صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
یاران ابلیس4بهائیت، دوست دشمن وطنکتاب بهائیاناعطای لقب سر به عبدالبهاءتحری حقیقت در دیدگاه مستبصرین بهائیبهائیت و امیر کبیر«باب» و جریان شناسی انحرافی «بابیت»1«شیخیه» بستر پیدایش بابیت و بهائیت 2
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 872 بازدید دیروز : 2,022 بازدید کننده ارمزو : 42 بازدید کننده دیروز : 80 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 872 بازدید ماه : 872 بازدید سال : 29,983 بازدید کلی : 29,983 ● اطلاعات شما آی پی : 3.236.175.108 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

سراب رهبری در بهاییت

میکائیل
:
بازدید : 2

  بیت العدل آخرین خانه امید بهائیان است که به ریاست ولی امر بهائی و مجمعی 9 نفره منتخب بهائیان جهان و برای تشریع قوانین بهائی دایر گردیده است که اهمیت آنرا بهتر است از زبان رهبران این فرقه بخوانیم.دركتاب اقدس آمده 

«قد کتب علی کل مدینه ان یجعلوا فیها بیت العدل و یجتمع فیها النفوس علی عدد البها ان ازداد لاباس»  بدرستیکه واجب است که در هر شهری یک مجلس بیت العدل شامل 9 نفر تشکیل شود و اگر تعداد آن بیشتر شود اشکالی ندارد.(اقدس، نوشته بهاالله، چاپ تهران صفحه 26 و گنجینه حدود و احکام باب 27 صفحه 213 ) 

بهاءالله برای دوران بعد از مرگ خویش به تقلید از نظام قانونگذاری انگلیس پیشنهاد تشکیل یک هیات 9 نفری به ریاست حتمی جانشینان خود تحت عنوان «ولی امراله» را مطرح کرده است تا نظام حقوقی و رهبری بهائیت را سر و سامان دهند. 

در سیستم حقوقی بهائیت دو سازمان مجزا و مکمل هم وجود دارند:1- سازمان تشریع كه منابع قانونگذاری را گویند 2- سازمان تبیین عبارتند از کسانیکه حق تبیین و تفسیر عبارات و کلمات رهبران را دارند.

منابع قانونی یا سازمان تشریع در بهائیت عبارتند از: 

1- کتاب اقدس بهاءالله و دیگر آثار او 

2- بیت العدل اعظم

3- قوانین سلاطین و دولتهای آنان. 

مطالعه کتاب اقدس و دیگر آثار بهاءالله نشان می دهد که «متون حقوقی بهائیت» شامل سه بخش است: 

اول- برخی احکام میرزا علی محمد باب در کتاب بیان که عینا با کمی تصرف نقل شده. 

دوم- نسخ و یا رفع بعضی احکام بیان که غیر قابل اجرا و ضد حقوق بشر بوده است. 

سوم- بیان برخی احکام تازه در عبادات و حدود و کیفرهای جرائم توسط بهاءالله در کتاب اقدس و سایر آثار او. 

مطالعه آنها نشان میدهد که عموما این احکام مبهم و گنگ و بصورت فعلی غیر قابل اجرا هستند (مانند کیفر دزدی ارث و حدود زنا و...) با توجه به عدم وجود و حضور بهاءالله و جانشین وی عبدالبها و شوقی افندی بیت العدل اعظم آخرین امید بهائیان برای تشریع قوانین مورد نیاز است. مهمترین منابع مربوط به بیت العدل در کتب اقدس اشراقات لوح بیت العدل (توسط بهاالله) و الواح وصایا از عبدالبهاء و دور بهائی از شوقی افندی می باشند و کتاب گنجینه حدود و احکام نیز عین مدارک را از کتب فوق الذکر جمع بندی نموده است.درکتابالواح وصایا (صفحه 15 و 16 چاپ مصر)  

و کتاب نظر اجمالی در دیانت بهائی (صفحه 68)و گنجینه حدود احکام (باب 27) آمده است

: «اما بیت العدل الذی جعله الله مصدر کل خیر و مصونا من کل خطا. باید به انتخاب عمومی یعنی نفوس مومنه تشکیل شود و اعضا باید مظاهر تقوای الهی و مطالع علم و دانائی و ثابت بر دین و خیرخواه نوع انسانی باشند و مقصد بیت العدل عمومی است یعنی در جمیع بلاد بیت العدل خصوصی تشکیل شود و آنان بیوت بیت العدل عمومی را انتخاب نمایند. این مجمع مرجع کل امور است و موسس قوانین و احکامی که در نصوص الهی موجود نه و جمیع مسائل مشکله در این مجلس حل گردد و ولی امراله رئیس مقدس این مجلس و عضو اعظم ممتاز غیر قابل عزل آن خواهد بود». 

2- سازمان تبیین- کسانیکه حق تفسیر و تبیین عبارات آسمانی را در بهائیت دارند عبارتند از: عبدالبها و پس از او سلسله اولیاء امراله (کتاب اقدس و لوح عهدی) عبدالبها در ص 11 تا ص 16 الواح وصایا (منقول در کتاب نظر اجمالی ص 66 تا ص 68) صراحتا میگوید: 

«ای یاران مهربان بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان و افنان سدره مبارکه و ایادی امراله و احبای جمال ابهی توجه به فرع دو سدره که از دو شجره مقدسه اثبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانیه بوجود آمده یعنی شوقی افندی نمایند. زیرا آیات الله و غصن ممتاز و ولی امراله و مرجع جمیع اغصان و افنان و ایادی امراله و احباالله است و مبین آیات الله و من بعده بکرا بعد بکر یعنی در سلاله او و فرع مقدس و ولی امراله و بیت العدل عمومی که به انتخاب عموم تاسیس و تشکیل شود و در تحت حفظ و صیانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی روحی لهماالفدا است. آنچه قرار دهند من عندالله است. حصن متین امراله با طاعت من هو ولی امراله محفوظ و مصون ماند و اعضای بیت عدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امراله باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجه و خضوع و خشوع را به ولی امراله داشته باشند..................... ای احبای الهی باید ولی امراله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد......... ولی امراله رئیس مقدس این مجلس و عضو اعظم لاینعزل و اگر در اجتماعات بالذات حاضر نشود نائب و وکیلی تعیین فرماید و اگر چنانچه عضوی از اعضاء گناهی ارتکاب نماید که در حق عموم ضرری حاصل شود ولی امراله صلاحیت اخراج او را دارد بعد ملت شخص دیگری را انتخاب نماید........... و حقوق الله راجع به ولی امراله است تا در نشر نفحات الله و ارتفاع کلمه الله و اعمال خیریه و منافع عمومیه صرف گردد.» 

در صفحه 75 کتب نظر اجمالی به نقل از سند 105 بدیع نوشته شوقی آمده است: «این نظم بدیع... بر دو رکن رکین استوار است رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت العدل اعظم الهی که مرجع تشریع است. همچنانکه در این نظم الهی تفکیک بین احکام شارع امر و مبادی اساسیه اش که مرکز عهد و میثاقش تبیین نموده ممکن نه انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال است.» 

در صفحه 77 دور بهائی آمده است:«هر گاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله متنزع شود اساس این نظم متزلزل و الی الابد محروم از اصل توارثی می گردد که بفرموده حضرت عبدالبها در جمیع شرایع الهی برقرار بوده است.» 

اینک با مقایسه موارد فوق و سیر تاریخ و سیستم فرقه بهائیت در می یابیم که در سال 1336 هـ. ش که مرگ شوقی فرا رسید علیرغم وصیت جد امجدش فرزندی نداشت و اصلا عقیم بود لذا نتوانست جانشین خود را تعیین نماید و بدین ترتیب سازمان تبیین با آن کبکبه و دبدبه همراه با شوقی در خاک دفن شد و این برترین دلیل بر باطل بودن بهائیت و عدم الهی بودن این فرقه است. 

پس از او سران و کارگردانان بهائیت به رهبری زن آمریکائی شوقی (روحیه ماکسول) بدست و پا افتادند و با برقراری کنفرانسی در سال 1342 هـ. ش در لندن 9 نفر را بعنوان اعضای بیت العدل انتخاب کرده و در حیفا در اسرائیل مستقر نمودند و تا بحال نیز چندین بار تجدید انتخاب گردیده لکن بنا به مدارک و اسناد موجود و بدلیل عدم وجود رکن اول و اعظم یعنی ولی امراله در این فرقه بیت العدل اصالت - اعتبار و مشروعیت ندارد زیرا: 

1- در صفحه 76 دور بهائی اشاره به بیت العدل و ولی امراله می گوید:«........... و چون این دو موسسه لاینقسم متفقا باجرای وظایف پردازند امور تمشیت پذیرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امراله ترویج یابد.» 

2- در صفحه 77 دور بهائی نیز می گوید:«قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو موسسه هیچیک با یکدیگر متناقض نیست و به هیچ وجه از مقام اهمیت دیگری نمی کاهد». 

گاهی در پاسخ گفتار اخیر می گویند که بیت العدل وظیفه ولی امرالله را انجام می دهد و دیگر نیازی به وجود او نیست. در حالی که بطلان سخن آنان را از روز روشنتر می دانیم ایشان را به عبارت صفحه 80 دور بهائی ارجاع میدهیم که می نویسد:«هیچیک از این دو نمی تواند بحدود مقدسه دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدی نخواهد نمود. هیچیک در صدد تضعیف سلطه و اختیارات منصوصه مسلمه دیگری که از طرف خداوند عنایت گشته است برنخواهد آمد.» 

عقیم بودن شوقی افندی مسئله غیر مترقبه ای بود زیرا خود او هم پیش بینی آنرا نکرده بود زیرا:اولا: در صفحه 82 دور بهائی می نویسد:  «ولی امر حاضر و ولاة امر در مستقبل ایام باید با اقوال و اعمال خود کاملا به حقیقت این اصل مهم آئین نازنین ما شهادت دهند.» 

ثانیا: نظر اجمالی صفحه 31 می نویسد:«تنصیص حضرت عبدالبها بمقام شوقی ربانی ولی امراله و دستور تعیین ولی امراله های متوالی که همگی مقام ولایت امراله و ریاست دائمی بیت العدل را دارند.» 

به واسطه بروز یک چنین اختلاف بزرگی پس از تشکیل اولین بیت العدل بهائیان دسته دسته گردیدند و به ریمی ها (بهائیان ارتدوکس حقیقی) و سمایی ها و....... تقسیم شدند. گروهی از بهائیان بعد از مرگ شوقی یکی از ایادیان امر بنام چارلز میسن ریمی را که در زمان شوقی افندی رئیس هیات بین المللی بهائی بود به ولایت امر برگزیدند و امروز در گوشه و کنار دنیا من جمله ایران وجود دارند و کتب و نشریاتی هم در اثبات مقام ریمی و جانشین وی بنام جوئل مارنجلا و رد بیت العدل حیفا پخش و منتشر می نمایند و دارای سایت فعالی تحت عنوان ارتودوکس بهائی می باشند و مقر اصلی رهبر آنان در استرالیا می باشد. و دارای مرکز تبلیغی و محافل متعدد در آمریکا می باشند. چه مناسب است یادآوری کلام عبدالبها که در جلد 1 بدیع آلاثارصفحه 119 می گوید:«اگر بهائیان دو فرقه شوند و هر یک بیت العدلی بنا کنند و مخالفت یکدیگر نمایند هر دو باطل است.» 

بنابراین به استناد معتبرترین مدارک و ماخذ بهائی بیت العدل فعلی به هیچ وجه اصالت و اعتبار و مشروعیت ندارد زیرا از داشتن رئیس دائمی و عضو ممتاز و برتر و منصوب شده از طرف ولی امر قبلی محروم میباشد و نخواهد توانست نقش اساسی خود را در قانون گذاری بهائیت بازی کند و حکم کاریکاتور و سرابی از بیت العدل مکتوب در الواح وصایا را خواهد داشت. 

از طرف دیگر حکم ریاست ولی امر بهائی بر بیت العدل به علت عقیم بودن شوقی به هیچ وجه قابل نسخ و بداپذیر نیست چون حتی در الواح وصایا آمده که اگر فرزند ذکور ولی امر شایسته نبود بایستی غصن دیگری را انتخاب نماید و این تقصیر از شوقی افندی بوده است که وظیفه انتخاب ولی امر بعد از خود را انجام نداده است. 

خلاصه آنکه بیت العدل اعظم خوابی پریشان بود که روسای بهائیت برای آینده مسلک ساختگی خود دیده بودند که هرگز تعبیر نشد و بیت العدل مستقر در اسرائیل همانند سراب رهبری کننده جامعه بهائیت بدون حضور ولی امر در اختیار بهائیان امریکائی و انگلیسی قرار گرفته است. چون در حال حاضر اکثر اعضای 9 نفره بیت العدل فعلی امریکائی و انگلیسی هستند حال آنکه بهائیان این دو کشور بسیار اندک و قلیل هستند.

 

مطالب مرتبط
بهائیت جواب خواهد داد؟!
بیت العدل و تبلیغ 2
جاسوسان استکباردرایران
مدعیان نبوت دربهائیت
سرپیچی عبدالبهاء
بهاییت وبیزاری ازدموكراسی
قبرساختگی باب درحیفا
ترفندمظلومیت نمایی بهاییان
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی