صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
کتاب پیام پدرفضل الله مهتدی معروف به صبحیبرترین گشایش و فرجاخلاق جنسی بهائیتعبدالبهاءانشعاب در بابیترهبران چند چهره بهائیتاصول اعتقادى و احكام فرقه بهائیت چگونه است؟
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 13 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,439 بازدید دیروز : 2,521 بازدید کننده ارمزو : 268 بازدید کننده دیروز : 424 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 8,493 بازدید ماه : 21,466 بازدید سال : 21,466 بازدید کلی : 21,466 ● اطلاعات شما آی پی : 3.235.108.188 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

تناقض شعاروعمل دربهاییت

میکائیل
:
بازدید : 3

عباس افندی بر آن بود که «بین قوای دینییه و سیاسیه تفکیک لازم است» و هم او گفته است که «بهائیان به امور سیاسی تعلقی ندارند»


 و مهمتر از آن، از منظر وی: «میزان بهائی بودن و نبودن این است که هر کس در امور سیاسیه مداخله کند و خارج از وظیفه خویش حرفی زند یا حرکتی نماید، همین برهان کافی است که بهائی نیست، دلیل دیگر نمی‌خواهد... نفسی از بهائیان اگر بخواهد در امور سیاسیه در منزل خویش یا محفل دیگران مذاکره بکند، اول بهتر است که نسبت خود را از این امر [بهائیت] قطع نماید و جمیع بدانند که تعلق به این امر ندارد. خود می‌داند، و الا عاقبت سبب مضرت عمومی گردد». بر همین مبنا، به پیروان خود حکم می‌کند و همچنین به آنان اطمینان می‌دهد که: «به نصوص قاطعه الهیه، در امور سیاسی ابداً مدخلی نداریم و راءیی نزنیم».[سیدمحمدباقرنجفی،بهاییان،ص755به بعد] . 
شوقی که پس از عباس افندی رهبری بهائیان را به دست گرفت نیز در این زمینه سخنان فراوانی دارد. برای نمونه، می‌گوید: «معاذالله از مداخله در امور سیاسی، احباء باید به کلی از این شئون در کنار باشند و از هر وظیفه‌ای که منجر به مداخله در امر سیاست شود، بیزار گردند».[همان،ص758] .

‌صادر کنندگان احکام و فتاوای یاد شده، علمای ایران را به علت مداخله آنان در سیاست، محکوم کرده و ادعا می‌کنند که حضور علمای شیعه در صحنه سیاست در چند قرن اخیر، باعث زیانهای فراوانی به جامعه و کشور گردید.[عباس افندی"عبدالبها"رساله سیاسیه،ص21-25]  وقتی رهبران کیشی اصولاً دین را از سیاست جدا شمرده و ادعا کنند خود به این مرام پای‌بندند و اکیداً نیز از پیروان خود بخواهند که چنین باشند، و حتی شرط و نشانه بهائی بودن را عدم پیوند با سیاست بدانند، طبیعی و منطقی است که مداخله علمای اسلام و شیعه در امور سیاست را محکوم بکنند. اما واقعیات عینی تاریخ از عملکرد بهائیان و رهبران آنها، حکایت دیگری دارد و ماهیت دیگری از آنان ترسیم می‌کند.‌

‌به گواه تاریخ، رهبران بهائی، حکم جدایی دین از سیاست و عدم مداخله علمای روحانی در امور سیاسی را تنها برای علمای اسلام و ایران صادر کرده‌اند و خود را مشمول آن حکم ندانسته و با تمام وجود در صحنه سیاست فعال بوده و هستند. این رویکرد و مواضع دوگانه، دست کم هنگامی می‌تواند اعتباری در عالم عقل و علم بیابد که تاریخ بر زیانبار بودن مداخله علمای ایران در امور سیاسی، و سودمند بودن فعالیت‌های سیاسی بهائیان برای سرنوشت جامعه و کشور گواهی بدهد. و این در حالی است که تاریخ در این باره قضاوت دیگری داشته و اوراق آن مشحون از دفاع مؤ‌ثر علما از این آب و خاک و تمامیت ارضی ایران و دفاع از حریم دین آسمانی اسلام در مقابل هجوم نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی غرب استعمارگر از یکسو، و همسویی فعالیت‌های فرقه بابیه و بهائیه ــ به مثابه حزبی سیاسی ــ با بیگانگان و دشمنان کشور از سوی دیگر است.‌ 



مطالب مرتبط
فحاشی بهاءالله به شیعیان
بهائیت و تعدد زوجات
بهائیت جواب خواهد داد؟!
عدم اعتقادبهاییان به تعالیم وسوء استفاده ازآنهابرای خوش خدمتی به استکبار
میرزابهاء واقدس
اعتراف باب به وجودامام زمان
ازدواج و طلاق در بهائیت
سزای دزدی در نزد بهائیان
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی