صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
سهم خواهی بهائیت از مجلستعالیم دوازده گانه بهاییت2توهین به مقدساتعقائد و افكار بهاییانغارتگری بهائیان دربار پهلویبهائیت جواب خواهد داد؟!ملاقات كنندگان با امام زمان عجل الله فرجهمعرفی کتابهایی جهت شناخت فرقه بهائیت
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 1,613 بازدید دیروز : 2,181 بازدید کننده ارمزو : 70 بازدید کننده دیروز : 195 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 15,729 بازدید ماه : 28,702 بازدید سال : 28,702 بازدید کلی : 28,702 ● اطلاعات شما آی پی : 3.238.186.43 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

باب وانكارادعاهایش درمناظره با علما

میکائیل
:
بازدید : 4

ب) اصفهان: باب در اصفهان نیز با برخی از علمای شهر مناظره داشت و در آنجا هم حكیم جلوه (كه با استادش: میرزا حسن نوری در مجلس حضور داشت) شاهد طفره باب از پاسخ به سؤ الات علمی نوری بود. [7]

ج) تبریز: زمانی كه باب را برای مناظره با علما، از زندان چهریق (اطراف ارومیه) به تبریز می آوردند، در سر راه، مردم ارومیه (به اعتبار «سـیـادت» بـاب، و به ویژه شایعاتی كه درباره ی ارتباطش با امام عصر «عج» بر سر زبانها بود) از وی به گرمی استقبال كردند، و موج این احساسات، به تبریز نیز رسید. این مطلب، در منابع تاریخی (اعم از بابی و غیر آن) بازتاب یافته است. [8] حجة الاسلام نیّر، كه خود و پدرش در جلسهِ گفتگوی علما با باب حضور داشتند، می نویسد: اگر مناظرهِ علمای تبریز با باب انجام نمی شد و «پایهِ جهالت» وی «در آن مجمع بر عارف و عامی به آن وضوح منكشف نمی شد، در همان روز تقریباً یك ثلث اهل آذربایجان از نفس شهر و نواحی، مستعدّ این بودند كه» به باب ایمان آورده و مطیع وی گردند و در راه او جهاد كنند. [9] .

اما برغم این اقبال اولیه، زمانی كه گفتگوی باب با علما پایان یافت، ورق كاملاً برگشت و به گواه خود بابیان: علما و مردم تبریز یكپارچه با باب مخالف شدند. سید حسین یزدی (كاتب باب) كه آن ایام در تبریز بود، در نامه به دایی باب (حسنعلی شیرازی) نوشت: در تبریز، «كلّ اهل بلد» از شیخی و غیر شیخی و حاكم و محكوم و تابع و متبوع، همگی «متفق شدند در جحد [انكار] و عدم استماع به كلمات اهل حق [= بابیه] و كل، متفقاً مشتعل كردند نار انكار خود را» بر باب، و حتی در حق او خیالات بدی داشتند كه از تهران فرمان رسید او را به زندان چهریق برگردانند و این جان باب را نجات داد. [10] .

علت، ناگفته پیدا است: باب در بحث با علمای تبریز، شكست خورد و این امر، بی بنیادی ادعایش را بر همگان آشكار ساخت. نكتهِ درخور ملاحظه در آن مناظره، این است كه سؤ الات علما از باب، حتی به اعتراف منابع بهائی [11] ، پرسشهایی «سطح پایین» بوده و «سیر نزولی» داشته است. پیدا است كه اگر باب از پاسخ به سؤ الات اولیه درنمی ماند، علما ناچار می شدند سـطح سؤ الات را بالاتر برده و بدان روند «صعودی» بخشند.

به این ترتیب، باب پس از شكست مفتضحانه در بحث با علما، چوبكاری شد و سپس عریضه ای خطاب به ولیعهد نوشت و در آن، ضمن برائت از از ادعای بابیت و دیگر ادعاها، اظهار توبه و استغفار كرد.

 


[1] ر.ك، نامهِ ملا عبدالكریم قزوینی (دستیار و كاتب باب) به دایی بزرگ وی، حاجی میرزا سید محمد تاجر شیرازی (عهد اعلی...، ابوالقاسم افنان، ص 277.

[2] ر.ك، نامهِ جالب سید ابوالقاسم، برادر زن باب، به دایی باب، سید محمد (همان، صص 170ـ172).

[3] ر.ك، نامهِ دایی كوچك باب (حسنعلی) به سید محمد (دایی بزرگ باب) پس از فرار باب از شیراز (عهد اعلی...، ص 175).

[4] در این باره ر.ك، از منابع بهائی: تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ترجمهِ اشراق خاوری، لجنهِ ملی نشر آثار امری، تهران 1325ـ13329ش / 103 بدیع، ص 138؛ عهد اعلی...، ابوالقاسم افنان، ص 167 و 189ـ190 و نیز ص 133 (اعتراف حسن موقر بالیوزی، از سران بهائیت)، و از منابع مسلمان: روضه الصفای ناصری، رضاقلی هدایت، تهران 1339، 10/311؛ فتنهِ باب، اعتضاد السلطنه، تعلیقات دكتر نوایی، ص 15. تكذیب باب در شیراز حتی در منابع خارجی معاصر واقعه (نظیر: تایمز لندن، 19 نوامبر 1845 و خاطرات لیدی شیل، ترجمهِ دكتر حسین ابوترابیان، ص 127) بازتاب یافته است. برای عبارت تایمز ر.ك، عهد اعلی...، صص 128ـ129؛ كتاب حضرت رب اعلی، ح.م. بالیوزی، ص 62، كه هر دو از منابع بهائی است.

[5] تلخیص تاریخ نبیل زرندی، ترجمهِ اشراق خاوری، لجنهِ ملی نشر آثار امری، تهران 1325ـ1329ش / 103 بدیع، ص 141.

[6] اسرار الاثار، فاضل مازندرانی، مؤ سسهِ مطبوعات امری، 124 بدیع، 1/179.

[7] مجلهِ گوهر، سال 5، ش 7، مهر 1356، ص 501 به بعد، مقالهِ استاد محیط. دربارهِ مذاكرات باب و علمای اصفهان، و نقد اظهارات منابع بهائی در این زمینه، ر.ك، بهائیان، محمدباقر نجفی، صص 176ـ183.

[8] در این باره از منابع بهائی، ر.ك، الكواكب الدریه، 1/223؛ عهد اعلی...، صص 310ـ312 و 314ـ317 و 370؛ ادیان بابی و بهائی 1844ـ1944، موژان مؤ من، ص 74. از منابع دیگر نیز ر.ك، اظهارات ملا محمد تقی مامقانی (حجة الاسلام نیر) در رسالهِ «گفت و شنود سید علی محمد باب...»، چاپ حسن مرسلوند، ص 40.

[9] گفت و شنود...، صص 25ـ26.

[10] ر.ك، عهد اعلی...، صص 337ـ 338. نامهِ ملك قاسم میرزا، حاكم ارومیه، به امیركبیر (7 ربیع الاول 1265ق) كه «بالمرّه بابی در آذربایجان نمانده» (همان، ص 389) نیز مؤ ید همین امر است.

[11] برای نمونه ر.ك، الكواكب الدریه، 1/224ـ 225

برچسب ها :
مطالب مرتبط
انقلاب اسلامی و بهائیت
نقدهای وارده بربهاییت2
نقدهای وارده بربهاییت1
حزب سیاسی بهاییت
یاران ابلیس1
شعارصلح عمومی
بهاییت وجلب اعتمادكامل اسرائیل
ایادی امرالله
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی