صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
زندگی نامه عبدالبهاء1عبدالبهاءتزویروخودخواهی خدای بهاییانارتباط شیخیه با بابیت و بهائیتروزه و معاد و ... بهائیانبهائیت و امیر کبیرکتاب پشت دیوار تشکیلات بهائیتکتاب الفاضلیه جلد 2
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 547 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 7 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,201 بازدید دیروز : 2,372 بازدید کننده ارمزو : 129 بازدید کننده دیروز : 294 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 1 بازدید هفته : 13,136 بازدید ماه : 26,109 بازدید سال : 26,109 بازدید کلی : 26,109 ● اطلاعات شما آی پی : 34.237.124.210 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

كاتب عبدالبهاء وعلل تقریرخاطرات

میکائیل
:
بازدید : 2

 تغییرپیداكردن عقیده سبب شد که وی از طرف بهائیان تکفیر و تفسیق شود و رویه‏ ای خصومت‏ آمیز با وی در پیش گرفته شد و تصمیمات بسیاری بر ضد وی اتخاذ گردید. حتی دائره‏ی فشار بر خانواده ‏ی وی هم گسترده شد؛ به طوری که از سوی پدر هم - که بهائی بود - طرد گردید. 

صبحی علی‏رغم آن که بسیار به سختی افتاده بود چندی سکوت اختیار کرد تا بلکه موجب فراموشی موضوع گردد و در گوشه‏ ای زندگی گوشه‏ گیرانه ‏ای در پیش گیرد، ولی بهائیان دست از وی برنداشته و در اذیت و آزارش کوشیدند، تا این که وی برای دفاع از خود و بیان حقایق و علل برگشت خود از بهائی‏گری، مجبور شد شرح دگرگونی و خاطرات دوران بهائی‏گری و فعالیت‏هایش را رادوجلد(کتاب صبحی_پیام پدر)بنگارد و ناگفته‏ های درون این فرقه را فاش نماید. این دو کتاب در واقع حقایقی جالب درباره ی بهائیگری و فساد داخلی رهبران این دار و دسته ی سیاسی است.این دو کتاب برای شناخت ماهیت و حقیقت شکل جدید ارتجاع و خرافات، و مظهر کمال مذهب سازی بوسیله ی استعمارگران، کمک فراوانی می کند و اسرار جالبی را برای نخستین بار افشاء می سازد. وی از بهائیت به آغوش اسلام بازگشت و پرده از کار سران آن برداشت. وی همچنان که خود نوشته هیچ گونه بغض و عداوتی با « بهائیت» نداشته و تلاش کرده است تا از منظر یک فرد آشنا به حقایق، موضوع را طرح و مورد بحث قرار دهد و در این راستا باید نگرش و دوری وی از حب و بغض شخصی، او را ستود؛ از این رو در صداقت و امانت وی نمی‏توان تردید روا داشت. بر همین اساس کتاب روایتی جالب، جذاب و خالی از یکسونگری عنادآمیز است که نه از سوی مخالفان، بلکه از سوی یکی از مبلغان برجسته و محرم اسرار و منشی مخصوص عبدالبهاء، کاتب وحی! و واسطه‏ی فیض حق و خلق! به نگارش درآمده است؛ آن هم نه از سر عناد و خصومت، بلکه از سر کشف و تحری حقیقت. 

علی‏رغم رویگردانی کامل صبحی از بهائیت، چون مورد اعتماد و محرم اسرار عبدالبهاء - عباس افندی - بوده، همه‏ ی اسراری را که آگاه بوده افشا نمی‏سازد و خود در این باره چنین استدلال می‏کند:«تمام این اسرار را که عبدالبهاء به صرف اعتماد و راستی و درستی من، مکتوم نمی‏داشت، افشا نمی‏نمایم تا گذشته از این که نفس عمل محمود و ممدوح نیست ظن او نیز بر امانت من نزد اهل خرد فاسد نگردد و هم در نزد آزادمردان از مردی و اهلیت دور نباشم».

صبحی در کتاب اول خود توجه ویژه ‏ای به مباحث بنیادی و اعتقادی دارد که در تاریخچه‏ ی پیدایش بهائیت و معتقدات بهائیان و در مبانی اعتقادی اسلامی، به تبیین و تشریح حقایق پرداخته است و ضمن بیان خاطرات دوران وابستگی خود به بهائیت، شاخصه ‏های اعتقادی اسلامی را به عنوان رهائی‏ بخش انسان و برترین مبانی دینی به خواننده ‏ی خاطرات عرضه می‏دارد. تا بلکه خوانندگانی که بهائی هستند از این رهگذر پی به بی ‏بنیانی عقاید خود ببرند و با عقاید مستحکم اسلام آشنا گردند. 

صبحی پس از گذشت بیست سال از انتشار «کتاب صبحی یا خاطرات زندگی» در سال 1332، «پیام پدر»  را منتشر کرد. عنوان «کتاب صبحی» در سال 1312 شمسی در مطبعه‏ ی دانش تهران به چاپ رسید و بخش دوم آن در سال 1332 ش تحت عنوان «پیام پدر» منتشر گردید. 

 کتاب «پیام پدر» را می‏توان جلد دوم خاطرات صبحی دانست گرچه شباهت‏هایی در برخی از فرازهای آن هست، ولی شرایط زمانی و مکانی راوی موجب شده است کیفیت و کمیت بیان در «پیام پدر»، متفاوت از خاطرات قبلی باشد.  در «کتاب صبحی» او بیشتر بر آن است تا ضمن بیان خاطرات خود ناراستی‏های بهاییان را بیان داشته و دلایل و براهین عقلی و نقلی خود را برای روی‏گردانی از بهاییت طرح نماید. در این خاطرات گزارش‏ها و روایات از مراکز بهاییت با مرگ عبدالبهاء ناقص می‏ماند که در «پیام پدر» این بخش تکمیل می‏شود. قلم صبحی با  توجه به وضعیت موجود بهائیان و رهبری آن تند شده و به اوج رسیده است. در این قسمت طرح مباحث اعتقادی کمتر مورد توجه بود. همت بیشتر راوی بیان واقعیت‏های این فرقه است. 

هر چند که طرف صبحی در «پیام پدر» به ظاهر جوانان ایران زمین است اما در واقع خطاب اصلی او بهاییان است که خواسته یا ناخواسته در دام این فرقه افتاده‏اند و صبحی می‏کوشد تا بلکه آنان را به تعقل و تدبر وادارد... [1]



[1]-خاطرات زندگی صبحی وتاریخ بابیگری وبهاییگری،چ3،ص33-36 

برچسب ها :
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی