایجاد یك مستعمره‏ نشین صهیونیستى در فلسطین جلب كند، ولى او مخالفت مى كند و حتى از پذیرش هیئت صهیونیستى به ریاست «مزراحى قاصو» كه به همین منظور (همراه پیشنهادهاى جذاب و فریبنده) عازم باب عالى است تن مى‏زند. او «همچنین یهودیان را مجبور مى‏سازد كه به جاى اجازه‏نامه‏هاى معمولى، اجازه‏نامه‏هاى سرخ‏رنگ حمل كنند تا از ورود قاچاقى آنان و سكونتشان در سرزمین فلسطین جلوگیرى شود».(اطلاعات سیاسى دیپلماتیك، سال 1، ش 12، 28 خرداد 65، ص 6)

 و سرانجام به دلیل همین مخالفتها است كه به قول صلاح زواوى (سفیر سابق فلسطین در تهران): «سلطان عبدالحمید... تخت خود را به بهاى موضع خویش در قبال فلسطین از دست داد».( همان، ص 6) سالها بعد در اواخر جنگ جهانى اول با شكست عثمانى، زمینهِ رخنهِ صهیونیسم به فلسطین فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (نوامبر 1917) جیمز بالفور، وزیر خارجهِ لندن، مساعدت بریتانیا به طرح تشكیل كانون ملى یهود در فلسطین را به صهیونیستها مى‏دهد (اعلامیهِ مشهور بالفور به روچیلد).

در این حال فرمانده كل قواى عثمانى كه از نقشه‏هاى بریتانیا و صهیونیسم در مورد منطقهِ فلسطین اطلاع دارد، و عباس افندى و یاران وى را نیز در شامات و عراق و... دست اندر كار كمك به ارتش بریتانیا مى‏بیند، تصمیم به قتل وى و انهدام مراكز بهائى در حیفا و عكا مى‏گیرد، چرا كه از نقش این فرقه و رهبر آن در تحقق توطئه‏ها آگاه است. شوقى‏افندى رهبر بهائیان در این زمینه در كتاب قرن بدیع به صراحت خاطرنشان مى‏سازد كه: جمال پاشا (فرمانده كل قواى عثمانى) تصمیم گرفت عباس افندى را به جرم جاسوسى اعدام كند.( شوقى‏افندى، قرن بدیع، تهران، مؤسسه ملى مطبوعات امرى، 291/ 3) دولت انگلستان نیز متقابلاً به حمایت جدى از پیشواى بهائیان برمى‏خیزد و لرد بالفور تلگرافى به ژنرال آللنبى فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقهِ فلسطین) دستور مى‏دهد كه در حفظ و صیانت عبدالبهاء و عائله و دوستانش بكوشد (همان، ص 297) و امپراتورى بریتانیا، در تكمیل این اقدامات، توسط همین ژنرال آللنبى به عباس افندى لقب سر) Sir ( و نشان شوالیه‏گرى) Knighthood ( اعطا مى‏كند.( همان، 214/ 2)

  چندى بعد عباس افندى از دنیا مى‏رود و در حیفا به خاك سپرده مى‏شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه‏ ها و كنسولگریهاى انگلیس در خاورمیانه اظهار تأسف و همدردى كرده و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامى براى سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و كمیسر عالى انگلیس در فلسطین) صادر مى‏كند و از او مى‏خواهد مراتب همدردى و تسلیت حكومت انگلیس را به خانوادهِ عباس افندى ابلاغ كند.( همان، 321/ 3) ساموئل خود با دستیارانش در تشییع جنازهِ عبدالبهاء حاضر شده و مقدم بر همهِ شركت كنندگان حركت مى‏كند. (ایام: شرح ماجرا در مقالهِ «دوستان انگلو- صهیون عباس افندى» آمده است).

تأسیس اسرائیل و منافع مشترك «بهاء صهیون»

تشكیل رژیم اشغالگر قدس سال 1948 در زمان حیات شوقى‏افندى اتفاق افتاد. قبل از آن در سال 1947، سازمان ملل كمیته‏اى را براى رسیدگى به مسئله فلسطین تشكیل داد. شوقى در 14 جولاى 1947، طى نامه‏اى به رئیس كمیته مزبور بر مطالب جالب توجهى از منافع مشترك بهائیت و صهیونیسم تأكید ورزید و ضمن مقایسهِ منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودیها در فلسطین نتیجه گرفت كه: «تنها یهودیان هستند كه علاقهِ آنها نسبت به فلسطین تا اندازه‏اى قابل قیاس با علاقهِ بهائیان به این كشور است زیرا كه در اورشلیم، بقایاى معبد مقدسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم، آن شهر مركز مؤسسات مذهبى و سیاسى آنان بوده است...».(اخبار امرى، آبان 1326، ص 130 و بهائى نیوز، سپتامبر 1947 و همچنین نگاه كنید به: سید محمدباقر نجفى، بهائیان، چاپ اول، طهورى، 1357، صص 689- 691.)

14 مى 1948 انگلستان به قیمومت فلسطین پایان داد و همان روز شوراى ملى یهود در تل‏آویو تشكیل شد و تأسیس دولت اسرائیل را اعلام كرد. پس از آن شوقى‏افندى در پیام نوروز سال 108 بدیع (1330 ش) نظر مثبت خود و قاطبهِ بهائیان را پیرامون تأسیس اسرائیل این چنین تصریح كرد: «... مصداق وعدهِ الهى به ابناء خلیل و وارث كلیم، ظاهر و باهر، و دولت اسرائیل در ارض اقدس، مستقر و به استقلال و اصالت آیین» بهائى «مقر، و به ثبت عقدنامه بهائى و معافیت كافهِ موقوفات» بهائى در عكا و جبل كرمل و لوازم ضروریهِ بناى» مرقد باب «از رسوم» یعنى عوارض و مالیات «دولت» و «اقرار به رسمیت ایام» تعطیلى بهائیان «موفق و مؤید» شده است...( شوقى‏افندى، توقیعات مباركه، تهران: مؤسسه ملى مطبوعات امرى، بدیع 125، ص 290.)

وى همچنین در تلگراف مربوط به تشكیل هیئت بین‏المللى بهائى (بیت‏العدل بعدى) مورخ 9 ژانویه 1951 (1329 ش) تأسیس اسرائیل را تحقق پیشگوییهاى حسینعلى بهاء و عباس افندى شمرد( آهنگ بدیع، سال 1333، ش 3، ص 7)

و سپس بین ایجاد این هیئت و تأسیس اسرائیل ارتباط مستقیم برقرار كرد و سه علت براى تأسیس این هیئت بیان داشت كه در راس آنها، تأسیس اسرائیل بود. (همان، سال 1333، ش 3، ص 7.)

این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است، زیرا چه رابطه‏ اى است میان مؤسسه‏ اى كه قرار است به عنوان بیت‏ العدل، رهبرى بهائیان را بر عهده گیرد با تأسیس یك رژیم نامشروع و جعلى؟ شوقى سه وظیفه را براى آن هیئت برمى‏شمارد كه در راس آنها: ایجاد روابط با اولیاى حكومت اسرائیل قرار دارد و وظیفهِ سوم نیز «ورود در مذاكره با اولیاى امور كشورى در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه» است. (همان، سال 1333، ش 3، ص 7.)

او در جاى دیگر «استحكام روابط با امناى دولت جدیدالتأسیس [اسرائیل‏] در این ارض» را جزء وظایف هیئت بین‏المللى بهائى مى‏داند و عنوان مى‏كند كه این هیئت «مقدمه تشكیل اولین محكمه رسمى... و منتهى به تأسیس دیوان عدل الهى... خواهد گشت.»(همان، سال 1323، ش 3، ص 8.)بدین‏ترتیب، شوقى‏افندى به عنوان «مبتكر ارتباط صمیمانه با اسرائیل»( اسماعیل رائین، انشعاب در بهائیت...، مؤسسه تحقیقاتى رائین، ص 169.) پس از تأسیس این رژیم، روابطى را با آن بنا مى‏نهد كه فصل مشترك آن، حمایت و اعتماد دوجانبه مى‏باشد زیرا او تأسیس اسرائیل را «مصداق وعدهِ الهى به ابناء خلیل و وراث كلیم، ظاهر و باهر» مى‏خواند.( شوقى افندى، توقیعات مباركه، همان، ص 290).

هیئت بین‏ المللى بهائى (جنین بیت‏ العدل) در نامه‏اى كه 1 ژوئیهِ 1952 براى محفل ملى بهائیان ایران ارسال كرد به رابطه صمیمانه شوقى با دولت اشغالگر صهیونیستى اذعان مى‏كند: «روابط حكومت [اسرائیل‏] با حضرت ولى امرالله [شوقى‏ افندى‏] و هیأت بین‏ المللى بهائى، دوستانه و صمیمانه است و فى‏ الحقیقه جاى بسى خوشوقتى است كه راجع به شناسایى امر [بهائیت‏] در ارض اقدس [فلسطین اشغالى‏] موفقیتهایى حاصل گردیده است».( اخبار امرى، شهریور 1331، ش 5، ص 16)

اما بشنوید از بن‏گوریون (نخست‏وزیر اسرائیل، و رئیس جناح تندرو و به اصطلاح «بازها» ى آن كشور). بن‏گوریون این صمیمت را میان رژیم اسرائیل و قاطبهِ بهائیان، گسترده مى‏داند. در نشریهِ رسمى محفل ملى بهائیان ایران مى‏خوانیم: «با نهایت افتخار و مسرّت، بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیاى امور دولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان مى‏رسانیم و در ملاقات با بن‏گوریون نخست‏وزیر اسرائیل، احساسات صمیمانه بهائیان را براى پیشرفت دولت مزبور به او نمودند و او در جواب گفته است: از ابتداى تأسیس حكومت اسرائیل، بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل داشته‏اند». (جواد منصورى، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد، مركز اسناد انقلاب اسلامى، چاپ اول، 332/ 1 به نقل از: اخبار امرى، سال 1330، ش 5، صفحات 8 و 14.)

در همین راستا، اسرائیل امكانات ویژه‏اى در اختیار فرقهِ ضاله قرار مى‏دهد كه شوقى در پیام آوریل 1954 (1333) گوشه‏اى از آن را برشمرد. از جمله اینكه، دولت اسرائیل شعبه‏هاى محافل ملى بهائیان بعضى كشورها (نظیر انگلیس و ایران و كانادا) در فلسطین اشغالى را نیز به رسمیت شناخت تا امكان فعالیت مستقل داشته باشند.( اخبار امرى، مرداد شهریور 1333، ش 4- 5، صص 2- 5).وى سپس مطالبى را بیان داشت كه نشانگر آن است كه شاید رژیم صهیونیستى براى هیچ گروه دیگرى این قدر اهتمام نداشته و این از ارزش و اهمیت بهائیت براى آنان حكایت دارد: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست‏وزیر و 5 تن از وزراى كابینه و همچنین رئیس پارلمان آن كشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه ادارهِ مخصوصى به نام ادارهِ بهائى در وزارت ادیان تأسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمى در پارلمان ایراد [كرد] و جنبهِ بین‏المللى امرو اهمیت مركز جهانى بهائى را تصریح نمود و در اثر این جریانات، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسماً مقام مقدس اعلى را زیارت نماید».( همان، مرداد شهریور 1333، ش 4- 5، صص 2- 5.)

بتدریج نتایج ملاقاتهاى سیاسى، جنبه ‏هاى ملموس و عینى خود را نشان داد. یكى از نزدیكان شوقى پس از ذكر حمایتهاى حاكم انگلیسى فلسطین از بهائیان، به عنایات صهیونیستها اشاره كرده و مى‏ گوید: «الان هم دولت اسرائیل همان روش را اتخاذ نموده و دستور رسمى داده شده است كه از كلیه عوارض و مالیاتها معاف باشند».( همان، فروردین 1329، ش 12، ص 540.)

البته دامنهِ حمایتها تنها بدینجا محدود نمى ‏شد، بلكه معافیت از مالیات، «بعداً شامل بیت مبارك حضرت عبدالبهاء و مسافرخانهِ شرقى و غربى نیز گردید... عقدنامه بهائى به رسمیت شناخته شد، وزارت ادیان، قصر مزرعه را تسلیم نمود و وزارت معارف اسرائیل، ایام متبركه بهائى را به رسمیت شناخت».( سالنامه جوانان بهائى ایران، ج 3 (108- 109 بدیع)، ص 130).

گفتنى است كه حكومت اسرائیل قصر مزرعه را براى سازمانهاى دیگرى در نظر گرفته بود، اما با پیگیریهاى شوقى و مراجعهِ مستقیمش به روِساى حكومت اسرائیل، به این فرقه اختصاص یافت. (آهنگ بدیع، سال 1339، ش 8- 10 (ویژه‏نامه شوقى‏افندى)، ص 219.)

در تقویت بهائیت، البته سران رژیم صهیونیستى نیز نقش داشتند و مثلاً پروفسور نرمان نیویچ، از شخصیتهاى سیاسى و حقوقى دولت اسرائیل و دادستان اسبق حكومت فلسطینى، در زمان مسئولیتش، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمى (اسلام مسیحیت و یهودى) به رسمیت شناخت.( رائین، همان، صص 170-. 171 به نقل از قرن بدیع، قسمت چهارم، ص. 162)

در 30 سال اخیر نیز بهائیان و رژیم صهیونیستى روابط خود را ادامه داده و نسبت به گذشته، عمق و گستردگى بیشترى بخشیده‏اند كه بحث از آن مجال دیگرى مى‏طلبد.

شواهد فراوان فوق، بروشنى و به نحوى غیر قابل تردید، از ارتباط عمیق و گسترده میان بهائیت و صهیونیسم، بویژه رژیم اشغالگر فلسطین، حكایت دارد.

عجیب است كه بهائیان در سایتها و رسانه‏هاى مربوط به خویش، در مقابل سؤال (یا اعتراض) نسبت به پیوند این فرقه با اسرائیل، با جسارت «كبك‏وار» ادعا مى‏كنند كه هیچ رابطه‏اى بین این فرقه با صهیونیسم و اشغالگران فلسطین وجود ندارد و تمركز بیت العدل اعظم بهائیان در اسرائیل پدیده‏اى كاملاً تصادفى است و هیچ ارتباطى به علائق و منافع مشترك طرفین ندارد. این شواهد بیش و پیش از همه، حجت را بر افراد عادى بهائیت تمام مى‏كند كه حكم پیاده‏نظام، سپر، خاكریز و گوشت دم توپ را براى سران فرقه بازى مى‏كنند. آنان باید بدانند كه رهبران آنها چه وابستگى و پیوستگى عمیقى با صهیونیستهاى غاصب و خون‏آشام دارند؟ و از تشكیلات خود بخواهند كه بابت این همه وابستگى به جنایتكاران اشغالگر، توضیح قانع كننده بدهند.

با توجه به روابط وسیع و صمیمانه و اعتماد مشتركى كه میان صهیونیسم و بهائیت وجود دارد، طبیعى است كه جهان اسلام و آزادگان عالم، به حضور عناصر این تشكیلات در بین خود با دیدهِ سوءظن نگریسته و با آنان برخورد طردآمیز پیش بگیرند و متقابلاً بدیهى است كه وقتى بهائیت، كاكل خود را این‏گونه محكم به زلف صهیونیسم گره مى‏زند، نمى‏تواند ادعا كند كه استقرار مركزیت این تشكیلات در اسرائیل، صرفاً به دلیل قرار داشتن قبور سران فرقه در فلسطین اشغالى بوده و به این دلیل است كه اسرائیل به عنوان قبلهِ اهل بهاء برگزیده شده است.

با وجود این پیوند عمیق، بدیهى است كه بهائیان باید در هزینه ‏هایى كه اسرائیل و صهیونیسم جهانى (در برابر خروش انقلابى مظلومان و محرومان جهان) مى‏پردازند، سهیم و شریك باشند.

 

مطالب مرتبط
انقلاب اسلامی و بهائیت
نقدهای وارده بربهاییت2
نقدهای وارده بربهاییت1
حزب سیاسی بهاییت
یاران ابلیس1
شعارصلح عمومی
بهاییت وجلب اعتمادكامل اسرائیل
ایادی امرالله
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی