صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
سرداب امام زمان (عج)حسینعلی نوری معروف به بهاءاللهچرا شوقی اختیار طلاق را به همسرش داد؟وضو در بهائیتکتاب ماجراهای باب و بهاء انتظار پویایاران ابلیس2دین دارى آخرالزمان
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 549 کل نظرات : 0 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 0 ● آمار بازدید بازدید امروز : 319 بازدید دیروز : 1,696 بازدید کننده ارمزو : 37 بازدید کننده دیروز : 123 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 1 بازدید هفته : 2,015 بازدید ماه : 2,015 بازدید سال : 31,126 بازدید کلی : 31,126 ● اطلاعات شما آی پی : 3.232.129.123 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان

بررسی شعار عدم مداخله در امور سیاسی از تعالیم بهائیت

میکائیل
:
بازدید : 3


این در حالی است که دین مبین اسلام ، مردم را به اطلاع و آگاهی از جامعه دعوت میکند

« امر به معروف و نهی از منکر »نمونه ای از این اهمیت اسلام به جامعه است که جزء فروع دین اسلام و از واجبات موکد است

حضرت علی علیه السلام میفرمایند: " لا تترکوا الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فیولی علیکم شدادکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم "

_ امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می گردند آنگاه هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد _                     نهج البلاغه / نامه 48

 

با مطالعه زندگی حضرت رسول اکرم  صلی الله علیه و آله والسلم و ائمه معصوم علیهم السلام به روشنی میتوان اهمیت دادن به امور جامعه و مردم را مشاهده کرد . هدف اصلی ائمه معصوم علیهم السلام  رهبری و هدایت مردم و جامعه چه در امور دینی و چه در امور سیاسی است ، این هدف آنقدر مهم است که امام علی علیه السلام در حین نماز و امام حسین علیه السلام با اهل بیت و اصحابش در کربلا به شهادت میرسند و میتوان گفت که دیگر ائمه معصوم علیهم السلام نیز بخاطر امامت و هدایت جامعه به شهدت رسیده اند .

دین اسلام با عرفان صوفیانه و گوشه نشینی منهای جامعه به شدت مخالف است و عبادت زاهدانه صرف و صوفیه منشی را نمی پذیرد و عرفانی که به دیگران سودی نبخشد و مردم را آگاه نکند را قبول ندارد ، نماز جماعت و نماز جمعه از جمله عبادتهای اجتماعی هستند .


اما بهائیت و شعار عدم مداخله در امر سیاسی

بعداز ادعاهای  سید علی محمد شیرازی (باب)  و دستگیری و بازداشتش در قلعه ماکو ، عده ای از بابیان و یاران علی محمد باب در بدشت دور هم جمع شدند و به توطئه و فتنه انگیزی در مورد دین مبین اسلام پرداختند ، در این واقعه دین اسلام را منسوخ اعلام کردند .

مهمترین صحنه گردانان واقعه بدشت ، زرین تاج برغانی قزوینی (قرة العین) ، میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) و ملا محمد علی بارفروش (قدوس) بودند .

در انتها منجر به درگیری با مردم بدشت شد که حسینعلی بهاء به سختی از این غائله نجات یافت .

از دیگر اقدامات سیاسی که حسینعلی بهاء و دوستان و یاران علی محمد باب در آن دخالت داشتند و مسبب اصلی بوده اند میتوان به :

فتنه مازندران در قلعه طبرسی  ( 1264 ق )

فتنه زنجان  ( 1266 ق )

واقعه نیریز  ( 1850 م )  که حدود 500 الی 600 نفر بابی در این واقعه کشته شدند

و ترور علامه محمد تقی برغانی معروف به شهید ثالث ،  اشاره کرد .

 


ترور نافرجام ناصرالدین شاه قاجار

ترور ناصرالدین شاه را شاید از حیث سیاسی بتوان با اهمیت ترین واقعه تاریخ بابیت و بهائیت ارزیابی کرد.

پس از اعدام علی محمد باب توسط امیر کبیر ، گروهی از بابیان به سرکردگی شیخ علی ترشیزی ، قصد ترور ناصدالدین شاه ، امیر کبیر و امام جمعه تهران را کردند .

بسیاری معتقداند که ترور شاه با دبرنامه ریزی و دستور شخص حسینعلی بهاءصورت گرفته است. صدها نفر قربانی جاه طلبی و نقشه شوم حسینعلی نوری در این حادثه شدند.

بعداز ترور نافرجام  ناصرالدین شاه قاجار، حسینعلی بهائ بخاطر ترس از دستگیر شدن به سفارت روسیه در شمیرانات پناهنده شد و بخاطر روابط خانوادگی که لا دولت و سفیر روسیه داشت در آنجا از او حمایت کردند و از تسلیم او به نمایندگان شاه امتناع شد. سرانجام بخاطر اصرار دولت ایران ، سفیر روس او را به عنوان امانت به ماموران شاه تحویل داد و در حفظ و سلامتی و حراست از او بسیار تاکید کرد .

بالاخره با تلاشهای جدی سفیر روس در تهران ، حسینعلی بهاء پس از چهار ماه از زندان آزاد شد ولی با اصرار شاه از ایران تبعید شد .

حسینعلی بهاء پس از رسیدن به بغداد نامه ای به سفیر روسیه نوشت و مراتب تشکر و قدردانی خود را از او و دولتش اعلام کرد همچنین در لوحی خطاب به امپراطور روسیه ( نیکلاویچ الکساندر ) به کمک سفیر روسیه اشاره کرده و از وی تشکر میکند .

از جمله مسائل سیاسی دیگر بهائیت میتوان به درگیری های مکرر حسینعلی بهاء با برادرش میرزا یحیی صبح ازل اشاره کرد.

اختلاف او با برادرش بر سر قدرت آنقدر شدت گرفت که باعث فرار حسینعلی بهاء از بغداد به سلیمانیه عراق شد . اختلافات و درگیری های او با یحیی صبح ازل و دیگر بابیان آنقدر شدید و طولانی شد که باعث تبعید آنها به استانبول شد ادامهً درگیری ها بر سر قدرت موجب شد تا حکومت عثمانی ، حسینعلی بهائ را به عکا در فلسطین و یحیی صبح ازل را به جزیره ای در قبرس تبعید کند

 

عباس افندی ( عبدالبهاء )1260- 1340 ق

بعد از مرگ حسینعلی بهاء ، عباس افندی جانشین پدرش شد ، او نیز با برادر خود محمد علی افندی بر سر جانشینی اختلاف پیدا کرد و این اختلاف بر سر جاه طلبی و مقام منجر به درگیری میان دو برادر شد .

 

فاتح فلسطین

یکی از القاب عبدالبهاء  فاتح فلسطین  است این لقب بخاطر این به وی داده شده که در جنگ جهانی اول وقتی نیروهای انگلیسی در شکست فلسطین به مشکل برخوردند و توان جنگ خود را از دست داده بودند، عبدالبهاء انبارهای غله و گندم را در اختیار نیروهای انگلیسی قرار داد . او با این کار کمک شایانی به انگلیس برای تصرف و اشغال فلسطین کرد و برای همین از سوی دولت بریتانیا ملقب به لقب  سِر Sir  شد.

حمایتهای بی دریغ انگلیس از بهاءالله و عبدالبهاء در جای جای فرقهً ضاله بهائیت مشهود است و فقط کافی است که نظری در زندگینامه ی بزرگان آنان انداخت تا متوجه شد که این فرقه در تاسیس و طول حیات ضاله خود چه کمکهای از دول روسیه و انگلیس و امریکا و صهیونیستها گرفته است ، و برای گمراه کردن مردم دنیا مخصوصا ایرانیان چه نقشه های پلید و شومی را از صهیونیستهای اسرائیل انجام میدهند.

چگونه میتوان حرف این فرقه را در مورد « عدم مداخله در امور سیاسی » را پذیرفت حال آنکه تمام حیات این فرقهً ضاله مرهون انگلیس و اسرائیل است .

این تنها برگی از دفتر دروغ و نیرنگ تاریخ بهائیت بود حال ببینیم که نظر و عمل اعضای این فرقهً ضاله در مورد شعار مضحک  عدم مداخله در امور سیاسی  چیست ؟


 

امیر عباس هویدا

بعداز ترور حسنعلی منصور در اول بهمن 1343 ، امیر عباس هویدا  در حالی مفتخر به گرفتن پست نخست وزیری از رژیم پهلوی شد که به داشتن مسلک و عقیدهً بهائی خود و پدرش افتخار میکرد و در بهائی بودن او هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد ، او در دورهً قاجار به فرقه بهائیت پیوسته بود پدر او نیز بهائی مشهور دربار رضا شاه پهلوی بود و خود او طولانی ترین پست نخست وزیری محمد رضا پهلوی را از بهمن 1343 تا مرداد 1356 بر عهده داشت . این مدت از پرتنش ترین روزهای تاریخ رژیم پهلوی است چرا که نخست وزیر قبلی به دست دانشجویان مذهبی کشته شده بود و سراغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) بود .

امیر عباس هویدا زمانی نخست وزیر رژیم پهلوی شد که امام خمینی (ره) را به تازگی از ایران تبعید کرده بودند و تنش سیاسی و جنبش های اسلامی به رهبری روحانیت روز به روز در حال افزایش بود .

البته باید به پست های هویدا « معاونی دبیر کل حزب ایران نوین » و « دبیر کل دفتر مرکزی حزب رستاخیز» را اضافه کرد . حزب رستاخیزی که سابقه و هدف تشکیل ان فقط برای تثبیت رژیم پهلوی و سرکوب دیگر احزاب سیاسی بود .

حال سوال این است که چگونه بهائیت از شعار  (عدم مداخله در امور سیاسی) دم میزند ولی یکی از اعضای بارز این فرقه ، نخست وزیر رژیم پهلوی و دبیر کل حزب رستاخیز میشود؟

کافی است نگاهی به حوادث کودتای 28 مرداد 1332 و پشت پردهً حوادث سال 1343 که منجر به دستگیری و تبعید امام خمینی (ره) شد بیندازیم تا رد پای بهائیت به وضوح دیده شود . بسیاری از سخنان و مستندات درباریان رژیم پهلوی حاکی از دخالت مستقیم بهائیان در سیاستهای این دوران است .

البته میتوان به این لیست ، جاسوسی برخی بهائیان در زمان جنگ تحمیلی و دخالت مستقیم در فتنه سال1388 و اتفاقات عاشورای 88 را نیز اضافه کرد . عده ی زیادی از این افراد پس از دستگیری به بهائی بودن خود معترف بودند.

نتیجه

چگونه میتوان شعار  « عدم مداخله در امور سیاسی » بهائیت را باور مرد در حالی که بزرگان و اعضای این فرقه  به روشنی و آشکارا در سیاست های درران های مختلف دخالت میکنند .

 آیا پشت پرده این شعار چیزی جزء نیرنگ و فریب و دروغ هست ؟

آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی